وسواس روی جزئیات، یا فرار از مسئله اصلی؟
اگه بخوای از اسنپپی درگاه پرداخت اقساطی بگیری، توی گایدلاینهاشون یه قانون دقیق هست درباره اینکه وقتی کاربر میخواد درگاه بانکی رو انتخاب کنه، لوگو، عنوان و توضیحات درگاه باید چطور باشه:
توضیحات باید زیر عنوان باشه، نه جلوش.
خیلی دقیق.
این فقط یه اتفاق نیست. این یه جور «پاتولوژی» یا بیماری رایج توی خیلی از تیمهای محصوله.
تیمهایی که یاد گرفتن چطوری «دقت به جزئیات» رو با «حل مسئله» اشتباه بگیرن.
راحتترین راه برای فرار از سختترین بخش کار (یعنی تعریف ارزش واقعی محصول و حل مشکل کاربر)، اینه که غرق بشیم توی محدودیتهای ناچیز.
وقتی نمیدونیم محصولمون واقعاً قراره چه دردی رو دوا کنه، یا وقتی شجاعت تغییر مدل بیزنس رو نداریم، پناه میبریم به گایدلاینها. چون گایدلاینها امن هستن. بحث سر پیکسلها و جایگذاری متنها هیچ ریسکی نداره. هیچکس رو به چالش نمیکشه.
اما حقیقت اینه که وسواس روی تراز بودن متن در حالی که کاربر داره محصول رو ترک میکنه یا تجربه پرداختش افتضاحه، دقت به جزئیات نیست، یه جور مکانیسم دفاعیه برای ندیدن شکست.
دقیق بودن، وقتی روی چیزهای بیاهمیت باشه، فقط سرعت رسیدن به مقصد غلط رو زیاد میکنه.
پیکسلها درست میشن، ولی محصول هنوز غلطه.