گفتگو، همنوازیه یا جراحی؟
گفتگوی دوستانه مثل «همنوایی» و «همنوازی» میمونه.
مثل وقتی که دو نفر با هم گیتار میزنند؛ هدف این نیست که یکی از دیگری جلو بزنه یا با یک تکنوازی پیچیده، طرف مقابل رو به حاشیه بکشونه. هدف فقط اینه که ریتم حفظ بشه، بحث نباید یخ کنه. قرار هم نیست لزوما به حقیقت خاصی برسیم. هدف، حفظ رابطه و هماهنگیه.
اما در میدان کسب و کار و محصول، گفتگو مثل جراحیه.
وقتی روی یک مسئله پیچیده کار میکنید، نیاز به ریتم ندارید، نیاز به سرسختی دارید. هر کس باید بتونه فرضهای طرف مقابل را به چالش بکشه، ایدههای «بسیار ساده» رو رد کنه و بپذیره که حقیقت معمولاً پشت لایههایی از پیچیدگیه که با یک لبخند یا تایید ساده آشکار نمیشه.
در یک گفتگوی دوستانه، «بله، دقیقا» یعنی ما با هم هستیم.
در یک گفتگوی محصولی، «بله، دقیقا» یعنی احتمالاً داریم یک فرصت برای کشف اشتباهات رو از دست میدیم.
مسائل سخت با سادهسازیهای عجولانه حل نمیشن، بلکه با سرسختی در برابر پاسخهای راحت حل میشن.
همنوایی برای دوستانه، سرسختی برای محصول.