کی کلم بروکلی می‌خوره؟

مادر برای اینکه بچه‌اش رو ترغیب به خوردن کنه ازش می‌پرسه: اگه گفتی کی کلم بروکلی می‌خوره؟ وقتی بچه می‌پرسه کی، مادر پاسخ میده کریستین رونالدو (فوتبالیست).

این ماجرا من رو یاد وقتی می‌اندازه که یه طرح جدید به مالکان کسب‌و‌کار ارائه میشه. در مقابلش انواع موضع‌گیری رو داریم تا وقتی بپرسیم: اگه گفتید کی داره اینکار رو انجام میده؟ و بعد فورا اسم یکی از رقبا رو بیاریم.

و بعد طرح فورا تایید میشه.

نگاه جامع

توی درمانگاه اقبال شیراز مطب دکتر، اتاق تزریقات، تخت و خیلی چیزهای دیگه هست که نشون میدن یک درمانگاهه. اما من بعید می‌دونم وقتی ساخته می‌شده چنین نگاهی وجود داشته.

کنار هر تخت یه زنجیر آویزون شده که سِرُم رو بهش وصل می‌کنن. اما زنجیر رو از بالا لای سقف‌های کاذب فرو بردن (هیچ گیره‌ای براش تعبیه نشده). یعنی زمان ساخت ساختمان هیچ‌کس نمی‌دونسته قراره یک همچین چیزی اینجا آویزون باشه و براش یه فکری بکنه.

«راهکارهای جاری بر اساس یک دید کلی از محصول طراحی نشدن. بلکه حاصل یک خلاقیت لحظه‌ای و بدون دوراندیشی هستن.»

بیشتر محصولات دیجیتالی و بخش‌های متفاوت سازمان‌ها همین شکلی هستن. یک نگاه کلان و جامع در مورد اونها وجود نداره.

انتخاب

آیا شهاب حسینی واقعا بازیگر خوبیه؟
یا اینکه انتخاب‌های درستی انجام داده؟

در دهه ۷۰ و ۸۰ ما انتخاب‌های محدودی داشتیم. کار کردن توی سوپری محله، شاگردی کردن پیش پدر یا اگر خیلی باهوش بودیم معلم و نظامی شدن. همش همین بود.

حالا هم انتخاب‌ها خیلی زیاد شدن، هم کیفیت اونها تبدیل به یه معیار شده. انتخاب‌های بدیهی مثل اینکه «کار خودم رو راه بندازم»، انتخاب‌های ضروری مثل «مصاحبه برای استخدام شدن توی دیجیکالا» و یا انتخاب‌های ظریفی مثل راه‌انداختن یا راه‌ننداختن یه وبلاگ.

صنعت فیلم یه نمای خیلی واضح به ما نشون میده که اگه انتخاب‌های خوب (یا بد) داشته باشیم، چه اتفاقی برامون میفته. بعضی افراد مثل محسن تنابنده مدتها با یه سریال پیش می‌رن. سایرین هم بطور مداوم دارن انتخاب‌های حساس می‌کنن. حدس می‌زنم انتخاب‌های هوشمندانه باعث میشن افراد ارزشی ۱۰ تا ۱۰۰ برابر متفاوت توی سینما داشته باشن.

همین موضوع در مورد برنامه‌نویسی، طراحی، بازاریابی یا هر شغل دیگه‌ای هم صادقه. اگر الان در شرایطی هستید که باید یه شرکت جدید راه بندازید، چرا همین کار رو یکسال پیش انجام ندادید؟ اگه برنامه‌نویس هستید،‌ چرا وقتی بامیلو یا اسنپ استخدام می‌کردن اقدام نکردید؟

ما ملزم به انتخاب هستیم. حتی انتخاب نکردن هم خودش یه جور انتخابه.

تفکر پشت محصول

وقتی من سوسیس نمی‌خورم، علاقه‌مندان به سوسیس می‌گن از فلان برند استفاده کن، مطمئن هستیم که در تولیدش از گوشت مرغوب استفاده شده.

اما مرغوبیت گوشت دلیل اصلی من برای نخوردن سوسیس نیست، بلکه تفکریه که منجر به تولید این محصولات میشه.

سوسیس یک محصول جانبی و فرآورده از ضایعات سایر صنایع گوشتیه. ذاتا برای جبران خسارات و با مبنای عدم شفافیت تولید میشه. یعنی شما قرار نیست ببینید چه چیزهایی با هم مخلوط شدن.

پشت هر محصولی یک تفکر هست، چیزی بغیر از منابع، فناوری، مواد اولیه و حتی مرغوبیت و کیفیت. چیزی که تعریف می‌کنه محصول برای چه نوع سبک زندگی تولید شده.

این چیزی نیست که بشه خریدش یا کسی رو استخدام کنید تا همه چیز رو کنار هم بچینه و ایجادش کنه. تفکر خود شماست که مالک کسب و کار هستید.

فارغ از هر مسئله فنی، مراقب تفکر پشت محصول‌تون باشید.

ما حتی قوی‌تر هستیم!

اسنپ برخی قوانینش رو بروز کرد و با واکنش بسیاری از فعالان دیجیتالی مواجه شد. دست کم ۳ نفر از هر ۱۰ نفری که من می‌شناختم اسنپ رو کنار گذاشتن و دیگران رو هم به اینکار تشویق کردن.

گذشته از اینکه قوانین جدید اسنپ چقدر درست یا غلط هستن، این حرکت حاوی پیامی بود.

«ما در عصری زندگی می‌کنیم که متصل بودن به یک راه زندگی تبدیل شده است. بنابراین پویایی روابط دیجیتالی با تغییراتی همراه خواهد بود که تاثیرات آن در کسب‌و‌کار هنوز برای ما کشف نشده است» - برایان سولیس

همین اتفاق شاید در کشورهای پیشگام در حوزه دیجیتال با واکنشی به این شدت همراه نبود. اما ما احتمالا در پویایی روابط دیجیتالی جهشی فراتر داشته باشیم.

این پیامی بسیار جدی برای همه کسب‌وکارهای دیجیتالی ماست.