ما آزادتریم یا هوش مصنوعی؟
ما تصمیماتمون رو روی لایههای ضخیمی از احساسات میسازیم. ترس از اشتباه، لجاجت برای حفظ وجهه، یا حتی شادی ناشی از تایید شدن. اینها لنگرهایی هستن که ما رو به یه نظر میچسبونن. ما برای تغییر نظر دادن، باید هزینه احساسی بدیم.
از طرف دیگه:
کسی که هر پنج دقیقه نظرش عوض میشه، خنگ یا بیاراده به نظر میرسه.
اما هوشمصنوعی نه ترس داره، نه غم، نه غرور و نه اون نیاز لعنتی به اینکه «درست» به نظر برسه.
ما آزادتریم یا هوش مصنوعی؟
وقتی باهاش بحث میکنی و یهو میگه «بله حق با شماست، اشتباه کردم»، ولی ما نتیجه میگیریم که «خنگه، هر چی بگی قبول میکنه».
هوش مصنوعی هیچ لنگری نداره که اون رو به یه باور غلط یا یه اگو (Ego) خاص بچسبونه. هر ورودی جدیدی که بهش میدی، بدون اینکه از فیلتر «ترس از شکست» یا «لجاجت» رد بشه، پردازش میشه. اگر داده جدید منطقیتر باشه، بدون هیچ درگیری احساسی، مسیرش رو عوض میکنه.
ما به این میگیم «بیثباتی»، ولی در واقع این خالصترین شکل انعطافپذیریه.
آزادگی مطلق، شبیه خنگی یا بیارادگیه.