خیلی اتفاقی به یه مقاله قدیمی از کوین کلی برخوردم که در مورد ۱۰۰۰ طرفدار واقعی نوشته شده و طرز فکر مارو عوض میکنه.

اما سوال: اگه هنرمند یا خواننده نباشیم چی؟ آیا توی کسب‌و‌کار هم مصداقی داره؟

من فکر میکنم توانایی پیداکردن و سازماندهی ۱۰۰۰ نفر آدم یه فرصت فوق‌العاده برای پیشرفت ایجاد میکنه. اگه بتونیم اقدامات ۱۰۰۰ نفر رو با هم هماهنگ کنیم، ‌همین واسه عوض شدن دنیامون کافیه.

اگه ۱۰۰۰ نفر هرکدوم ۱ میلیون تومن پول خرج یه چیز مورد علاقه‌شون بکنن میشه ۱ میلیارد تومن.

اگه ۱۰۰۰ نفر نفری ۲۵۰ هزار تومن بابت حضور توی یه رویداد بپردازن، تقریبا بهمون این امکان رو میده که هرکسی رو که بخواییم برای سخنرانی دعوت کنیم.

رای ۱۰۰۰ نفر میتونه سیاست‌گذاری‌های یه شهر رو برای همیشه تغییر بده.

اگه ۱۰۰۰ نفر میل داشته باشن که بهشون یه رستوران جدید معرفی کنید، همین یعنی فرصتی برای تبدیل شدن به یه کارآفرین موفق.

ارتباط و تعامل با این هزار نفر یعنی سودآوری، کارآمدی و فرصت. اگه بتونیم بهشون چیزی رو بدیم که میخوان، دیگه ول کن ما نیستن.

اما مشکل چیه؟ مشکل نگرش ماست. رسیدن به ۱۰۰۰ نیاز به صبر،‌ پایداری و تمرکز روی اهداف و روابط بلند مدت و همینطور ارزش‌ها داره. ما برای محصولاتمون مشتری پیدا نمی‌کنیم،‌ بلکه برای مشتری‌هامون محصول می‌سازیم.