در جستجوی الهامات

یه رویکرد برای نوآوری و طوفان‌فکری اینه که صبر کنیم تا یه چراغی توی ذهنمون روشن بشه، امیدوار باشیم که قابل فهمه و آماده باشیم که هرچی اومد رو بنویسیم.

رویکرد دیگه اینه که دنبالش بگردیم، تمرین کنیم تا در زمان مناسب از راه برسه.

رویکرد اول از ترسمون کمک میگیره. در نهایت اگه الهام نگرفتی مقصر شما نیستید که کارها خوب پیش نمیره، مقصر شما نیستید که چیز قابل توجهی ساخته نمیشه. کسی نمیتونه از شما انتظار حرف زدن یا مشارکت داشته باشه، چون ایده خاصی به ذهنتون نرسیده.

رویکرد دوم ترس رو به چالش می‌کشه و بهمون اعلام می‌کنه که تونستیم مقاومت درون رو کنار بزنیم. ایده اول و دوم و حتی دهم ممکنه خوب نباشن، اما شما خودتون رو وقف این چرخه کردید، بله، در حقیقت مدام دارید سعی میکنید تفاوت ایجاد کنید.

یه مثال ساده: یه وبلاگ راه بندازید، روزی یه بار در مورد اتفاقات و مسایل مورد علاقه‌تون توی شرکتی که کار می‌کنید بنویسید. این کارو برای یک یا دو ماه ادامه بدید، هر روز یه ایده عملیاتی. بعد از چند هفته متوجه می‌شید داره توی توانمندی‌تون در پیدا کردن و فهم ایده‌ها تغییراتی ایجاد می‌کنه.