شبکه ملی اطلاعات: پلی به سوی جهان یا دیواری به دور خودمان؟
«برنامه پنجم توسعه» و «شبکه ملی اطلاعات» از بیرون، شاید شبیه یه پروژه زیرساختی ساده به نظر بیاد؛ یه سری کابل، یه سری سرور و یه سری استاندارد برای اینکه دادههای داخلی ما سریعتر جابجا بشن. اما اگه از زاویه استراتژی دیجیتال به این موضوع نگاه کنی، میبینی که داریم یکی از حیاتیترین تصمیمات دههی آینده رو میگیریم، بدون اینکه دقیقاً بدونیم داریم چی میسازیم.
تضادِ عجیبی تو این لایحه هست.
از یه طرف، بعضیها با اشتیاق از یه زیرساخت امن حرف میزنن. انگار دیجیتال شدن یعنی «ایمن کردن». اما در دنیای دیجیتال، امنیت وقتی معنا پیدا میکنه که «کارآمدی» باشه. اگر امنیت به قیمت جداسازی و انزوا باشه، دیگه اسمش امنیت نیست، اسمش «قرنطینه» است.
جالب اینه که حتی تو لایههای اداری هم این تردید حس میشه. مرکز پژوهشهای مجلس مجبور شد عبارت «و اینترنت» رو به متن اضافه کنه تا تکلیفِ دسترسی جهانی روشن بشه. این یعنی حتی کسانی که قانون رو مینویسند، میترسند که ناخودآگاه یه «اینترانت» بسازند و ما رو تو یه حباب داخلی حبس کنند.
اما ضربه نهایی، اون قید «رعایت موازین شرعی و امنیتی» هست که شورای نگهبان به متن اضافه کرد.
توی استراتژی محصول، ما به چیزی میگیم «قوانین بازی» (Rules of Engagement). وقتی شما قوانین بازی رو قبل از اینکه اصلاً بازی شروع بشه، با عباراتی کلی و باز مثل «موازین امنیتی» تعریف میکنید، در واقع دارید یه چتر میسازید که هر وقت سیستم احساس خطر کرد، بتونه هر بخشی از تجربه کاربر رو قطع یا سانسور کنه.
اینجاست که یه سوال استراتژیک پیش میاد:
آیا ما داریم یه «بستر» میسازیم تا کسبوکارها و ایدهها روی اون رشد کنند، یا داریم یه «فیلتر» میسازیم تا هر چیزی که وارد میشه رو کنترل کنیم؟
تفاوت این دو تا، تفاوت «اکوسیستم» و «موزه» است.
اکوسیستم جاییه که توش خطا اتفاق میافته، رقابت هست و رشد از دل هرجومرجِ خلاق بیرون میاد. اما موزه جاییه که همهچی مرتبه، همهچی طبق موازینه و هیچ اتفاق غیرمنتظرهای نمیافته.
مشکل اینجاست که شما نمیتونید با مدل ذهنی «موزه»، یه اقتصاد دیجیتال بسازید.
دیجیتالی شدن یعنی پذیرفتن عدم قطعیت. یعنی اجازه بدیم کاربران و توسعهدهندهها مسیر رو کشف کنند، نه اینکه از پیش، هر مسیری که ممکنه «ناامن» یا «خلافِ موازین» باشه رو ببندیم.
حالا پروژه رسما به تکلیف دولتی تبدیل گشت. اما حقیقت اینه که هیچ قانونی نمیتونه جلوی ماهیتِ اینترنت رو بگیره. اینترنت ذاتاً متصل، باز و توزیعشده است.
اگر ما سعی کنیم «شبکه ملی» رو طوری طراحی کنیم که بیشتر شبیه یه «دیوار» باشه تا یه «پل»، در نهایت فقط یه چیز رو یاد میگیریم:
اینکه میشه سختترین و گرانترین راه رو برای عقب موندن انتخاب کرد.