یه پرانتز باز کنم

ما (وقتی تصمیم می‌گیریم روی چیزی متمرکز باشیم،‌ به خاطر نداشتن درک درست از اولویت کارها یا پرداختن به اموری که فکر می‌کنیم اهمیت بیشتری دارن، یه پرانتز باز می‌کنیم چون ممکنه یادمون بره. اما وقتی به خودمون میاییم از مسئله اصلی دور شدیم. این پرانتز بازکردن‌ها حتی توی جلسات مهم کاری هم مدام تکرار می‌شن. وقتی باید نیم ساعت روی یک موضوع مشخص گفتگو کنیم تا نتیجه‌ای حاصل بشه، اما مدام از بحثی به بحثی می‌پریم. پرداختن به اصل کار سختیه. شاید می‌ترسیم و به همین خاطر) حاشیه رو دوست داریم.