تله‌ی بهینه‌سازی

••۱۴۴ کلمه

یه متنی رو می‌دی به هوش‌مصنوعی و می‌گی بهترش کن.

بعد حس می‌کنی یه چیزی کمه، دوباره می‌گی بازم بهترش کن. خروجی دوم تمیزتره، ولی انگار یه ذره از اون لحن اولی رفته. دفعه سوم، چهارم، پنجم...

یهو متوجه می‌شی همه چی افتضاح شده.

در تلاش برای رسیدن به یک «بهینگی» فرضی، همه چی خراب شد. متن از نظر گرامری بی‌نقص شده، کلماتش شیک‌تر شدن، ولی روحش پریده. تبدیل شده به یه متن استاندارد، بی‌روح و خسته‌کننده که هر کسی می‌تونه بنویسه‌.

بهینه‌سازی تبدیل می‌شه به تخریب.

وقتی مدام می‌خوای یه چیزی رو بهتر کنی، در واقع داری به سمت «میانگین پذیرفته‌شده» سوقش می‌دی. چون بهتر بودن، یعنی درک کردن اینکه از نظر مردم چه چیزی بهتره.

صیقل دادنِ بیش از حد، لبه‌های تیز رو می‌گیره. همون لبه‌هایی که باعث تمایز می‌شدند.

گاهی باید بزنی زیر میز و کلا صورت مسئله رو عوض کنی.

در این مورد نظری دارید؟
شبکه‌های اجتماعی جای بهتری هستن.