درس گرفتن از موفقیت‌ها

•حدودا 2 دقیقه•۲۱۸ کلمه

قبلا ۱۰ تا تصمیم می‌گرفتی، ۸ تاش درست درمی‌اومد و ۲ تاش اشتباه. اون ۲ تا رو می‌گذاشتی روی میز و با دقت بررسی می‌کردی که کجای تحلیلت ایراد داشته. اشتباهات، مواد خامِ یادگیری بودن.

الان اما بازی عوض شده.

تو ممکنه تمام متغیرها رو به درستی بسنجی، ریسک رو کاملا بفهمی و منطقی‌ترین مسیر رو انتخاب کنی، اما باز هم یه مانع غیرمنتظره یا یه اتفاق تصادفی، کل بازی رو به هم بریزه.

در واقع، منطق موفقیت عوض شده:

باید به جای شکست‌ها، بیشتر از موفقیت‌ها درس گرفت.

ما هنوز داریم با ابزارهای قدیمی تصمیم می‌گیریم. دنبال یه «متدولوژی» یا «فریم‌ورک» هستیم که درصد خطای ما رو به صفر برسونه. در حالی که توی محیط‌های فعلی، تصمیم درست لزوماً به نتیجه درست ختم نمی‌شه.

قبلا وقتی شکست می‌خوردی باید می‌دیدی چه چیزی بد پیش رفته.
حالا وقتی موفق می‌شی باید ببینی چه چیزی درست پیش رفته.

وقتی نتیجه در نهایت خوب می‌شه، تازه می‌فهمی چه اتفاقی افتاده. برمی‌گردی عقب و می‌بینی با وجود این همه مانع، چالش و مسیرهای بسته، چطور شد که کار درست شد.

موفقیت دیگه محصول تصمیم منطقیِ اول نیست، بلکه محصول توانایی در مدیریت «اتفاقات تصادفی» وسط راهه.

باید یاد گرفت با احتمالات بازی کرد، نه با قطعیت‌ها.
در دنیای جدید باید فرصت های بیشتری شکار کرد، نه اینکه دنبال بهترین فرصت باشی.

در این مورد نظری دارید؟
شبکه‌های اجتماعی جای بهتری هستن.