دو نوع کیفیت وجود داره. نوع متداول کیفیت در کسب و کار یعنی «داشتن مشخصات متعارف». هرچیزی همونطوری ساخته شده که براش طراحی شده.

یه نوع دیگه از کیفیت هم هست. کیفیتی که یعنی «ارزشمند بودن». کیفیت عشق، انسانیت و باخاصیت و قابل توجه بودن.

دو تا تخم مرغ رو در نظر بگیرید:

میریم به سوپر مارکت، یه تخم مرغ بسته‌بندی شده میگیریم، خیلی راحت. یه تخم مرغی که بر اساس استاندارد تولید شده. از یه سری مرغ زندانی شده توی قفس که با دارو تغذیه شدن. قیمتش هم حدودا ۳۵۰ تومان. بطور معمول توی ماهیتابه پخته میشه. یه طرفش پخته که شد برش میگردونیم تا اون طرفش بپزه. یه کم نمک ید دار بهش میزنیم و روش هم یه لایه نازک روغن نباتیه. با یه تیکه نون لواش هم خورده میشه.

این همون نوع متداوله. شکلی که اکثر مردم باهاش بزرگ شدن. راحت درست میشه، قابل اعتماد و کم ریسکه.

من اگه بخوام یه تخم مرغ توی خونه درست کنم، میرم تخم مرغ محلی می‌خرم. بابتش ۵۰۰ تومان میپردازم. به خاطر این ۱۵۰ تومان پول بیشتر هم تولید کننده‌اش خوشحال‌تره، هم خود مرغ. مزه‌اش هم بیشتر شبیه تخم‌مرغه. با روغن زیتون توی یه ظرف چدنی درستش میکنم. بهش وقت میدم تا خوب خودش و اطرافش برشته بشه. روش نمک دریا میریزم (که به خاطر ماهیتش طعم بهتری داره). همه چیزی هم که گفتم حدودا ۲۰۰ تومان هزینه بیشتر برام داشته.

این نوع نامتعارفه. هم پیداکردن این تخم مرغ سخت‌تره، هم تمیز کردن ظرفش. اما تخم‌مرغش قابل توجهه. ارزش داره در موردش حرف بزنی. ارزش داره به خاطرش بری چند کوچه پایین‌تر. ارزش داره در موردش بنویسی.

اگه شما فقط به خاطر ۲۰۰ تومن حاضرید یه همچین بلایی سر تخم‌مرغ بیارید، تصور کنید اگه همین رویکرد رو توی کیفیت کارتون داشته باشید چه اتفاقی میفته.