کاربلدی و کارفرمایی
••۹۸ کلمه
این یه حقیقت به شدت نادیده گرفته شدهست:
هرکس یه کسب و کاری راه انداخته، یا خودش آدم کار بلدی بوده یا حداقل اینطور فکر میکرده.
خب مگه این بده؟
نه ولی اگه بخوام صادق باشم، بعیده بپذیره کس دیگری بهش بگه کار درست چیه.
حقیقت اینه که جای کاربلدها توی محیط امنِ استخدام شدن یا مطالعه کتاب نیست؛ بلکه وسط هرجومرجِ اداره کردن یه بیزنسه.
چرا آدمهای «واقعاً» کاربلد، کسب و کار خودشون رو شروع نمیکنند؟
تهش اینه: دنیا مال کسانیه که یا واقعاً بلدند یا فکر میکنند بلدند و در مسیرِ شکست خوردن، واقعاً یاد گرفتند.