نمیدونم تا حالا یه دومینوی بزرگ درست کردید یا نه، اما من یه بار این کارو انجام دادم و ازش نکته مهمی یاد گرفتم.

اتفاقاتی که ممکنه سر راه یه محصول باشه (تبدیل شدن به پیشروی بازار، بردن جایزه بهترین برند سال، ورود به بازار جهانی، تولید نسل جدید یا هرچیز دیگه) رو مثل یه دومینو فرض کنید.

اگه بخوایید همه رو با هم بچینید، شکست می‌خورید.
اگه همون اول یه دومینوی بزرگ بچینید، شکست می‌خورید.

اما اگه دومینو رو دونه به دونه و با ترتیب درست بچینید، در نهایت اونقدر تمرکز و انرژی براتون می‌مونه که بتونید لذت آخر بازی رو تجربه کنید. غیر از این با درس گرفتن از اشتباهات توی چیدن دومینوهای کوچیک‌تر دومینوی بزرگ‌تر رو هر بار مستحکم‌تر می‌سازید.

صبر کنید!

حرفی که زدم بدیهی بود؟ پس چرا اغلب ازش غافل هستیم؟

ما مدام توی این چاه میفتیم. همیشه از بزرگترین مهره شروع میکنیم. میخوایم سریع بین المللی بشیم و با گوگل رقابت کنیم. میخواییم سریع ۵۰ مدل محصول وارد بازار کنیم. انتظار داریم ۳ ماهه تبدیل به پیشروی بازار بشیم. از همون روز اول مثل ماکروسافت برخورد میکنیم. بعد این اشتباه رو هی تکرار، تکرار و تکرار میکنیم تا اینکه خسته میشیم و همه چیز رو میگذاریم کنار.

تعداد محدودی کسب و کار پیدا میشه که با یه دومینوی کوچیک کارو شروع میکنن. تعدادی محدودی اول یه قدم کوچک بر‌میدارن و دوباره از اول این کارو تکرار میکنن. تعدادی محدودی میدونن که تکرار مادر همه مهارت‌هاست.