هر صنعتی که به اندازه کافی عام شده یه جورایی مثل دوران دبیرستان می‌مونه.

دبیرستان پره از نا امنی،‌ دوستان ناباب، دستاوردهای مصنوعی، نمایش،‌ تظاهر و مقدار کمی محتوا. بیشتر این نا امنی ناشی از قضاوت نادرستیه که باعث شده درک نکنیم چطور باید از جایگزین‌ها استفاده کنیم.

به قول تام هنکس «هالیوود مثل دبیرستانه، ولی بهت پول میدن».

صنعت مد و فشن مثل دبیرستانه ولی با آرایش بیشتر.

به این لیست اینترنت رو هم اضافه کنید، که مثل دبیرستانه ولی با یه مودم همراه.

یا توییتر، اونم مثل دبیرستانه ولی با محدودیت ۱۴۰ کاراکتر.

مثل دوران دبیرستان، برنده کسیه که خیلی این دوران رو جدی نمی‌گیره و واقعا فهمیده که قراره چی بدست بیاره. اگه توی این رمان بی پایان گرفتار بشید (یعنی نگران بودن در مورد اینکه آدمای دیگه چی فکر میکنن) هیچ وقت موفق نمی‌شید هیچ کاری رو به پایان برسونید. تنها چیزی که باعث میشه اول و دوم شدن توی دبیرستان مهم نباشه،‌ اینه که برنده بشی. یعنی نمره قبولی.