مطلب چند روز پیش وحید والی در مورد مدیران ارشد باعث شد این مطلب قدیمی‌تر رو تکرار کنم.

یه مدیر اجرایی ۶۰ ساله که تازه باز نشست شده میره به عنوان استاد راهنما شروع به تدریس می کنه، تمام دانشگاه و همه دانشجو ها از تفکرات ناب و جدیدش به وجد میان.

یه مدیر ۴۰ ساله که یکی دو دهه است داره یک بیزنس فناوری اطلاعات رو مدیریت میکنه پشت سر هم فرصت های موجود رو نادیده میگیره و از دست میده چون هنوز در دهه هشتاد زندگی میکنه.

این یه چیزیه که برای همه مدیران وقتی به درجات بالای ارشدیت میرسن اتفاق می‌افته. مهم نیست یک بازنشسته باشی یا یه مدیر جوان، مهم اینه که چند وقته توی اون کسب‌و‌کار حضور داری.

اگه یه دانشمند مسن بگه یه چیزی ممکنه، احتمالا درست میگه. وقتی همون فرد میگه غیر ممکنه، به احتمال زیاد اشتباه میکنه.
Arthur C. Clarke

این یکی از تناقض های مهم دنیای مدیریته که وقتی به ارشدیت می رسید بیشتر تصمیماتی که بهتر هستن رو تازه وارد ها میگیرن.