نه فقط وقتی حرف می‌زنید، بلکه نوع نوشتن یا رفتار (بیشتر از خط کشی‌های جغرافیایی) معرف نگرشیه که انتخاب کردیم.

اگه شما اهل مشهدید و من اهل شیراز، شما لهجه‌ایی دارید که من ندارم. لهجه مثل تیغ دو لبه است. میتونه مزیت رقابتی باشه، اما گاهی هم وقتی می‌بینیم کسی لهجه داره سخت‌تر میتونیم بهش اعتماد کنیم.

نوشتن چطور؟ آیا میتونه لهجه داشته باشه؟ البته که داره. نه فقط از نظر دستورالعمل، بلکه طول جمله‌ها، نحوه استفاده از علامت تعجب و یا واژگانی که استفاده میکنید شما رو تعریف می‌کنن. فونت، رنگ، تصاویر و حتی اندازه قلمی که انتخاب می‌کنید همه بخشی از لهجه شما هستن. بعضی از ما حتی میتونیم خیلی راحت تشخیص بدیم که فلان بروشور یا تبلیغ مال کدوم برنده.

همینطور رفتار ما لهجه داره. وقتی مغازه کوچیک شما واسه خودش قانون داره که فلان جنس خاص رو نمیارید حتی اگه مشتری بخواد، شما دارید با لهجه خاص خودتون صحبت می‌کنید، اینطور نیست؟

متاسفانه یا خوشبختانه نمیشه گفت چه لهجه‌ایی خوبه یا بده. هیچ قانونی نیست که بشه دنبالش کرد و مطمئن شد خطایی پیش نمیاد. انتخاب لهجه کاملا وابسته به آدمهاییه که باهاشون در ارتباطید.