نقش محدودیت ها

پرواز و رسیدن به اوج آسمان‌ها سمبل رسیدن به آرزوهای بزرگ بشریه. همینطور رسیدن به اعماق اقیانوس‌ها خیلی هیجان انگیزه. اما همش برمیگرده به تلاش ما برای غلبه بر محدودیت‌ها.

اگه جاذبه وجود نداشت و همه ما در هوا معلق بودیم، احتمالا «به زمین رسیدن» به معنی رسیدن به همه آرزوها بود. همه چیز می‌تونست برعکس بشه.

محدودیت‌هایی مثل جاذبه به زندگی ما تنوع و دلیلی برای ماجراجویی دادن. ما تلاش می‌کنیم تا بر اونها غلبه کنیم و اتفاقا هیچ‌وقت هم به طور کامل موفق نمی‌شیم و همین انگیزه ما برای ادامه دادن رو بیشتر می‌کنه.

بیزنس‌ها هم پر از محدودیت هستن. از خصوصیت‌های اخلاقی یک همکار گرفته تا مشکلات زیرساختی، قیمت ارز و سرمایه کم.

باور می‌کنید یا نه، اگه این محدودیت‌ها نبودن خیلی زود بیزنس‌تون رو کنار میگذاشتید.

چرخاندن بذرها

مطمئنا هر کشاورزی می‌دونه که چرخوندن بذرها باعث بهبود وضعیت خاک و افزایش ثمردهی میشه.

آیا همین در مورد بازاریابی ایمیلی هم صادقه؟

اگه دارید بطور منظم ایمیل ارسال می‌کنید، هر دفعه همون چیز قبلی رو نفرستید. با همون قالب قبلی، با همون پیشنهادات قبلی، با همون درخواست (فراخوان) قبلی ارسالش نکنید.

چرخوندن پیشنهادها و نحوه تعامل، باعث پایداری جذابیت‌ها می‌شه.

آمادگی

یه ضرب المثل سوئدی می‌گه:

آب هوای بد نداریم، فقط پوشش بد داریم.

اشتباهات واضح

یه روز طی فعالیت بدنی ۷۵۳٫۳ کالری سوزوندم.

البته نه واقعا. این چیزی بود که برنامه روی گوشی می‌گفت. هیچ‌کس نمی‌تونه دقیقا بگه چقدر سوخت‌و‌ساز داشتم، یا حداقل کار این ماشین نیست.

اما این عدد به شکل وحشتناکی دقیقه. بنابراین به نظر می‌رسه واقعا باید بهش توجه کرد.

مثل رتبه الکسا، یا نمره خیلی خوب بچه‌ها توی مدرسه.

چرا خیلی از کارآفرین‌های موفق بیزنس قبلی رو می‌فروشن و بعد میرن یکی جدید راه میندازن؟ یه دلیل بزرگش اینه که خوندن اعداد یه حساب بانکی کار آسون‌تریه. همش برمیگرده به اعداد و ارقام.

خطر اونجاست که توجه فقط به سمت اعداد و ارقامی که شمارش کردن‌شون راحت‌تره جلب بشه.

به معنای واقعی کلمه میلیون‌ها بلاگر وجود دارن که روی ترافیک تمرکز کردن و محتوای مزخرفی تولید می‌کنن که طراحی شده تا هیچ کار مفیدی انجام نده و به درد هیچ‌کس نخوره. یه وبلاگی که تازه راه افتاده رو یک ماه زیر نظر داشته باشید، متوجه می‌شید پر میشه از مطالبی که فقط قراره ترافیک بیشتر بیارن و ارتباطی با آنچه که روز اول نویسنده براش شروع به نوشتن کرده ندارن.

در زیر لیستی از معیارهای عمومی (و چیزی که واقعا باید بهش توجه کرد) رو میارم:

  • معدل مدرسه (توانایی حل مسایل زندگی)
  • حجم بالای ترافیک وبلاگ (بازنشر پیدا کردن و دهان‌به‌دهان شدن بین افرادی که واقعا براشون مهمه)
  • سوختن کالری (احساس خوب داشتن و خوب به نظر رسیدن)
  • نرخ بالای کلیک روی تبلیغات (نرخ تبدیل شدن به مشتری)
  • حقوق بالا (خوشحالی و رضایت بلندمدت)
  • رتبه کلاسی (یادگیری واقعی یک چیز)
  • حجم موجودی انبار (آینده و چشم‌انداز کارمندان)

بعضی وقت‌ها قابل اندازه‌گیری نبودن مثل یک پوششه که ترس ما از اندازه گرفتن رو مخفی می‌کنه. اما زیادی بها دادن به اعداد دقیق هم به همون اندازه بده.

اگه کنجکاوید بدونید، رطوبت هوای امروز شیراز باید حدود ۸۱٪ باشه.

کی خلاقیت‌ها رو مدیریت می‌کنه؟

طبق مشاهدات من در ۹۹٪ مواقع وقتی شخصی یه کار خلاقانه انجام میده بعدش خودش اجازه مدیریت کردنش رو پیدا نمی‌کنه.

بخش دشوار خلاقیت این نیست که یه کاری انجام بدیم که تا حالا هیچ‌کس انجام نداده، بلکه درست انجام دادن کاریه که داشتیم بهش فکر می‌کردیم.

آدم‌های شجاع نیاز به حمایت و پشتیبانی دارن، نه کنترل شدن. به خلاق‌ها باید اجازه داد خودشون خلاقیت‌هاشون رو مدیریت کنن، چون اتفاقا هیچ‌کس بهتر از اونها این‌کار رو انجام نمی‌ده.