لوگو امید امرایی

  • وقتی داده‌ها و تصمیمات با هم برخورد می‌کنن

    تا همین اواخر (یا شاید هنوز هم) بیشتر تصمیمات ما بر مبنای تصورات و شهود بودن و یه کمی هم داده. اما حالا گهگاهی علمی به نام طراحی نظر ما رو به سمت داده‌محور شدن تغییر داده.

    تقریبا ۲۰ سال طول کشید تا Ignaz Semmelweis تونست پزشکان رو متقاعد کنه که شستن دستهاشون قبل از زایمان میتونه باعث کاهش مرگ و میر نوزادان بشه (البته خودش قبل از اینکه این اتفاق بیفته مرد). داده داشت،‌ مدارک قابل اثبات داشت، اما اینها واسه تغییر طرزفکر کافی نبودن.

    به هم رسیدن داده‌کاوی و اینترنت باعث شدن که تصمیمات ما راحت‌تر اثبات بشن. اینروزها شما دیگه خیلی به تحقیق نیاز ندارید، داده‌ها فقط چند کلیک از شما فاصله دارن.

    وقتی تصورات شما با داده‌های به دست اومده همخوانی ندارن چکار میتونید بکنید جز تسلیم شدن؟

    داده‌ها نشون میده که پیامک فرستادن در زمان رانندگی حتی از مست بودن خطرناک‌تره. میلیون‌ها واقعیت کشف شده دیگه بر اساس داده وجود داره. چند دهه طول کشید تا گالیگه بتونه بقیه رو قانع کنه که یه جسم سبک دقیقا با همون سرعت جسم سنگین سقوط میکنه … هرچند که مدام سعی می‌کرد با انداختن اجسام از بالای ساختمون‌ها بهشون نشون بده.

    خب بعضی از ما هنوز هم قانع نشدیم. خیلی از طراحان دارن سعی میکن داده محور باشن، اما در واقع بیشتر در حال بازی کردن با اونها هستن. این درحالیه که بعضی‌ها دارن از مزایای داده به خوبی بهره‌مند میشن.

  • برای ۸۴درصدی که کلیک نمی‌کنن

    یه تحقیقاتی چند سال پیش انجام شد که نشون میداد فقط ۱۶٪ وبگردها روی تبلیغات اینترنتی کلیک میکنن که تازه فقط ۴٪ حجم کل کاربران اینترنتی هستن.

    بنابر این اگه شما تبلیغات‌تون رو فقط برای کلیک خوردن طراحی کنید، یعنی حجم زیادی از کاربران رو نادیده گرفتید.

    چطور؟ فرض کنید شما دارید یه محصولی می‌سازید که خاص چپ دست‌هاست (تقریبا همین درصد از کل آدمها میشه). حالا برای راست دست‌ها چه کار باید بکنید؟

    یه تبلیغاتی بسازید که قابل توجه باشه، ارزشمند باشه، ارزش دیدن داشته باشه، نه اینکه زیاد کلیک بخوره. اشکالی نداره اگه چیزی بسازید که قابل اندازه‌گیری نیست، اما بجاش تاثیر بزرگ‌تری میزاره.

  • دلیل اینکه ازتون خواسته میشه هماهنگ باشید ..

    اینه که بعدش دیگه میشه بیخیالتون شد.

  • توهمات آماتوری

    خوشبختانه همه ما یک روزی آماتور بودیم. دنیای آماتوری یک دنیای پر از توهمه. آماتورها عاشق زدن حرف‌های گنده‌تر از دهنشون هستن. آماتورها میتونن از کاه کوه بسازن. می‌تونن پدیده‌ها رو خیلی جدی‌تر از چیزی که در واقعیت هستن بگیرن. باید خوشحال باشیم که آماتور بودیم و آماتورها وجود دارن چون فقط یه آماتور جرات عبور از مرزها رو داره. چون توهم ترس رو از بین می‌بره.

    مثل هر دوران دیگه‌ایی آماتوری هم عمری داره. بسیاری از این دوره عبور کردن و بعضی هنوز آماتورن. اما اونهایی که هنوز آماتور هستن دو دسته‌ان:

    • دسته اول مثل اکثریت در حال گذار هستن. بالاخره یک روزی عبور می‌کنن و حرفه‌ایی میشن.

    • دسته دوم اما به توهم آماتوری مثل یک داروی مخدر اعتیاد پیدا کردن. نه تنها عبور نمی‌کنن بلکه به خاطر لذتی که این توهمات به همراه داره هر روز درش غوطه‌ور‌تر میشن.

    متاسفانه هر روز شاهد بیشتر شدن تعداد دسته دوم هستیم.

  • از چه کسانی نباید بترسید

    از افرادی که مدام به شما انتقاد می‌کنن هیچ وقت نترسید.

    نمی‌خوام در مورد نقد حرف بزنم. قصد ندارم بگم نقد کردن خوبه یا بده، یا حتی چه شرایطی باید داشته باشه. به‌هرحال همه ما مورد نقد واقع میشیم. اما از کسانی که مدام شما رو نقد می‌کنن نترسید. اینها هیچ وقت قرار نیست مزاحم کاری که دارید انجام میدید بشن. چرا؟

    خیلی ساده است، اگه قرار بود کاری انجام بدن، هرگز وقتشون رو با نقد کرد شما تلف نمی‌کردن.