تحقیقات تجربه کاربری vs طراحی تجربه کاربری ؟

حدودا 4 دقیقه • 708 کلمه

من حدودا دو هفته است که تصمیم گرفتم حوزه تخصصیم رو به طراحی تجربه کاربری تغییر بدم. بنابراین تصمیم دارم در مورد مسائل پایه ایی بنویسم که احتمالا برای شما هم سواله. من اولین کاری که کردم این بود که رفتم سراغ آقای امید امرایی و از ایشون سوالاتی پرسیدم. ایشون به من نکاتی رو گفتن و من رفتم تحقیق کردم و حالا نتیجه تحقیقاتم رو اینجا برای شما میزام که بخونید. لطفا نظرتون رو بگید.

کلا ما چند نوع حوزه کلی در تجربه کاربری داریم ؟

یه چیزی که واسه خود من کمی گیج کننده بود این بود که بالاخره این تجربه کاربری که می گن بحث بیزینسیه ؟ یا فنی و نرم افزاریه ؟ من شخصا به بحث های بیزینسی خیلی علاقه ندارم. البته نه اینکه نداشته باشم. منظورم اینه که موضوعات فنی برام جذاب تر هستن.

وقتی داشتم فرصت های شغلی رو بررسی می کردم، دیدم که بعضی شرکت ها می خوان که شما یه سری مهارت ها مثل بازریابی، ارتباط با مشتری، تحلیل و آنالیز بازار و از این موارد رو داشته باشی. خب برای من که همه عمر حرفه اییم صرف کد نویسی شده این حرفا کمی عجیب بود. به همین دلیل سریع از بهترین فرصت زندگیم (کار کردن با آقای امرایی) استفاده کردم و پرسیدم که به صورت کلی چه جور تخصص هایی توی تجربه کاربری وجود داره ؟

تحقیقات تجربه کاربری vs طراحی تجربه کاربری ؟

توی جوابی که گرفتم این مفهوم وجود داشت که به طور کلی تخصص هایی که به تجربه کاربری مربوط می شن توی دو حوزه بزرگ قرار می گیرن. اول تحقیقات تجربه کاربری و دوم طراحی تجربه کاربری. به نقل از آقای امرایی:

ما با تحقیق ضرورت ها رو کشف می کنیم و با طراحی به اونها پاسخ می دیم.

وقتی در مورد تفاوت این دو حوزه پرسیدم متوجه شدم که ما با تحقیق ضرورت ها رو کشف می کنیم و با طراحی به اونها پاسخ می دیم. این شد کلید من برای شروع به تحقیق کردن و اولین چیزی که توی اینترنت سرچ کردم این شکل متعارف بود: تحقیقات تجربه کاربری vs طراحی تجربه کاربری ؟

خب من چیزی پیدا نکردم برای همین عنوان مقاله رو همین گذاشتم تا اگه شما این کارو انجام دادید حداقل این مقاله رو پیدا کنید. پس بعدش رفتم و انگلیسی همین رو سرچ کردم و رسیدم به یه مقاله که توش به نقل از آقای کروث نوشته شده بود:

ما تحقیق می کنیم که دنیا رو بشناسیم، طراحی می کنیم که دنیا رو تغییر بدیم.

تفاوت تخصص ها از همین دو جمله ناشی می شه

من اینطور فهمیدم که کلا ما دو جور متخصص تجربه کاربری داریم:

  • محققین تجربه کاربری افرادی هستن که در مورد رفتار گذشته و حال کاربرا تحلیل و اونها رو آنالیز می کنن. توی این مورد هر دو جمله کاملا شفاف و واضح فهیمده میشن. یعنی محققین تجربه کاربری تحقیق می کنن که کاربر ها رو بشناسن و ضرورت های اونها رو تشخیص بدن.
  • __طراحان تجربه کاربری__افرادی هستن که ابزار های لازم برای همون کاربرا رو طراحی می کنن. واقعیت اینه من اینجا نظر آقای امرایی رو که می گن «با طراحی به نیاز ها پاسخ می دیم» بهتر فهمیدم.

قبل از اینکه به این تقسیم بندی برسم، وقتی داشتم دو جمله آقای امرایی و آقای کروث رو می خوندم، جمله آقای کروث (جمله دوم) خیلی ساده و تر قابل فهم تر به نظر می رسید. اما حالا بعد از این تقسیم بندی جمله آقای امرایی (جمله اول) قابل فهم تره. اینکه ما به ضرورت های کاربرا چطور با طراحی پاسخ می دیم به نظر موضوع قابل هضم تری میاد.

حالا سوالی که اینجا پیش میاد اینه که چطور می شه هم به ضرورت های کاربران پاسخ بدیم و هم اونها رو تغییر بدیم؟ من منتظرم که نقطه نظرات شما رو توی قسمت نظرات (زیر باکس خاکستری رنگ) داشته باشم و این بحث رو به جمع بندی برسونیم. لطفا هر چی در این مورد فکر میکنیم رو کامنت بزارید.