طی ۵ سال گذشته شاهد بلوغ و رشد عظیمی در بازاریابی دیجیتالی بودیم و بعضی از رویکردهای بازاریابی سنتی در حال «ریشه کن» شدن بودن. اما متاسفانه خیلی نرم و بدون اینکه متوجه بشیم شروع کردیم به حرکت رو به عقب.

عقبگرد به سمت سخن پراکنی (Broadcasting)

یکی از مهمترین عوارض بازاریابی سنتی مفهومیه به نام Broadcasting که از رسانه های یک طرفه مثل تلویزیون به ما منتقل شده بودن. طی این سالها اغلب کسب و کارها در حال فهمیدن این موضوع بودن که رسانه دیگه جواب نمیده و باید به سمت شبکه های اجتماعی رفت. جایی که به جای سخن پراکنی باید بیشتر از گوش ها استفاده کرد و شنونده بود.

در بازاریابی دیجیتالی باید بیش از اینکه حرف بزنیم شنونده باشیم.

اما خیلی ناگهانی (بدون اینکه متوجه بشیم) ابزاری به نام Telegram ظهور کرد و خیلی زود تبدیل شد به اسباب پس رفت و عقب ماندگی دنیای دیجیتال. نکته جالب ماجرا اینجاست که این ابزار در کشورهای توسعه نیافته هم بیشتر مورد استقبال قرار گرفته و حتی این روزها میبینم دوره های تخصصی برای آموزش «دیجیتال مارکتینگ در تلگرام» یا «تلگرام مارکتینگ» برگزار میشه.

چرا تلگرام نه؟ چون در حال عقب روندن بیزنس ها به سمت روش منسوخ شده سخن پراکنی (broadcasting) یا رسانه یک طرفه است. همه به جای اینکه شنونده باشن، خودشون رو پشت کانال هایی مخفی کردن که دارن فقط مخاطبان رو بمباران میکنن. در بازاریابی دیجیتالی باید بیش از اینکه حرف بزنیم شنونده باشیم.

تلگرام یک ابزار حرفه ایی نیست!

میدونم که انتظار شنیدن این حرف رو ندارید اما از نظر من تلگرام یک ابزار ساده گفتگو بین افراده که به دلیل تمرکز توسعه دهندگانش بر رشد سریع و طوفانی گرفتار انحراف در استراتژی توسعه شده و امکاناتی رو در دسترس مخاطبان قرار داد که موضوعیتی نداشتن.

این مدل از توسعه یکی از روش های غیر حرفه ایی و غیر اصولیه که شما در رفتار سایرین نمیبینید. مثلا فیس بوک، گوگل پلاس یا توییتر به صرف اینکه متوجه ضرورتی شدن فورا مسیر خودشون رو به اون سمت تغییر نمیدن، بلکه ماه ها و گاهی سالها در مورد طبعات موضوع فکر میکنن. اما در مورد تلگرام اینطور نیست. من تا به امروز نتونستم خط فکری مشخصی در توسعه این محصول ببینم.

تلگرام بالاترین استعداد رو در تولید محتوای زرد داره

از بین همه ابزارهای گفتگوی جمعی تلگرام بیشترین استعداد رو در توسعه تولید محتوای زرد داره. به دو دلیل:

  • تلگرام بیش از هر ابزار مشابهی و بصورت افراطی روی ارتباط توده ایی (mass communnication) تمرکز داره.
  • هیچ نوع تمرکزی روی پالایش داده در خط مشی توسعه تلگرام دیده نمیشه.

معمولا نتیجه ارتباط توده ایی و داده پالایش نشده محتوای زرده!

معمولا وقتی این دو نوع رویکرد - یعنی ارتباط توده ایی و داده پالایش نشده - کنار هم قرار میگیرن، آخر ماجرا به منبعی از محتوای زرد ختم میشه. این چیزیه که هر روز داریم توی هزاران وب سایت دیگه هم می بینیم و هر روز هم به تعداد اونها افزوده میشه.

تلگرام یک شبکه اجتماعی نیست!

نکته عجیبی که این روزها خیلی شاهدش هستم اینه که خیلی ها نام تلگرام رو در دسته شبکه های اجتماعی قرار میدن. شرط میبندم تا امروز عنوان «شبکه اجتماعی واتس اپ» به گوشتون نخورده، اما احتمالا همین عنوان رو برای تلگرام شنیدید.

فرض کنید همه ما همیشه توی خونه هامون بودیم (فارغ از اینکه غار بود یا همین خونه امروزی). هرکدوم از ما یه نمایشگر بزرگ روی پشت بام داشتیم و مدام تصویر و صدای ما (که در حال حرف زدنیم) از این نمایشگر پخش میشد. آیا واقعا میشد این فضا رو اجتماع نامید؟ آیا کاری که ما انجام میدادیم اجتماعی بود؟ آیا ارتباط بی معنای شکل گرفته رو میشد یه شبکه اجتماعی بنمایم؟

آیا باید تلگرام رو بطور کامل کنار بگذاریم؟

طبیعتا نه! شما میدونید که من با نوشتن این مطلب قصد ندارم تمامیت این ابزار رو زیر سوال ببرم. بلکه موضوع فقط روش استفاده ما از این ابزار و یا ابزار‌های مشابه است. ما این شکل عملکرد رو گاهی در شبکه های اجتماعی هم میبینیم، اما خوشبختانه اونها به پختگی و پایداری کافی برای کاهش آسیب رسیدن.

اگه راهی برای ارتباط دو طرفه با مخاطبان داشته باشید، فضایی وجود داشته باشه که بتونید بازخوردهای اونها رو دریافت کنید و ازش یادبگیرید، در این صورت تلگرام به عنوان ابزاری که خیلی سریع میتونه ارتباط شما رو برقرار کنه (در کنار ابزارهای دیگه) مفیده.