به نظرم این بهترین جمله ایی هست که میتونه هنر بازاریابی ما رو توضیح بده. چند تا مثال بزنم:

دیروز توی سوپر مارکت بودم و یه مشتری اومد پرسید «ژیلت مخصوص خانم ها دارید؟». به نظرتون تولید کننده های ژیلت بعد از چندین دهه کار روی تولید این محصول و صرف میلیارد ها تومن پول تا حالا چند بار سعی کردن به این سوال جواب بدن؟ احتمالا کمتر از چند هزارم درصد از این سرمایه ها رو صرف بهبود فناوری تیغ ها میکنن.

همین امروز صبح رفته بودم بانک. یه مشتری نشسته بود روی صندلی و داشت با کارمند بانک بحث میکرد. می خواست حساب بانکیش رو ببنده. حسابش ۵ هزار تومن پول توش بود و متصدی بانک بهش میگفت ما نمی تونیم حسابت رو ببندیم چون کلا غیر فعال بوده.

مدیر بانک اومد و توضیح داد که چرا قوانین بهشون اجازه نمیده یه حساب غیر فعال رو ببندن. بیش از نیم ساعت این توضیحات طول کشید، اونم فقط بخاطر ۵ هزار تومن. نتیجش هم فقط یه مشتری عصبانی بود.

وقتی داشتم از بانک خارج میشدم یه چیز خیلی عجیب تری دیدم. یه خانمی میخواست پنچاه میلیون تومن پول از حسابش برداره. متصدی بانک ازش خواست که کارت ملی‌اش رو نشون بده و ظاهرا همراش نبود.

از خود مشتری پرسیدم که چه اتفاقی افتاد و توضیح داد: بیست ساله مشتری این بانکه حداقل هفته ایی یکبار میاد به بانک هر بار هم که کارت شناسایی همراهش نبوده همین مشکلات رو داره.

نادانیم!