کی خلاقیت‌ها رو مدیریت می‌کنه؟

طبق مشاهدات من در ۹۹٪ مواقع وقتی شخصی یه کار خلاقانه انجام میده بعدش خودش اجازه مدیریت کردنش رو پیدا نمی‌کنه.

بخش دشوار خلاقیت این نیست که یه کاری انجام بدیم که تا حالا هیچ‌کس انجام نداده، بلکه درست انجام دادن کاریه که داشتیم بهش فکر می‌کردیم.

آدم‌های شجاع نیاز به حمایت و پشتیبانی دارن، نه کنترل شدن. به خلاق‌ها باید اجازه داد خودشون خلاقیت‌هاشون رو مدیریت کنن، چون اتفاقا هیچ‌کس بهتر از اونها این‌کار رو انجام نمی‌ده.

قابل توجه

یکی از همکاران در نقد عملکرد یکی دیگه نامه‌ای برام نوشته بود و توش یک جمله بود:

«من فکر می‌کنم ایشان در فهمیدن استانداردها بسیار خوب هستند، اما اولویت‌ها را در نظر نمی‌گیرند.»

خوب که بهش فکر می‌کنم می‌بینم این بزرگترین مشکلیه که امروزه همه طراحان باهاش مواجه هستن.

بدترین نوع تلاش

چهار مدل تلاش داریم:

بدون تلاش: وقتی فقط منتظر اتفاقات خوبیم.

تلاش بجا: وقتی در مسیر درست برای یک هدف درست تلاش می‌کنیم.

تلاش زیادی: وقتی بیش از چیزی که واقعا لازمه وقت و انرژی صرف می‌کنیم.

تلاش نامشهود: وقتی تلاش شما به چشم نمیاد و این بد‌ترین نوع تلاشه. هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و طراحی کردید و حتی اهداف هم محقق شدن، اما اصلا معلوم نیست که همه این‌کارها رو انجام دادید.

پمپ‌بنزین‌ها هیچ تبلیغاتی‌ ندارن، اما هرکسی که ماشین داره ازشون خرید می‌کنه چون در زمان درست در جای درست قرار گرفتن. بااین‌حال بااینکه پول زیادی بدست میارن، ولی من تضمین می‌کنم شما تا بحال به سخنرانی مالک هیچ‌ پمپ‌بنزینی گوش ندادید،‌ چون به نظر نمی‌رسه با تلاش موفق شده باشن.

بازاریابی کردن خود موفقیت‌ها هم یه چالش دیگه است.

واقعیت استعداد

ما مسایل رو پیچیده می‌کنیم و استعداد یکی از چیزهاییه که پیچیده‌تر از آنچه که واقعا هست توصیف شده. شاید دلیل مهم این پیچیدگی این باشه که با صلاحیت اشتباه گرفته شده.

صلاحیت با سطح مهارت، دانش و توانمندی ارتباط داره. اینکه چقدر واقعا می‌تونیم کاری رو درست انجام بدیم میزان صلاحیت مارو مشخص می‌کنه.

اما استعداد ریشه در خواست ما داره. اگر عمیقا تمایل دارید که بنوازید، شما استعداد نوازندگی دارید. هرچه تمایل شما عمیق‌تره، یعنی استعداد شما هم بیشتره.

حالا اگر عموی شما یک نوازنده چیره دسته، شانس بهره‌بردن از ایشان هم در کنار خواست شما قرار می‌گیره. پس خواست شما بعلاوه شانسی که در اختیار دارید یعنی میزان استعداد شما.

خب، راه حل چیه؟

وقتی می‌رید کوهنوردی هیچ کس محافظ شما نیست،‌ هیچ طنابی امنیت شما رو تضمین نکرده، هیچ چیزی وجود نداره که بشه خودتون رو برای همیشه بهش ببندید. اگه سقوط کنید فقط شانس می‌تونه کمک‌تون کنه. برای نیفتادن فقط یه راه حل وجود داره:

مراقب باشید نیافتید.

من مدام بعد از هر هشداری که میدم، یا هر تلاشی که برای شفافیت می‌کنم، یا هر تجربه‌ای که به اشتراک می‌گذارم با این سوال مواجه می‌شم: خب،‌ حالا راه حل چیه؟

مسایل روزمره ما مثل مسایل ریاضی حل نمی‌شن. بیشتر اونها خیلی پیچیده نیستن. راه حل بسیاری از مسایل اینه که مراقب باشیم اشتباه نکنیم.