اخیرا به موضوع ساده و در عین حال پیچیده بودن طراحی تجربه کاربر ی و همینطور طراحی کاربر محور اشاره کردم که باعث شد سوالاتی توی فیس بوک ، توییتر و ایمیل پرسیده بشه که دقیقا منظورم چیه؟

ساده آسان نیست، پیچیده سخت نیست

این موضوع رو از دو جهت می شه بررسی کرد. اولیش اینه که پیچیده سازی کار خیلی ساده اییه. شما می تونید با اضافه کردن چند تا آیتم دیگه، وب سایتتون رو به پیچیده ترین وب سایت دنیا تبدیل کنید. در عوض ساده سازی کار سختیه. اینکه به ساده ترین شکل ممکن پیامتون رو به مخاطب برسونید و همینطور کمک کنید که اونم به هدفش برسه، کاری نیست که هر کسی از عهدش بر اومده باشه.

فوتبال یه بازی ساده است و به همین علته که هرکسی تقریبا یک بار این بازی رو انجام داده. اما همین بازی ساده واقعا پیچیده است.

موضوع بعدی اینه که لزوما هر چیز ساده ایی آسون و هر چیز پیچیده ایی سخت نیست. فوتبال یه بازی ساده است و فرقی نمی کنه که از یه بچه ۴−۵ ساله بپرسید یا یه مرد ۶۰ ساله، تقریبا همه اونها می دونن که پاس، شوت، سانتر و گل چیه و البته فوتبال هم چیزی بیشتر از اینها نیست. اما وقتی همین افراد وارد یه بازی حرفه ایی فوتبال می شن تازه می فهمن که پیچیده تر از اونیه که به نظر می رسه.

طراحی تجربه کاربری ساده اما پیچیده است

تقریبا شما هر گرافیستی رو ببینید که به جریان تجربه کاربری یه آشنایی مختصری داشته باشه، خودش رو طراح تجربه کاربری هم می دونه. علتش اینه که طراحی تجربه کاربر کار واقعا سادیه. چه درست چه غلط، شما همیشه می تونید یه تجربه ایی رو برای کاربر رقم بزنید. این درست مثل آشپزیه که چه شور چه بی نمک، به هر ترتیب همیشه می تونه یه غذایی رو بپزه. چون آشپزی هم کار واقعا سادیه.

طراحی تجربه کاربر یه کار ساده است. اما همین کار ساده در مواردی فوق العاده پیچیده است.

اما همین کار ساده گاهی پیچیدگی هایی دارن که از چشم یه طراح حرفه ایی هم مخفی می مونن. اگه بخوایید از بین تمام شاخه های تجربه کاربری، از بین تمام مقولات شاخه طراحی، تنها بعضی از پیچیدگی های مقوله انطباق پذیری رو بررسی کنید، بهتره مقاله ایی که علیرضا جهاندیده در خصوص توجه به شرایط کاربر نوشته رو مطالعه کنید.