وب و حرکت های مینیمالیستی جدید !

به نظر می رسه موبایل داره وب رو به سمت حرکت های جدید مینیمالیستی (حداقل گرایی) سوق می ده. هر روز شاهد ساده تر و معنا گرا تر شدن وب هستیم و در این مورد باید موبایل رو عامل اصلی بدونیم.

مینیمالیسم به معنای ساده بودن نیست !

قبل از هر چیز بزارید یه حرف جدید بزنم وبگم که مینیمالیسم به معنای ساده بودن نیست. اینکه یه وب سایتی عکس نداره، پس زمینه اش سفیده و فقط از متن های سیاه استفاده شده، نمی شه گفت که مینیماله. بلکه در واقع باید بگیم ساده است. مینیمالیسم یعنی نمایش عناصر با توجه به اهداف بنیادی اونها در حالی که ساده گرایی یا ساده بودن یعنی نمایش عناصر به ساده ترین شکلی که برای همه قابل فهم باشن.

ذائقه ما عوض شده

ذائقه کاربران وب عوض شده

به این دلیل که تلفن های همراه می تونن همراه ما باشن، کاربرا می تونن هروقت و هرجا که می خوان برن سراغ اطلاعات و اونها رو به کار بگیرن. معنیش اینه که وقتی به صفحاتی پر از لینکهای غیر مرتبط بر می خورن، برای پیدا کردن چیزی که می خوان کمی بی حوصله تر از قبل هستن. موبایل ها دارن کاربرا رو طوری پرورش می دن که بدونن دقیقا چی می خوان و هوشیارتر و اجتماعی تر از قبل باشن (وقتی می گم اجتماعی تر منظورم اینه که دیگه یواش یواش ترجیح می دن واسه اینکه به همسرشون بگن یه لیوان آب بهم بده، به جای گفتنش موضوع رو توییت کنن).

سطح تقاضای کاربرا بالا رفته. امروزه اونها یک وب سایت هدفمند، اثرگذار و کاربردی می خوان که وقتشون رو هدر نده.

کاربرا دیگه اطلاعات رو به شکل های متفاوت و ساده تری استفاده می کنن. راحـت تـر به ایمیـل هاشون جـواب می دن. خیلی ساده تر به آخرین آلبوم شادمهر عقیلی گوش می کنن. هر چی بخوان توییت می کنن و همه اینها در حالیه که رو صندلیشون نشستن و هیچ موس و کیبوردی هم در کار نیست. صفحه های لمسی یه بار دیگه کار با اینترنت رو لذت بخش کردن. درست مثل دهه هفتاد و حس و حال وقتی که بعد از نیم ساعت کانکشن دایال آپمون وصل می شد.

محدودیت های خاص موبایل (نمایشگر کوچیک تر، پهنای باند و سرعت کمتر) باعث شده که وب سایت ها به سمت مینیمالیسم برن. این روز ها سایت ها باید بتونن با سرعت های پایین تری هم بارگذاری بشن و یا اینکه خودشون رو با اندازه های مختلف نمایشگر مطابقت بدن.

چطور مینیمالیسم رو اجرا کنیم ؟

مینیمالیسم

خوب من حدس می زنم الان سوال شما اینه که چطور با مینیمالیسم همراه بشیم ؟ منم می گم که بهتر طراحی کنید ! از شوخی گذشته ، دیگه دوره وب سایت های ضعیف سراومده (مگر اینکه برنامه ایی برای موفقیت نداشته باشید). این روز ها وب سایت باید هدفمند، اثرگذار و کاربردی باشه که وقت کاربر ها رو هدر نده.

یه هدف داشته باشید

قبل از اینکه فتوشاپ رو باز کنید و شروع به طراحی Layout کنید، بهتره یه دفترچه یاداشت وردارید و اهداف هر دو طرف، یعنی مالک وب سایت و کاربرانش رو بنویسید. مادامی که بجای سلایق فردی، در خدمت هدف باشید، روی طرحتون کنترل بیشتری دارید.

موثر باشید

از تمام ابعاد طراحی از رنگ بندی گرفته تا تایپوگرافی و فضاهای منفی به درستی استفاده کنید. بیش از حد رنگارنگ یا بدون رنگ کافی بودن، استفاده از رنگ های بیش از حد روشن یا بیش از حد تیره، همه عواملی هستن که حواس کاربرای موبایل رو پرت می کنه.

استفاده از تصاویر و آیکون های زیاد هم یه موضوع خیلی بد توی موبایله. این تصاویر می تونن باعث کندتر شدن روند بارگذاری بشن، همینطور توی نمایشگر های کوچک تر ایجاد مزاحمت کنن. بهتره از __نوشتار__بجای آیکون استفاده کنید که در نهایت راحت تر هم فهمیده می شن.

وجود فضای منفی (فضای خالی) مناسب در اطراف متنها، لینک ها و دکمه ها باعث می کشه که طرح شما یه نفسی بکشه. سایتهای خیلی شلوغ که فضالی منفی مناسبی ندارن، معمولا روی موبایل خیلی سخت دیده می شن. به نحوی از حاشیه های بیرونی و داخلی استفاده کنید که باعث راحتی هر چه بیشتر کاربر بشه.

وب سایت رو کاربردی کنید

در زمان طراحی، به جای اینکه کاربر رو با گزینه های پی در پی درگیر کنید به این فکر کنید که چطور قراره از طرح شما استفاده کنه. اگر مسیر ها به اندازه کافی شفاف و روشن باشه به طوری که کاربر بتونه در یک نگاه متوجه بشه که باید چه کاری انجام بده و کجا بره، احتمالا این باعث می شه که وقت بیشتری رو توی وب سایت بگذرونه و بخواد قسمت های بیشتری رو هم بازدید کنه.

یه کاری کنید که وقتی کاربر یه مدتی توی سایت می چرخه، برای بازگشت به صفحات قبلی دچار سردرگمی نباشه. وقتی کاربر روی یه لینک یا دگمه کلیک می کنه، حتما باید یه راه برگشتی هم براش وجود داشته باشه.

به تلف کردن وقت کاربرا پایان بدید

از اونجایی که موبایل ها ذاتا ابزار های مینیمالیستی هستن، کاربرا می تونن با سپری کردن کمترین زمان بیشتری استفاده رو ببرن. بنابر این تمام عناصری رو که برای هدف اصلی وب سایت غیر ضروری هستن حذف کنید. مینیمالیست به معنای ساده بودن نیست. مینیمالیست یعنی نمایش و معرفی عناصر با توجه به اهداف بنیادی و اساسی اونها و موبایل ذاتا یک پدیده برای استفاده بیشتر از محتوا در کمترین زمان ممکنه.

تجربه کاربر

چه چیز طراحی باید مهمتر باشه ؟

رسالت و نقش اصلی طراحی چیه ؟ باید ما رو تحت تاثیر بده، اغوا کننده باشه، شگفت زده کنه یا اینکه اصلا چیزی فراتر از این حرف هاست ؟ آیا ما واقعا برخوردمون با موضوع طراحی درسته ؟

یک وقتی به دفتر یه گروه طراحی دکوراسیون داخلی دعوت شدم. همونطور که انتظار می ره خودم رو توی یه سالن مبله با تابلو های خیلی هیجان انگیز روی دیوار دیدم. اتاق پر بود از طرح و نوشته هایی که با آدم حرف می زدن.

بعد از چند دقیقه نشستن و انتظار کشیدن، نهایتا مدیر بازیابی و فروش اونها (یه خانوم خیلی مصمم و میان سال) اومد و به من گفت: "اینها همه خوب و عالی هستن، اما ما به یه طرحی نیاز داریم که ما رو شگفت زده کنه."

خوشبختانه من انتظار این حرف رو داشتم. خیلی عادیه که مشتری ها همیشه دنبال یه چیز خارق العاده باشن و همیشه هم در تلاشن که بگن این چیز خارق العاده چیه. البته اینکه کسی یه چیز خیلی خارق العاده بخواد هیچ وقت منو نا امید نمی کنه اما این طرز فکر که طراحی فقط برای شگفت زده کردن مردمه واقعا نا امید کننده است.

چیزی که منو نا امید می کنه این طرز فکره که نقش طراحی فقط شگفت زده کردن مخاطب هاست.

اگه یه طراحی باعث شد که یه کم هیجان زده بشیم و یه نفس عمیق بکشیم، این یعنی دیگه وظیفش رو انجام داده ؟ من فکر نمی کنم اینطور باشه. هرچند که داشتن یک سری محرک های احساسی بخشی از وظیفه طراحی به حساب میاد، اما این در واقع کوچکترین وظیفشه.

طراحی وب سایت بازاریابی سنتی نیست

اشکال اینجاست که برداشت بیشتر مردم از وب، تحت تاثیر بازاریابی های سنتیه. روش های سنتی تبلیغات مثل بروشور، کمپین های تلویزیونی، ایمیل و غیره .. همه باید برای جلب توجه شما خودشون رو به آب و آتش بزنن. باید بیشتر داد بزنن. بیشتر رو در روی شما قرار بگیرن.

اما وب سایت یه رسانه سنتی نیست. مردم خودشون انتخاب می کنن که وارد یه وب سایت بشن. بنابر این لازم نیست سرشون داد بزنید که توجهشون رو جلب کنید. همین که دارن وب سایت شما رو می بینن یعنی می خوان که توجه داشته باشن. بله، باید این توجه رو نگه دارید، اما این یه موضوع متفاوته.

یادتون نره که مشتری های خوب اینترنتی، اغلب از دسته آدمهای زرنگ و باهوشیی هستن که دیگه به تکنیک های سنتی بازاریابی جواب نمی دن و نمی شه اونها رو تحت تاثیر گرافیک های جذاب قرار داد. اینها نسلی هستن که بنر ها رو نمی بینن و بیشتر به سمت خدمات مشتریان دقت دارن و یه گرافیک خوب نمی تونه ضعف خدمات رسانی به مشتریان رو پوشش بده.

یه گرافیک تجملی نمی تونه ضعف های مربوط به ارائه خدمات و ارتباطات رو بپوشونه.

این نکته خیلی مهمه که وب یه واسطه تعاملیه. کاربرا باید تو سایت پیمایش کنن و با رابط‌کاربر آشنا بشن. اونها مثل زمانی که دارن به تلویزیون یا یه متن چاپ شده نگاه می کنن منفعل (بدون فعالیت) نیستن. این باعث می شه که نقش طراحی در ارائه تسهیلات تعاملی پررنگ تر بشه.

خوب حالا این سوال پیش میاد که خانوم مدیر باید دنبال چه جور طراحی باشه ؟

نقش طراحی چی باید باشه ؟

به عنوان نقطه آغاز، ایشون باید بجای خیره کنندگی به دنبال این می بود که طرح کاربرا رو به خودش مشغول کنه. طرح باید انسانی، قابل هضم و باز می بود.

همچنین باید صادقانه باشه. من باید به این باور برسم که این طراحی خوب قرار نیست در مورد کیفیت محصولات اغراق کنه. در عوض اونها رو به شفاف و ساده ترین شکل ممکن معرفی می کنه. ماجرای بدبینی مشتریان به ادعاهای اغراق آمیز تاریخچه طولانی داره و ثابت شده که به واقعیت های ساده بهتر پاسخ می دن.

ماجرای بدبینی مشتریان به ادعاهای اغراق آمیز تاریخچه طولانی داره. اونها به واقعیت های ساده واکنش های بهتری نشون می دن.

بیشتر طراحی ها باید در مسیر ساده سازی کار، کمک و تامین نیاز های کاربر باشه و مطمئن باشیم که تجربه کم دردسر و خوشایندی رو دارن. در یه جمله کوتاه، من اعتقاد دارم طرح وب سایت باید مثل یه پیش خدمت خوب توی یه رستوران شیک باشه.

طرح وب سایت باید مثل یه پیش خدمت باشه

یادمه یه روز به اتفاق همسرم به یه رستوران خیلی شیک و مجلل رفتیم. همه چی خیلی تر و تمیز و وضعیت تهویه هوا هم خیلی خوب بود. اما همه اینها با وجود یه گارسون مغرور بی فایده بود. گارسون اومد نشست روی صندلی و سعی داشت غذایی رو که ما هیچ علاقه ایی بهش نداشتیم به ما تحمیل کنه.

در واقع سعی داشت که یه سری اطلاعات در مورد غذا به ما بده و ما رو یه جورایی سورپرایز (شگفت زده) کنه اما چیزی که در عمل اتفاق افتاد این بود که ما رو فراری داد.

طراحی نباید شگفت انگیز باشه. در عوض باید به خاطر بمونه و تبدیل به یه تجربه خوشایند بشه.

خوب اینو با یه پیش خدمت خوب مقایسه کنید. یه پیش خدمت خوب با مشتری ها دوستانه برخورد می کنه اما خیلی هم پسر خاله نمی شه. تواضع به خرج میده و سعی می کنه با حساسیت به نیاز های اونها توجه داشته باشه.

از دیدگاه من یه طرح خوب برای وب سایت هم باید این شکلی باشه. لازم نیست غیر محسوس باشه، اما باید غیر مداخله گرایانه باشه. این یعنی نباید طوری باشه که انتخاب های کاربرا رو به شکل آزار دهنده ایی تغییر بده. باید نیاز های کاربران رو پیش بینی کنه و خودشون رو با اونها مطابقت بده. باید به کاربرا پیش نهاد بده اما پیشنهاداتش رو تحمیل نکنه.

در یه جمله کوتاه، طراحی نباید شگفت انگیز باشه. در عوض باید به خاطر بمونه و تبدیل به یه تجربه خوشایند بشه.

تجربه کاربر

شجاع باشید و از خطر اشتباهات نترسید !

اغلب سازمان ها می ترسند ازاینکه با انجام اشتباهی موفقیت خود را در وب از دست بدهند. از قضا وب جای خوبی برای اشتباه کردن و درس گرفتن از آنهاست.

موضوع اصلی ترسیه که ما از ریسک کردن داریم. ترسی که با فکر کردن به چیزهایی که قراره از دست بدیم بیشتر می شه. اما این خیلی شگفت آوره که بدونید خیلی از سازمان های موفق ریسک پذیر نیستن.

مشکل با رویکرد های آزمون و خطا شده

اجتناب از خطر کاریه که بیشتر سازمان های بزرگ و موفق همیشه انجام دادن. به این معنی که از راه های تست شده ایی استفاده می کنن که قبلا امتحان خودشون رو پس دادن. خوب این توی یه دنیای با ثبات جواب می ده اما متاسفانه دنیای ما خیلی هم با ثبات نیست. ما بوسیله تغییرات محاصره شدیم و وب هم داره بهشون سرعت می ده.

چیز هایی که قبلا روی زمین امن بودن، الان دیگه نیستن و همینطور یه سری رویکرد ها دیگه کار نمی کنن. متاسفانه تصاویر ذهنی ما با تغییرات همگام نمی شن و هرچقدر هم که وضعیت فعلی خطرناک باشه هنوز هم تغییرات رو خطرناک می بینم.

دنیای آنلاین و دیجیتال همه بخش ها رو تحث تاثیر قرار می ده. اگه بازیگران بزرگ این عرصه به خاطر ترس از خطر قدمی بر ندارن، شرکت های کوچیک تر به خاطر خطر کمتری که تهدیدشون می کنه جای اونها رو می گیرن.

دنیای آنلاین بهترین مکان واسه خطر کردنه

علیرغم همه حرف هایی که زدیم، دنیای آنلاین و دیجیتال بهترین مکان واسه خطر و اشتباه کردنه و این شرکت های بزرگ هستن که می تونن هزینه های این اشتباهات رو ببلعن و نادیده بگیرن.

دو موضوع هست که وب رو تبدیل می کنه به یه مکان ایده آل برای آزمایش ایده ها و خطر کردن. اولیش اینه که هزینه اشتباه کردن خیلی پایینه. انتخاب یه رویکرد جدید نیازی به صرف هزینه، زمان و یا تبلیغات زیادی نداره.

هزینه اشتباه کردن پایینه !

دوم اینکه وب امکانات بی نظیری داره که می تونید باهاش موفقیت و یا شکست آزمون هاتون رو تحت نظر داشته باشید. با استفاده از سیستم های آماری، شبکه های اجتماعی و بازخورد هایی که از کاربرا می گیرید، می تونید خیلی سریع بفهمید که چی جواب می ده و چی نمیده.

پس چرا سازمان ها نسبت به آزمایش کردن ایده هاشون تو دنیای آنلاین و اشاعه این فرهنگ بی میل به نظر می رسن ؟

موانع آزمایش کردن

بخش اعظم این مشکل به فرهنگ بر می گرده. روال های موجود توی DNA سازمان نهادینه شده و خیلی سخته که بخواییم تغییرش بدیم.

موضوع بعدی ساختاریه. تصمیم گیری توی سازمان های بزرگ به خاطر ساختار سلسله مراتبی پیچیده ایی که دارن یه کم سخته. مخصوصا اگه قرار باشه چند تا لایه مدیریتی رو تحث تاثیر قرار بده.

تیم های دیجیتالی باید ایجاد اختلال کنند

اینجا می خوام بگم سازمان ها نیاز دارن یه اختلالی توی ساختار های فعلیشون ایجاد بشه. این کار رو می شه با دادن اختیارات لازم به یه تیم دیجیتالی انجام داد که شروع کنن به بدعت گذاشتن. اغلب این سازمان ها به یه رهبر آنلاین نیاز دارن که با داشتن دانش عمیق بتونه مسیر تغییرات رو مدیریت کنه.

به طور خلاصه، سازمان ها به یه نفر آدم خود رای نیاز دارن که شروع کنه به بدعت گذاشتن و اونها هم اون رو توی هر شرایطی، حتی زمانی که تغییرات دردآور هستن، حمایتش کنن.

راه جایگزین هم اینه که بشینید و منتظر یه رقیب نترس و سرسخت باشید که با شجاعت بیشتر از شما عبور می کنه.

استراتژی دیجیتال

طراحی موتور جستجوی وب سایت، یک بار برای همیشه

اعتراف کنید. موتور جستجوی وب سایت شما به هیچ دردی نمی خوره ! اینو از کجا می دونم ؟ چون موتور جستجوی اکثر وب سایت ها همینطوره. اما خوشبختانه کارهایی هست که می شه برای حل این معضل انجام داد.

Jared Spool می گه که کاربرا فقط وقتی از جستجو استفاده می کنن که ابزار های پیمایشی (مثل منوها) نتونن نیاز هاشون رو برآورده کنن. اون میگه افراد وقتی نمی تونن کلمه کلیدی مورد نظرشون رو برای رسیدن به مقصد پیدا کنن، می رن سراغ جستجو کردن تو وب سایت.

اگه کاربر مجبور باشه حتما چیزی رو جستجو کنه، در 70% مواقع موفق به پیدا کردنش نمی شه.

آیا باید جستجو رو از سایتتون حذف کنید ؟

با توجه به انتقاد های زیادی که به خیلی از سایتها می شه، شاید بهتر باشه جستجو رو از سایت حذف کنن. واقعیت اینه که توی بیشتر این سایت ها جستجو بیشتر یه مانع هست تا کمک. این سایت ها معمولا ضعف های ساختاری اساسی دارن. اما اگه یه وب سایت بزرگ دارید، هنوز دلایلی وجود داره که وب سایت رو به موتور جستجو نیازمند می کنه.

چطور می شه جستجو رو توی سایت بهینه کرد ؟

اگه وجود یه موتور جستجو برای وب سایت شما ضروریه، چطور می شه اون رو بهینه سازی کرد ؟ من برای شما سه پیشنهاد دارم.

طراحی موتور جستجو رو ساده کنید

بعضی از رابط های جستجو خیلی شلوغ هستن. نتایجی که به دست میاد اغلب خیلی به هم چسبیده و پره از اطلاعات اضافه. بعضی ابزار های جستجو و یا فیلتر ها هم که اضافه می شن دیگه وضع بدتر از پیش می شه.

کار رو با حذف قسمت هایی از رابط گرافیکی (تا جایی که امکان داره) شروع کنید. مثلا فقط به این دلیل که گوگل آدرس رو نشون می ده لازم نیست شما هم این کار رو انجام بدید. وقتی داریم جستجوی داخلی انجام می دیم نیازی به نمایش این رابط نیست چون می دونیم که مقصد جستجو کجاست.

همچنین می تونید نشانگرهای میزان ارتباط رو حذف کنید. چیز های مثل حجم فایل یا از این دست اطلاعات، اگه باعث شلوغ شدن و تاثیر گذاری عمده روی رابط می شن بهتره حذف بشن. تنها چیزی که کاربر نیاز داره یه عنوان و یه توضیحه.

فیلتر های جستجو

همین موضوع برای فیلترها و نحوه مرتب سازی نتایج هم صادقه. اغلب کاربرا هیچ وقت روی این گزینه های کلیک نمی کنن. نباید یه سری گزینه ها برای مشخص کردن نوع جستجو وجود داشته باشه. مثلا نیازی نیست یه Radio داشته باشیم که مشخص می کنه می خواییم نام یه فرد رو جستجو کنیم. خود موتور های جستجو دیگه باید اینقدر هوشمند باشن که اینا رو بفهمن.

نتایج جستجو رو بهینه سازی کنید

تو خیلی از سازمان ها وقتی بحث جستجو پیش میاد فورا اولین چیزی که مطرح می شه فناوریه. خوب البته ما هم منکر این نیستیم که فناوری در جستجو موثره اما همه چیز نیست. بااینکه فناوری اولین قدم در ساخت موتور جستجو هست، اما نکته مهمتر تشخیص وزن محتوای وب سایته. Gerry Mcgovern در این مورد می گه :

فناوری ها به خودی خود باعث نمی شن که ما چیزی رو سریعتر پیدا کنیم. ما نیاز داریم که از تخصص و مدیریت انسانی هم استفاده کنیم.

اگه می خواید سیستم جستجوی وب سایت شما کارآمد باشه، اولین قدم اینه که خودتون نتایج رو از نظر میزان ارتباط با چیزی که جستجو می شه آزمایش کنید.

ممکنه با خودتون فکر کنید که این حرف درستی نیست. اما وقتی به نتایج گوگل و مکانیزم جستجوی اون نگاه می کنید، می بینید که بهینه سازی انسانی تا چه حدی در اون مد نظر قرار داده شده. همین موضوع رو می تونید توی سیستم جستجوی توییتر هم ببینید.

کاربری جستجو رو تحت نظر داشته باشید

تحت نظر داشتن مداوم، یه موضوع خیلی اساسیه. شما باید مدام کنترل کنید که کاربرا چی چیزهایی رو جستجو می کنن و نتایج رو برای اون موارد بهینه سازی کنید. اما بهینه سازی نتایج تنها دلیل برای تحت نظر داشتن جستجو ها نیست. یه موضوع دیگه هم اینه که :

تحت نظر داشتن جستجو به شما می گه که کاربرا از چه کلماتی استفاده می کنن و همینطور بیشتر میل دارن در مورد چه چیز های اطلاعات داشته باشن.

این اصلا عجیب نیست که کاربرا بعد از جستجو هیچ نتیجه ایی به دست نیارن. علتش هم اینه که از واژه های متفاوتی نسبت به سازمان ها استفاده می کنن.
کاری که ما بایدانجام بدیم اینه که اون واژه های آشنا برای کاربران رو استخراج کنیم.

بعد از همه اینها حالا شما می تونید اگه تکنیک بهتری مد نظرتون هست رو در قسمت نظرات بزارید. بد نیست اگه بتونیم در این مورد با بقیه کاربرا بحث کنیم.

تجربه کاربر

فازهای طراحی یک سرویس دیجیتالی

ساختن یک سرویس دیجیتالی یه پروسه مجتمع همراه با ریسک زیاده. اما با شکستن پروژه به فازهای مختلف و یاد گرفتن اینکه چی برای پروژه کارآمده و چی نیست، می شه این ریسک رو تا حد زیادی کاهش داد.

همزمان که در مسیر توسعه سرویس حرکت می کنید نیاز های کاربران رو کشف می کنید. همینطور ضمن اینکه متوجه می شید که پیش نیاز های توسعه چی هستن، می فهمید که سرویس در چه شرایطی بهتر عمل می کنه. سطوح جزییات و ریسک در طول این مسیر کاهش پیدا می کنه.

این رویکرد به تیم اجازه می ده تا جایی که ممکنه سرویس رو هرچه کوچک، سریع و مقرون به صرفه تر به دست کاربر نهایی برسونن.

اکتشاف

یه فاز کوتاه که در اون به تحقیق درمورد نیازهای کاربران سرویس می پردازیم. باید بفهمیم که چه چیزهایی باید اندازه گیری بشن. همچنین چه محدودیت های فنی و یا امنیتی وجود داره.

این فاز نباید بیشتر از 2 تا 4 هفته طول بکشه. معمولا آخرین هفته باید حوزه عملکرد سرویس رو مشخص کنید که به صورت رایج بهش می گن "inception" و به معنی نقطه آغاز کار شماست. قاعده اینه که باید در مورد شروع فاز بعد تصمیم گیری کنید.

خروجی های این فاز معمولا شامل این موارد می شه :

  • یه لیست اولویت بندی شده از نیاز های کاربران
  • درک اینکه تیم توسعه ظرفیت لازم برای انجام کار رو داره
  • توانایی برنامه ریزی برای فاز بعدی
  • شاید یه نسخه اولیه خیلی ضمخت و بی قواره
  • یه لیست از سرویس های مشابه شامل اونهایی که غیر دولتی هستن
  • درک اینکه چه تعداد از کاربرا ممکنه به پشتیبانی نیمه دیجیتالی نیاز داشته باشن

پیش نمایش

یه فاز کوتاه که در اون یک سری راه حل های اولیه برای نیاز های کاربران ارائه می کنید. شما پروژه رو بوسیله تعدادی از کاربران و سهام داران پروژه تست میکنید و در نهایت یک سری بازخورد ها در خصوص طراحی می گیرید.

پیش نمایش هم یه مرحله نسبتا کوتاهه. ما سعی می کنیم این دوره رو تا 1.5 ماه کاهش بدیم. اگه بخواییم به هفته حساب کنیم حدود 3 تا 6 هفته در نظر می گیریم.

در این فاز به یه تیم توسعه نسبتا کوچک نیاز دارید که بتونن با راه حل های سریع و مکرر بخش اول توسعه رو به پیش ببرن. البته احتمالا به دلیل نیاز به تخصص های بیشتری که باهاشون برخورد می کنید، مجبور می شید تیم رو یواش یواش بزرگتر کنید.

نسخه پیش نمایش لازم نیست کامل باشه. شما فقط می خوایید یه نمایشی از سرویس داشته باشید که به کاربرا یه درک اولیه از سرویس می ده. باید بفهمید که آیا شرایط برای رشد سرویس مناسبه ؟ تونستید نیاز های کاربرا رو خوب درک کنید ؟ و اگه اینطور نیست باید یک سری راه حل های جدید پیدا کنید.

آزمایش

شما دارید بر علیه تقاضاهای محیط حرکت می کنید. حالا وقتشه که سرویس رو به فضای عمومی منتقل و درک کنید که چطور می شه همزمان با استفاده کاربران، برنامه رو هم توسعه بدید.

هدف از اجرای این فاز اینه که یه نسخه کامل از سرویس رو در معرض آزمایش عمومی قرار بدید. شما باید چالش های فنی که ممکنه در زمان اجرای سرویس پیش بیاد رو حل و فصل کنید. این کار باید تا زمان پایدار شدن برنامه ادامه پیدا کنه.

زمان انتشار نسخه آزمایشی معمولا وابسته به حجم و ساختار پروژه است. اما اگه تیم توسعه از امکانات و ابزار مناسب برخوردار باشه، معمولا نباید بیشتر 2 تا 3 ماه طول بکشه.

نتایجی که بدست میاد شامل این موارده:

  • یک نمونه نهایی از سرویس
  • یک مجموعه از کارهای اولویت بندی شده برای انجام
  • معیارهای دقیق و اندازه گیری شده برای تحت نظر داشتن سرویس
  • سیستم پشتیبانی تست شده
  • یه سیستم کارآمد که می تونه برای کار واقعی به کاربر نهایی ارائه بشه

سرویس دهی

حتی در زمان سرویس دهی هم کار متوقف نمی شه. بطور مداوم با تقاضاهای جدید برخورد و نیاز های جدیدی کشف می کنید. باید سرویس رو برای تامین این نیازها بهینه سازی کنید.

حالا سیستم باید استاندارد های بازدهی و امنیتی لازم رو برای ارائه به کاربر نهایی داشته باشه. مهمتر اینکه حالا دیگه باید تمام نیاز های کاربران که در فاز های قبلی کشف شده بودند رو برطرف کرده باشید. کار اینجا تموم نمی شه، بلکه شما باید مرتب سیستم رو بر اساس اطلاعاتی که از بازخورد کاربران، سیستم های آماری و تحقیقات خودتون بدست میارید بهینه سازی کنید. چند کار اساسی که باید انجام بدید اینها هستند :

  • وضعیت بازدهی سیستم رو تحت نظر داشته باشید
  • کدنویسی رو بهینه سازی کنید
  • مطمئن بشید که سرویس همچنان ایمنه

اگه قرار شد یه تغییر کوچیک در زمان سرویس دهی اعمال بشه، لازمه تمام فاز ها (اکتشاف، پیش نمایش، آزمایش و سرویس دهی) رو درموردش تکرار کنید.

بازنشستگی

حتی بهترین سرویس ها هم یه روز بازنشسته می شن. حالا باید با همون دقتی که کار ساخت سرویس رو شروع کردید ازش نگهداری کنید. اولین قدم هم اینه که به کاربران توضیح بدید چرا سرویس بازنشسته شده.

طبیعیه که معمولا ما وقتی شرایط عوض می شه به دنبال راه حل های کارآمد تر باشیم. این راه حل ممکنه تولید یه سرویس جدید باشه. پس قدم بعد اینکه که مخاطبان خودتون رو به سمت سرویس های جدید راهنمایی کنید.

در نهایت باید توجه داشته باشید که در زمان اجرای سیستم، حجم زیادی از اطلاعات جمع آوری شده. حالا بعد از بازنشسته شدن سرویس، شما همچنان باید نسبت به اون اطلاعات و حفظ امنیت اونها مسئولیت داشته باشید.