نوع برخورد ما در مقابل ترسمون از بازخورد ها

هر کسی از گرفتن بازخورد های منفی می ترسه و همه ما میخواییم که ازش پیشگیری کنیم. اما بازخورد ها برای طراحی وب سایت ضروری هستند و این ما هستیم که باید یاد بگیریم ترسمون رو مدیریت کنیم.

هر تخصصی هم که داشته باشید، باز کردن کارتون جلوی دیگران و گرفتن نظراتشون یه معامله ترسناکه. ما اغلب از بازخورد ها می ترسیم و ترسمون از این بابته که باعث کشف عیب های کارمون بشن و یا اون رو از رده خارج کنن.

طراحان وب هم تو این زمینه با دیگران متفاوت نیستن. اونها معمولا نگران بازخورد های مدیران سازمان ها هستن و می ترسن که اونها بخوان مسائل ناخوشایندی رو از تجربه هاشون در استفاده از وب سایت بگن.

ما اغلب از اینکه نظر مدیران رو بدونیم و یا اینکه به ما بگن تجربشون از وب سایت چی بوده، می ترسیم.

افراد مختلف، واکنش های متفاوتی نسبت به این ترس دارن. بعضی ها سعی می کنن از این رودرویی ها اجتناب کنن و فقط زمانی که مجبور بشن یا طرح کامل شده باشه اون رو به دیگران نشون می دن. بعضی دیگه هم کارو نشون می دن اما از بازخورد هایی که می گیرن چشم پوشی می کنن. در واقع هر دوی این رویکرد ها به صورت بنیادی اشکالاتی داره.

سیستم دفاعی با عنوان "عدم نمایش"

مشکلی که در مورد عدم نمایش وب سایت وجود داره اینه که دیر یا زود مجبورید این کار رو انجام بدید. بالاخره وقتی که سایت کامل و آنلاین شد مدیران میان و میبینن. اونوقت نظرشون رو می گین، چه شما دوست داشته باشید چه نداشته باشید.

متاسفانه هرچه این نمایش رو به تاخیر بندازید باید تلاش و کار بیشتری رو انجام بدید. اونوقت اگه مدیران طرح شما رو دوست نداشتن، کار و تلاش بیشتری از شما به هدر می ره.

اگه تو این زمان کسی بیاد و یه مشکل رو توی کار بهتون یادآوری کنه، کاری که باید برای حل مشکل انجام بدید خیلی وسیع تره. در واقع هرچه زودتر به وجود مشکلات پی ببرید، حل کردنشون آسون تر می شه.

مشکلات هرچه زودتر کشف بشن، راحت تر حل می شن.

پاسخی به نام "عدم توجه" به بازخورد ها

یه پاسخ متداول به بازخورد ها اینه که کلا ازشون چشم پوشی کنیم. اگه به هر بازخورد یه برچسب "بی ربط" یا "مغرضانه" بزنیم، دیگه لازم نیست در قبال اونها هیچ حرکت خاصی بکنیم. صد البته که این کار یه توهین به فردیه که نظرش رو برای شما ارسال کرده.

البته بعضی وقتها هم واقعا یه نظری ممکنه بی ربط و یا حتی کلا غلط باشه. اما این واقعا اشکال از فردی نیست که داره نظر می ده. بلکه اشکال از شماست که نتونستید نظرات صحیحی رو به سمت خودتون جلب کنید.

جلوگیری از گرفتن نظرات بی ربط

معمولا فقط در یه حالت ممکنه نظر بی ربطی دریافت دریافت کنید و اونم زمانیه که یه سوال اشتباه می پرسید. به چند دلیل، هیچ وقت از کسی نپرسید که نظرش در مورد کارتون چیه: اول اینکه نظر شخصیش رو خواستید و خیلی بعیده بتونه بی طرفانه نظر بده. دوم اینکه با یه سوال تا این حد کلی، خیلی مبهمه که بتونید نظر مفیدی دریافت کنید.

هیچ وقت بصورت کلی از کسی نپرسید که در مورد کارتون چه نظری داره.

وقتی دارید در مورد نسخه آلفای وب سایت نظر سنجی میکنید، می تونید به صورت مشخص این سوالات رو بپرسید:

  • هیچ محتوایی هست که ما فراموش کرده باشیم ؟
  • چه چیز هایی ممکنه باعث بشه که این صفحه به نیاز های کاربر شما پاسخ نده ؟
  • چه چیز هایی ممکنه باعث بشه که این صفحه نیاز های کسب و کار شما رو تامین نکنه ؟
  • به چه دلایلی ممکنه این صفحه با ارزش های شما سازگاری نداشته باشه ؟

در واقع ما داریم با طرح این سوالات سعی می کنیم که نظرات مفید رو دریافت کنیم. ما نمی خواییم نظری شبیه به این بگیریم که "من از رنگ آبی خوشم نمیاد" چون این اصلا برای ما موضوعیتی هم نداره. بالاخره ما این ترکیب رنگی رو بر اساس رنگ سازمانی و برند اونها انتخاب کردیم و خیلی هم اثری روی کل کار نداره. اون چیزی که برای ما مهمتره اینه که بفهمیم چه چیز هایی رو ممکنه فراموش کرده باشیم که به کاربری وب سایت آسیب می زنه ؟

درسی که ما یاد می گیریم

همه این بحث ها به خاطر اینه که بگیم ما باید به ترس خودمون در قبال نظرات و بازخورد ها غلبه کنیم. بازخورد ها یه موضوع حیاتی برای طراحی وب سایت هستن و نه یه چیزی که بخوایم ازش شرم کنیم با بترسیم. بهتره روی مکانیزم های دریافت بازخورد ها کار کنیم و همونطور که داریم طراحی رو انجام می دیم، به این فکر کنیم که چطور می شه این بازخورد ها رو بگیریم و در جهت توسعه بهتر استفاده کنیم.

استراتژی دیجیتال

مدل جدید ارتباط بین مشتری و طراح

تو این مطلب من قصد دارم به این بپردازم که چطور یه وب سایت به جای اینکه بطور مداوم طراحی مجدد بشه، می تونه در طول زمان تکامل پیدا کنه.

من مطالب زیادی رو توی این وب سایت مینویسم اما این یکی کمی متفاوته چون در مورد رویکرد شخصی خودم در ارتباط با طراحی وب هست. قبل از استارتاپ ویکند شیراز ، مشغول نوشتن مطلبی بودم در این خصوص که باید به جای اینکه مدام وب سایت ها رو طراحی مجدد کنیم، اونها رو در طول زمان تکامل بدیم. خوب این مقاله تبدیل به یه شتاب دهنده شد تا رویکردم رو نسبت به نحوه ارتباط با مشتری تغییر بدم. همینطور باعث شد رویکردم نسبت به نحوه فروش سرویس های تحت وب خودم عوض بشه.

من فکر می کنم یه شکاف بنیادی توی ارتباط مشتریان با شرکت های طراحی وب هست که باید بهش به طور جدی تری پرداخته بشه.

مدل توسعه فعلی

به طور معمول بیشتر پروژه های تحت وب به این شکل اجرا می شن:

  1. مشتری یک سری نیاز ها رو برای طراحی وب سایت خودش تعریف می کنه
  2. شرکت های طراحی وب قیمت های پیشنهادیشون رو اعلام می کنن
  3. مشتری قیمت پیشنهادی یه شرکت رو می پذیره
  4. شرکت وب سایت رو طراحی و اجرا می کنه
  5. مشتری یه سری تغییرات جزیی می خواد اما در نهایت کل کار رو می پذیره
  6. مشتری نیاز هاش بعد از مدتی تغییر می کنه و دوباره برمیگردیم به قدم اول

این مراحل همه به نظر منطقی می رسن، اما واقعیت اینه که یه عیب اساسی توی سیستم طراحی و توسعه ما وجود داره.

باور من اینه که دیگه وقتش رسیده این مدل رو بزاریم کنار و به جای دادن قیمت های ثابت، مدلی رو ارائه کنیم که ارتباط عمیق تری رو بین مشتری و شرکت های طراحی برقرار کنه.

چیزی که من طی این سالها با مشتریان و WebAdvice تجربه کردم اینه که مشتری ها نیاز به رشد کردن دارن. چرخه فعلی بی نهایت ضد تولید و هزینه زاست چون شما هربار دارید از اول شروع می کنید و یه سری کارهای تکراری رو دوباره انجام می دید. رویکرد عاقلانه تر اینه که مرتب سایت رو بهینه سازی کنیم و سعی کنیم بروز نگهش داریم.

سایت webadvice.ir یه مثال خوب از همین روند تکاملیه. من هر هفته سعی میکنم امکانات سایت رو جدیدتر و یا بهینه سازی کنم. همیشه از خودم سوال می پرسم که کجای سایت نیاز به بهینه سازی داره و این کار باعث می شه سایت همیشه بروز باشه و کاربرا همیشه برگردن و بهش مراجعه کنن.

ما تا حدی این کارو قبلا در مورد محتوا انجام دادیم. مثلا خیلی از شرکت های طراحی وب، برای مشتری هاشون سیستم های مدیریت محتوا نصب می کنن که بشه محتوا رو تغییر داد و بروز نگهش داشت. اما همین رویکرد رو هیچ وقت درمورد طرح و کارکرد های وب سایت نداشتن.

اما یه مدل بهتر

مدل بهتر ارتباط رو ما می تونیم توی صنعت تبلیغات ببینیم. تو این صنعت ارتباط بین شرکت ها و مشتری خیلی متفاوته. تواین مدل به جای اینکه هرچند سال یک بار یه تعاملی برقرار بشه، مشتری یه بودجه سالانه تعریف می کنه و شرکت های تبلیغاتی هم طوری ازش استفاده می کنن که بهترین بهره وری از سرمایه گذاری ایجاد بشه.

مشتری و شرکت تبلیغاتی یه استراتژی تبلیغاتی بلند مدت تعریف می کنن و با هم تصمیم می گیرن که این پول رو کجا و چطور خرج کنن که نتیجه بهتری بدست بیاد. این روش که مشتری به طور مداوم از تخصص شرکت تبلیغاتی بهره مند باشه، به مراتب خیلی بهتر از اینه که یه بار برای انجام یه پروژه مبلغی رو بپردازه. این روش باعث می شه که استراتژی تبلیغاتی با مدل کسب و کار یکپارچه تر باشه.

اما چرا این مدل "ارتباط ادامه دار" با وجود این مزیت ها نتونسته جایی برای خودش پیدا کنه ؟ من این رو در چند موضوع می دونم:

هزینه

این احساس وجود داره که این فقط یه راه واسه افزایش درآمد شرکت های طراحی وبه. اما واقعیت اینه که این روش برای مدیریت وب سایت شما خیلی اقتصادی تره. همونطور که گفتم، توی مدل قدیمی شما هرچند سال یه بار باید کار رو بازآفرینی کنید و احتمالا نسخه قبلی رو دور بندازید. اما تو این روش شما بجای ساختن مجدد وب سایت و سرمایه گذاری جدید، بطور مرتب سرمایه گذاری قبلی خودتون رو تقویت می کنید.

فناوری

تا همین اواخر توسعه تکاملی یه وب سایت، به این دلیل که محتوا، طراحی و کارکرد ها در هم آمیخته شده بودن، واقعا کار سختی بود. واقعا ایجاد یه تغییر ساده باعث سردرد می شد. اما این روزها به لطف استاندارد و معماری های جدید مثل MVC، می شه به راحتی تغییراتی رو تو سراسر وب سایت ایجاد کرد.

البته می دونم که ممکنه وب سایت شما هنوز این فناوری ها رو در احتیار نداشته باشه. اما می تونید از امروز شروع کنید و به این سمت هدایتش کنید.

درک ما نسبت از وب

وب هنوز خیلی جوونه و من فکر می کنم که خیلی از مشتری ها هنوز به پتانسیل واقعی اون پی نبردن. برای مدت زیادی، اکثرا فقط یه سایت طراحی می کردن و بعد ولش می کردن به امون خدا. اما حالا امروز همه ما تقریبا این رو متوجه شدیم که وب سایت یه ابزار تبلیغاتی خیلی مفیده که باید در قلب استراتژی کسب و کار ما باشه. حالا نیاز به برنامه ریزی بلند مدت خودشو خیلی بیشتر نشون میده.

کار در خانه

خیلی از شرکت های طراحی یه سری کارمند دارن که توی خونه مسئولیت تکامل وب سایت ها رو به عهده دارن. اما من اعتقاد دارم که این کارمند ها به جای اینکه به تکامل وب سایت در آینده فکر کنن، در واقع به صورت روزانه در حال نگهداری وب سایت هستن. اگه اجازه بدید که یه لحظه به قیاس شرکت های تبلیغاتی برگردم، شما صرفا به خاطر اینکه خودتون یه کارمند برای بازاریابی دارید، از کار با یه شرکت تبلیغاتی بی نیاز نمی شید. یه کارمند داخلی نمی تونه با همون وسعت و عمقی که شرکت تبلیغاتی سرویس می ده کار کنه.

نتیجه گیری

باور من اینه که دیگه وقتش رسیده این مدل "کار مفرد با قیمت ثابت" رو بزاریم کنار. ما به مدلی نیاز داریم که به شرکت های طراحی اجازه بده وب سایت مشتری رو در طول زمان تکامل بدن و ارتباط عمیق تری رو بین اونها برقرار کنه.

استراتژی دیجیتال

رابط‌کاربر در وب، کتابی در دست تهیه

ما در حال نوشتن کتابی در خصوص رابط‌کاربر و مبانی اصلی اون در وب هستیم. شما می تونید به ما در این مسیر کمک کنید ؟ فکر می کنید چطور می شه سرفصل ها اصلی رو جمع آوری کرد ؟

احتمالا شما قبل از خوندن این مطلب تجربه های زیادی در خصوص طراحی رابط‌کاربر (UI) و مسائل مربوط به اون داشتید. این هفته من سوالات زیادی رو در خصوص UI دریافت کردم که اغلب اونها به مبهم بودن سرفصل های اصلی اون ارتباط داشت.

چرا ما تا حالا در مورد رابط‌کاربر چیزی ننوشتیم ؟

مثل همیشه باید بگم که من هر موضوعی رو اونطور که به وب مربوط می شه تحلیل می کنم. رابط‌کاربر هم از این موضوع مستثنا نیست. بنابراین همه رویکرد های این مطلب هم به حوزه وب مربوط می شه.

اینکه چرا تا حالا مطلبی در مورد رابط‌کاربر ننوشتیم به این موضوع ارتباط داره که طی چند سال گذشته در حال جمع آوری اطلاعاتی در خصوص رابط‌کاربر وب و تبدیل اونها به یه کتاب بودم. هدف هم اینه که بتونیم به محتواهای موجود ساختار بدیم.

خوب این موضوع کمی بیش از 3 سال طول کشیده و تا امروز دوستان عزیزی مثل مهندس داداشی و کرمی به من خیلی کمک کردن. با این حال هنوز احساس می کنم مواردی هستن که ممکنه نتونستیم اونها رو پوشش بدیم.

شما رو به همکاری دعوت می کنیم

ما به دنبال این هستیم که حداکثر منابع موجود رو بررسی کنیم و البته طبیعیه که به عنوان یک شخص احتمالا توانایی این رو نداریم که همه موارد رو شناسایی کنیم.

شما چه جور UI رو می پسندید ؟ چه مدل تجربه ای داشتید ؟ چه منابعی رو می شناسید که ممکنه بخوایید به ما معرفی کنید ؟ می تونید نظرات خودتون رو برای ما به آدرس contact@webadvice.irارسال کنید و یا اونها رو توی کامنت بنویسید و مطمئن باشید که ما تک تک اونها رو به دقت می خونیم.

متفرقه

قیمت گذاری وب سایت ها بر اساس نفر/ساعت

پروژه‌های مربوط به طراحی و برنامه‌نویسی وب‌سایت و یا نرم‌افزار‌ها رو بهتره بر اساس نفر/ساعت قیمت‌گذاری کنید.

توی این مدتی که من در دنیای وب و نرم افزار مشغول به کار بودم متوجه شدم که هنوز خیلی از پروژه‌ها با مبنای درستی قیمت‌گذاری نمی‌شن. یعنی روند اینطوریه که کارفرما از طراح یا برنامه نویس می‌خواد که یه کاری رو براش انجام بده، طراح یا برنامه نویس هم بر اساس شرایط اون روز خودش و گاهی هم با نگاه به وضعیت مشتری یه قیمتی رو تعیین می‌کنه.

اما آیا واقعا این مدل قیمت‌گذاری استاندارده؟ چطور باید اینطور کارها رو قیمت‌گذاری کنیم؟

از مدل قیمت‌گذاری نفر/ساعت استفاده کنید

این مدل قیمت‌گذاری هنوز توی کشور ما یه کم غریبه است. یعنی اکثرا متخصصین عادت دارن یه قیمت خیلی کلی رو بدون در نظر گرفتن ساعت کار روی اون به مشتری بدن. البته خودشون فکر می‌کنن که زمان رو در نظر گرفتن، اما در واقع اینطور نیست.

یکی از دلایل عدم تمایل به قیمت‌گذاری براساس ساعت کارکرد، اینه که کمی پیچیده و مبهم به نظر می‌رسه. اما در واقع اونقدر‌ها هم پیچیده نیست. کل ماجرا اینه که طراح یا برنامه نویس باید مبلغی رو که در ازای هر ساعت کارش می‌گیره مشخص کنه. در نهایت قیمت کل پروژه بر اساس ساعت کارکرد مشخص می‌شه.

فرض کنید شما در ازای هر ساعت کارکرد خودتون ۱۰ هزار تومان در نظر گرفتید. حالا اگر پروژه ایی ۱۰۰ ساعت کار ببره، مبلغ نهایی این پروژه می‌شه ۱۰۰×۱۰ هزار تومان که مساوی ۱ میلیون تومان هست.

اگه در نهایت ارزشش رو نداشت چی؟

این سوالیه که همه می‌پرسن: اگه پروژه اونطوری که من فکر می‌کردم نبود و در نهایت ارزشش رو نداشت چی؟

اول اینکه من فکر می‌کنم این اشکال به مهارت شما توی زمان بندی بر می‌گرده. خیلی از متخصصینی که از این مدل فرار می‌کنن به این دلیله که نمی‌تونن زمان اجرای پروژه رو محاسبه کنن. اگه شما با تجربه باشید، که باید بتونید زمان اجرا رو با خطای کمتر از ۱۰ درصد تخمین بزنید. اگه هم با تجربه نیستید باید مدتی کار کنید تا تجربه بدست بیارید. طبیعتا هزینه تجربه کردن شما به عهده خودتونه.

در هر حالت قیمت هر ساعت کار شما ثابت و مشخصه و فقط این زمان انجام کاره که تغییر می‌کنه.

دوم اینکه پیچیده تر بودن پروژه روی زمان کار شما تاثیر میزاره نه قیمت هر ساعت. اگه پروژه ایی پیچیده تر از اونی بود که فکر می‌کردید، پس بجای ۱۰ ساعت باید ۲۰ ساعت روش کار کنید. در نتیجه همه پیچیدگی‌ها و اتفاقات غیر منتظره رو توی ساعت کار روی پروژه پوشش میدید. در هر حالت قیمت هر ساعت کار شما ثابت و مشخصه و فقط این زمان انجام کاره که تغییر می‌کنه.

مزایای استفاده از این مدل چیه؟

استفاده از مدل قیمت‌گذاری بر اساس نفر/ساعت چند تا مزیت داره:

یاد میگیرید چطور زمان‌بندی کنید

اولین و مهمترین مزیتی که این مدل داره اینه که چون همیشه باید به ساعت کار روی پروژه توجه داشته باشید،‌ یاد میگیرد که چطور زمان بندی کنید. یا اگه زمان بندی رو بلدید بهتون کمک می‌کنه که هر روز زمان بندی‌های دقیق تری داشته باشید. من یه زمان بندی با خطای کمتر از +−۱۰٪ رو مطلوب می‌دونم. وقتی پروژه ایی رو ۱۰۰ ساعت زمان بندی کردید، اگر ۹۰ ساعت یا ۱۱۰ ساعت طول کشید، یعنی شما توی زمان بندی خیلی خوب عمل کردید.

کلاس کاری خودتون رو می‌فهمید

یکی از بدترین اتفاقاتی که ممکنه برای یه متخصص بیفته اینه که ندونه کارش بر اساس مهارت فعلیش چقدر می‌ارزه. خیلی از ما اگه الان ازمون بخوان که روی هرساعت کارمون یه قیمت بزاریم، شاید باید چند دقیقه ایی فکر کنیم و تازه یه عدد خیلی تقریبی و اتفاقی به زبون بیاریم. اغلب مواقع هم این قیمت یا خیلی بالاتر یا خیلی پایین تر از قیمت واقعی کارمونه.

اتفاقی خوبی که توی این مدل قیمت‌گذاری برای شما می‌افته اینه که متوجه ارزش کارتون می‌شید. این بهتون کمک می‌کنه تا خودتون رو با واقعیتی که توی کیفیت کارتون وجود داره متعادل کنید. چون اگه کیفیت کارتون در حد مهارت‌تون نباشه (چه بالاتر چه پایین تر)، کار کردنتون دشوار می‌شه.

یاد میگیرید چطور با بازار منطبق بشید

وقتی قیمت‌گذاری پروژه‌هاتون بر اساس نرخ هر ساعت باشه، بجای اینکه برای بقا توی بازار کیفیت کارتون رو بالا پایین کنید، یاد میگیرد که برای هر پروژه به طول متداول چقدر باید زمان بزاریید. این باعث می‌شه قبل از اینکه به مشتری قیمتی بدید، زمان لازم برای کار روی پروژه و میزان توجه به جزییات رو مد نظر داشته باشید.

اینطوری این شما هستید که با قیمت مشتری منطبق می‌شید و شانس‌تون برای ربودن دل مشتری بیشتر می‌شه. طبیعتا اگه مشتری فقط ۱ میلیون تومان بودجه در نظر گرفته باشه، شما بازم می‌تونید کارش رو انجام بدید، اما این بار زمان کمتری روی جزییات وقت بگذارید.

معایب این مدل چیه؟

خب از مزایا گفتیم بزارید از معایب هم بگیم. من هیچ عیب خاصی توی این مدل ندیدم. جز اینکه بعضی از مشتریان شما خیلی دوست ندارن قیمت رو با ذکر ارزش هر ساعت بگید. راه حلش اینه که شما به اونها یه مبلغ و زمان کلی رو اعلام کنید، اما در نهایت خودتون همین روش رو در نظر داشته باشید.

استراتژی دیجیتال

استارتاپ ویکند آبان 92 در شیراز و اهواز، فرصت های بعد از اون

اولین استارتاپ ویکندهای شیراز و اهواز به پایان رسیدند اما کار تیم ها تازه شروع شده. تیم ها از امروز باید برای چالش های واقعی و احتمالا پیچیده تری آماده بشن.

بگذریم از اینکه من باز هم نتونستم توی حدس زدن تیم برنده موفق باشم، ولی حداقل نسبت به چیزی که به عنوان نتیجه دیدم احساس رضایت و خوشحالی زیادی داشتم. حالا موضوعی که برام اهمیت پیدا کرده اینه که تیم ها نسبت به فرصت های بعد از این آگاهی بیشتری داشته باشن.

چه فرصت های جدیدی برای ما وجود داره ؟

برخلاف اینکه شاید بعضی شرکت کننده ها تصورشون این باشه که با اتمام استارتاپ ویکند کار اونها هم تموم شده، باید بگم در واقع این شروع یه مرحله جدید برای همه اونها و به طور کل شهرهای میزبانه. این موضوع رو اختصاصا در مورد استارتاپ ویکند های اهواز و شیراز جدی تر می بینم چون به نظر می رسید هرکدوم در نوع خودشون منحصر به فرد بودن.

حالا برای همه تیم ها فرصتی ایجاد شده که تبدیل به یه کامیونیتی فعال و موثر بشن. فعال از این جهت که برای حفظ ارتباط خودشون تلاش کنن و بدونن که شادابی و سرزندگی یه کامیونیتی با سطح تعامل اعضاش رابطه مستقیم داره. موثر هم با این رویکرد که تعامل اونها تنها صرفا به ارتباط با همدیگه محدود نشه.

فعال و موثر بودن یه کامیونیتی یعنی حفظ تعامل و تولید خروجی

البته من می دونم که نباید فقط از تیم ها انتظار داشته باشیم که برای استفاده از این فرصت ها تلاش کنن.

نقش سایرین در استفاده از این فرصت ها چیه ؟

همه ما میدونیم که برگزار کنندگان این رویداد به اندازه کافی در جریان برگزاری زحمت کشیدن و واقعا جای تقدیر و تشکر داره. شاید اینجا بد نباشه اگر مربیان به جای کنار کشیدن از جریان اتفاقات بعد از استارتاپ ویکند، با برگزاری یک یا دو جلسه دورهمی در ماه، به تیم ها کمک کنن.

تا اونجایی که به شخص من مربوط می شه، نمی تونم اشتیاقم رو برای همراهی با تیم ها مخفی کنم. اما مایلم نظر شما رو هم در این مورد بدونم و شاید مجموع این نظر کمکی بکنه به جمع بندی این موضوع.

لطفا نظرتون رو با سایر خواننده های این مطلب به اشتراک بگذارید.

متفرقه