اشتباهات رایج در ساختار وب سایت ها

داشتن یه ساختار مناسب در وب سایت به طرز عجیبی مهمه و جلوگیری از اشتباهات رایج اولین قدم موثر برای رسیدن به این نتیجه است.

هرچند که ایجاد یه ساختار مناسب کار معماران اطلاعاته اما این موضوع چیزیه که همه از طراح تا خود مالک وب سایت به نوعی درش دخالت دارن. خب حالا اشتباهات رایجی که در ساختن این ساختار وجود داره چیا هستن ؟

در اندیشه من دو دام بزرگ وجود داره که اغلب افراد در زمان ساختار دهی به محتوا، توی این دام ها می افتن. یکی نام گذاری های گیج کننده و دیگری فراوانی بیش از حد انتخاب ها.

نام گذاری های گیج کننده در وب سایت شما

وقتی در مورد معماری اطلاعات صحبت می کنیم، بزرگترین مشکلی که من مشاهده می کنم توی نامگذاری صفحات و بخش های مختلف وب سایته. این مشکل خودش رو به سه شکل نشون می ده:

__استفاده از اصطلاحات:‌__هر صنعت و یا شرکتی برای خودش اصطلاحاتی داره. طراحی وب هم از این قاعده مستثنی نیست. اما موضوع وقتی تبدیل به مشکل می شه که ما در نظر نمی گیریم که کاربرا ممکنه از اصطلاحات و الفاظ دیگه ایی برای تعریف معانی مد نظر ما استفاده کنن. نام و عنوان صفحات و بخش ها باید خالی از هر نوع اصطلاح باشه. حتی نام محصولات هم تا جایی که ممکنه باید بدون اصطلاحات باشه. این نام ها و عناوین باید بتونه به زبان عامیانه محتوا رو توصیف کنه.

__نام های بلند:__هرچند که باید از نام ها و عناوین توصیفی استفاده کنیم اما در عین حال باید کوتاه هم باشن. گزینه های موجود در یک منو باید ۲ تا ۳ کلمه باشن که کاربر بتونه در سریع ترین زمان ممکنه صفحه رو مرور و منوی مورد نظرش رو پیدا کنه.

__نام گذاری متناقض:__دقت داشته باشید که لینک های مختلف به یه صفحه مشخص باید همه از یه قاعده یکسان پیروی کرده باشن. وقتی مجبوریم متنی که توی منو می نویسیم کوتاه تر از عنوان صفحه باشه، مواظب باشید که به خوبی اون مفهوم رو منعکس کرده باشه. نامگذاری های متناقض باعث می شه که کاربر ندونه کجاست و یا اینکه احساس کنه این صفحه تکراریه.

یه سایت با ساختاری پر از گزینه های قابل انتخاب

دام دوم اینه که کاربر رو با سایتی پر از گزینه های انتخابی روبرو کنیم. من معمولا نمی پذیرم که خیلی توی سایت هایی با بیش از ۱۲منو بمونم. این مخالف این قاعده عمومیه که تعداد گزینه ها برای معرفی سایت به کاربر باید در یه حد مشخصی باشه. هر چیزی بیشتر از این باعث می شه که تلاش ما برای درک موارد انتخابی مشکل بشه.

من فکر میکنم این موضوع گزینه های زیاد، به خاطر اینه که شما سعی می کنید کاربر کلیک های زیادی انجام نده. ما در یک دوره ایی این رو یه تصور غلط می دونستیم اما این روز ها به دلیل فراگیر شدن اسمارت فون ها موضوع دوباره مطرحه. با این حال توجه داشته باشید که اگه پیمایش توی سایت ساده و قابل فهم باشه، معمولا کاربرا یادشون نمی مونه که چند تا کلیک کردن.

یه وب سایت خوب راه های متفاوتی رو برای دسترسی به محتواهای مورد نظر کاربر فراهم می کنه تا مطمئن بشه همه محتواهای کلیدی در دسترس هستن. وقتی راه های زیادی برای دسترسی به محتوا وجود داشته باشه، دیگه قرار گرفتن یه محتوا در ساختار سلسله مراتبی سایت مشکلی به حساب نمیاد.

داشتن یه ساختار مناسب در وب سایت به طرز عجیبی مهمه و جلوگیری از اشتباهات رایج اولین قدم موثر برای رسیدن به این نتیجه است. اما شما از چه متدهایی برای معماری اطلاعات و ایجاد یه ساختار عالی در وب سایتتون استفاده می کنید ؟ لطفا اون ها رو توی نظرات بنویسید.

تجربه کاربر

یک حکایت ترد و لذیذ از استراتژی محتوا

یه استراتژی موثر می تونه پلی باشه بین فاصله دنیای آنلاین با آفلاین. وقتی استراتژی‌محتوا درست و بجا باشه، دست‌یابی به اهداف تجاری هم می‌تونه خیلی راحت باشه. به عبارت انتظارات زودتر برآورده می‌شن.

یه محصول جدید، یه فرصت جدید

توی قفسه سوپر مارکت درست روبروی من نشسته. در حالی که یه لبخند خیلی ملیح و دلنشین روی لباش داره توجه منو به بنری که دستش گرفته و چیزی که با رنگ قرمز تند روش نوشته شده جلب می کنه

چیپس فلفل و سرکه ... با طعمی متفاوت، هم اکنون در سراسر آسیا

احتمالا هدف تولید کننده هم همین بوده که منو گول بزنه و شیفته این چیپس از خدا بی خبر بشم. منم که بدم نمیاد گول بخورم و فقط می تونم بگم بزن بریم!

وب قابل حمل همه چیز رو تغییر میده

مث هر آدم کنجکاو و وسواس دیگه‌ایی با گوشیم یه "چیپس فلفل و سرکه" توی اینترنت جستجو کردم و در نهایت تعجب دیدم که فقط یه مورد پیدا شد که اونم خیلی کمکی به من نمی‌کرد. جز یه شماره مدل و قیمت چیز بدرد بخور دیگه‌ایی نبود.

پشت بسته‌بندی چیپس آدرس وب سایت کارخونه بود. اما متاسفانه محصول هیچ جای وب سایت لیست نشده بود. جستجو تو وب سایت هم که فقط یه سری خطاهای PHP بهم تحویل داد و اضافه شد به بقیه مشکلات.

خیلی از اشتیاقاتم نسبت به چیپس کم شد اما علیرغم همه این معضلات خریدمش.

بگذارید چیزی در مورد نام تولید کننده نگم و این مطلب بشه تنها مطلب در این مورد تو اینترنت.

فاصله بین استراتژی آفلاین و آنلاین مشهود می شود

پول ها و زمان زیادی روی طراحی و تولید خرج می‌شه اما در خصوص حضور در عرصه آنلاین چطور؟ خیلی زود شکاف بین استراتژی تولید و استراتژی آنلاین خودشو نشون میده.

یه محصول جدید تولید شده، این خوبه. اما مردم علاقه دارن یه چیز خیلی مشخص بخرن. لازمه بدونن چند سال سابقه داره، ترکیباتش چیه، کجا تولید شده، پدربزرگ تولید کنندش چند تا بچه داشته و غیره.

خوب اگه این اطلاعات یه جایی روی جلدی چیزی موجود نباشه باید بصورت آنلاین دنبالش بگردن. یه شکلی مثل همون کاری که من کردم. البته اگه اون اطلاعات سر جای خودش باشه!

وقتی فروشنده ها در مورد یه محصول به صورت آنلاین یا آفلاین خوب و درست توضیح می‌دن، خریدار ها هم واقعا دوست دارن توجه کنن. اونها میشینن جلوی وب سایت شما و خوب می‌خونن، اما اگه چیزی از اطلاعات کم باشه ممکن برن سراغ رقیب شما.

هر محصول یا برند باید یه نمایش آنلاین متناسب با خودش داشته باشه. این نمایش نیاز به یه استراتژی مشخص برای اطلاع رسانی، بازار هدف، توزیع، گردش کار و نگهداری داره.

به پروژه استراتژی محتوا تزریق کنید

من شنیدم که استراتژی آنلاین محتوا در اساس خودش، یعنی چینش صحیح اهداف تجاری و انتظارات مشتری:

  • شرکت یه محصول یا خدمات ارائه میده
  • مردم یه واکنش هایی نسب به اون نشون می‌دن (مثلا جستجو، خرید و ...)

دقیق تر اینکه ما چشم انداز اهداف تجاری و انتظارات مشتری رو در یه ردیف قرار می‌دیم و به اونها جهت می‌دیم. من فکر می‌کنم شرکتی که چیپس سرکه‌ایی و بعد فلفلی رو تولید کرد در واقع در حال آماده کردن ذائقه من برای تولیدات بعدی خودش بود. تولید و فروش گوشی Xperia arc S داره هزینه تحقیقات روی محصول دیگه‌ایی رو تامین می‌کنه.

یه پیش داوری در مورد پروژه بعدی شما

شاید همه کاری که باید انجام بشه اینه که تجارت شما به وسیله ابتکارات جدید و در خصوص فعالیت‌های جاری بروز باشه. مثلا نمونه‌ایی که در مورد چیپس فلفل و سرکه اوردیم یه نمونه خوب بود. همونطور که حدس زدید یعنی باید نسبت به محصول جدید بروز می‌‌بودن.

حالا برای اینکه همچین وضعیتی پیش نیاد باید بشینید پشت میزتون و راهی پیدا کنید که همه کارکنان با پروژه درگیر بشن:

  • سوالات زیادی بپرسید
  • تلاش های یه شرکت نوپا رو برای برنامه‌ریزی کوتاه و بلند مدت درنظر بگیرید
  • برای همه تغییراتی که به ناچار از راه می رسن آماده بشید
  • مطمئن بشید که همه تلاش های جدید قابل تحمل هستند

یه استراتژیست محتوا اینجا می‌تونه اثر زیادی داشته باشه، اما فراموش نکنید که دوای همه درد ها نیست. بعضی پروژه‌ها ممکنه از مسائل مربوط به مقیاس پذیری، تصمیمات غیر عاقلانه و یا مشکلات موروثی سازمان آسیب دیده باشن.

کاری که یه استراتژیست‌محتوا می‌تونه انجام بده دنبال کردن استانداردها برای ایجاد یه روند آنلاین خوبه. اونها می‌تونن مطمئن بشن که مخاطبان به اثر گذارترین روش ممکن هدایت شدن. همچنین می‌تونن پروژه رو در هر لحظه بررسی کنن که با یک چشم انداز متعادل حرکت کنه.

حالا وقتی پروژه‌تون به موفقیت رسید من می‌تونم بهتون یه توصیه خیلی خوب هم بکنم. اونم اینه که حتما خودتون رو یه چیپس فلفل و سرکه مهمون کنید.

استراتژی محتوا

مدیران ارشد و وب، این وسط چی لازمه؟

ما خیلی دوست داریم که مدیران ارشد به اهمیت و جایگاه واقعی وب پی ببرند، اما واقعا در این زمینه چه کار می تونیم بکنیم ؟

اخیرا یه مطلب خوب رو از Gerry McGovern می خوندم که در مورد مدیران ارشد و وب بود. خلاصه و مفیدش می شه این که :

<aside>اخیرا کمتر سازمانی رو دیدم که مدیران ارشدش با مسئله وب واقعا درگیر شده باشن. وب هنوز هم یه مسئله حاشیه ایی به حساب میاد که با هسته اصلی کارشون (تجارتشون) ارتباطی نداره.

اونها به وب به صورت استراتژیک نگاه نمی کنن و تمام برخورد ها تاکتیکیه. اینکه ما به یه سیستم مدیریت محتوا نیاز داریم، محتوا باید جذاب تر باشه و یا باید وارد شبکه های اجتماعی بشیم یا با یه نگاه تاکتیکیه یا از سر هیجان. کو استراتژی ؟

</aside>باید بگم تجربیات Gerry با تجربیات خود من در جاهایی که کار کردم هم خوانی داره. می تونم احساس نا امیدیش رو خیلی خوب درک کنم. چیزی که مهم تره اینه که می دونم ما تنها نیستیم. اکثر تیم های وبی که با سازمان های بزرگ کار می کنن، به خاطر ارزش کمی که مدیران ارشد به وب می دن به نوعی با این نا امیدی روبرو هستن.

شکایت کردن کافی نیست

نق زدن به جان مشکل باعث حل شدنش نمی شه. مطمئنا یه راهی وجود داره که بتونیم به مدیران ارشد کمک کنیم موضوع رو متوجه بشن. هرچند خیلی هم مقصر نیستند. اونها با نسلی از وب سرو کار داشتند که واقعا با اکراه می شده در مقابلش قرار گرفت و هیچ کدوم از جذابیت های امروز رو نداشته.

<aside>ما نمی تونیم از مدیران ارشد توقع داشته باشیم که بدون هیچ کمکی از این تحول عبور کنن. اگه ما به اونها کمک کنیم، اونوقت با خطر بزرگتری مواجه می شیم و اون خطر دریافت اطلاعات غلطه. </aside>ما چطور می تونیم به هیات مدیره و کادر اصلی شرکت کمک کنیم که تاثیر عمیق وب در پیشبرد تجارتشون رو متوجه بشن ؟ ما چطور می تونیم کمک کنیم که درک کنن وب چیزی نیست که در حاشیه تجارتشون قرار می گیره، بلکه چیزیه که تغییرات اساسی در مدل و استراتژی تجارت رو طلب می کنه ؟

من با یک همکاران در این رابطه مذاکراتی داشتم و معتقد بود که این یه مسئله نسلیه، یعنی باید صبر کنیم این نسل فعلی مدیران بازنشسته بشن تا مشکل حل بشه. اما من واقعا با این موضوع موافق نیستم. فکر میکنم بیشتر مدیران ارشد آدم های روشنی هستند و مسئله اینه که بتونیم به زبوونی که باهاش راحتن باهاشون ارتباط برقرار کنیم.

جلب کردن توجه مدیران

بزرگترین مسئله اینه که با هیات مدیره رودررو بشیم. اینها معمولا مردمی با مشغله زیاد هستن و خیلی سخت می شه وقتی گیر اورد و باهاشون روبرو شد. و وقتی بین تیم وب و مدیران رده بالا چند رده فاصله باشه مسئله بغرنج تر هم می شه.

این از اون موارده که یه عامل خارجی می تونه مفید باشه چون خارج از رده بندی های سازمانی می تونه خیلی راحت و مستقیم به رده های بالاتر وصل بشه. اما سوال اینه که چه عنصر خارجی اینجا مناسب تره ؟

آیا مدیر شما قصد نداره به هیچ سمیناری (که برای مدیران تدارک دیده شده باشه) با موضوع مرتبط با وب بره ؟ مدیران شما قصد ندارند تو یه کارگاه یک روزه وب شرکت کنن ؟ یه کارگاه نصفه روزه چطور ؟ یه ساعته چی ؟ راه نداره ؟

آیا طراحان وب باید در سمینار هایی که مدیران رو هدف قرار داده بیشتر صحبت کنن ؟ اصلا یه همچین کنفرانس هایی وجود داره ؟ اگه هست، کی و کجا ؟

بیشتر سوال هست تا جواب

همونطور که می بینید من بیشتر سوال دارم تا جواب. چیزی که من احساس می کنم اینه که حتما یه راهی هست. اگه می تونید چند دقیقه وقت بزارید فکر و ایده خودتون رو تو نظرات بنویسید. بگید به نظرتون بهترین راه برای متقاعد کردن مدیران چیه ؟ برگزاری کارگاه های رایگان هم یه ایده بود که یکی از دوستان داد و اگه واقعا کمکی به پیشبرد وب بکنه، من حاضرم مشارکت داشته باشم.

پس موضوع اینه که می خواییم ببینیم چطور می شه به مدیران و مردم کمک کرد که بفهمن وب می تونه عمیقا چشم انداز تجارتشون رو عوض کنه ؟

استراتژی دیجیتال

توصیه هایی برای کاربران سیستم های مدیریت محتوا

من مطلبی رو تدارک دیدم که در اون یک سری توصیه های پایه ایی برای افرادی که با سیستم های مدیریت محتوا کار می کنند وجود داره. این مطلب موضوعاتی مثل وب نویسی و قابلیت دسترسی رو پوشش می ده.

مقدمه

هرچند که سیستم های مدیریت محتوا امکان انتشار مطالب رو برای کاربران ساده می کنند، اما هیچ ضمانتی برای کیفیت مطالب منتشر شده به ما نمی دن. در این مقاله سعی داریم نکاتی رو برای تولید محتوا بررسی کنیم. به طور خاص به این موضوع می پردازیم که چطور بنویسیم و آیا چیزی که تولید می شه برای ویجت ها قابل دسترس هست یا خیر.

وب نویسی

نوشتن محتوا های وبی یک مهارت خاصه و می تونه یک سری از مشخصات شخصیتی رو هم به اشتراک بگذاره. دو تا خصیصه هست که می تونه در وب نویسی بسیار حائز اهمیت باشه.

اول فهمیدن اینکه بسیاری از مردم یک درک سرد و غیر شخصی از کامپیتور دارن این یعنی اونها به تکنولوژی به چشم یه دشمن نگاه می کنن، بنابر این یه کپی نویس باید در خصوص چیزی که کپی می کنه دقت کافی رو داشته باشه تا مطمئن بشه که متنش آهنگ زننده ایی نداشته باشه.

دوم فهمیدن اینکه بسیاری از مردم محتوا ها رو در تمامیتی که باید نمی خونن و بیشتر به دنبال یک سرفصل و یا لینکی هستند که به هدف اونها نزدیک تر باشه.

در ادامه ما این دو چالش رو عمیق تر بررسی می کنیم و چند راهکار ممکن رو پیشنهاد می دیم.

فرم نوشتن

یک محتوای خوب باید بتونه به اندازه کافی گیرا و قابل دسترس باشه. به عبارت دیگه باید بتونه از پس سوء ظن های ذاتی مخاطبان در خصوص تکنولوژی بربیاد. همچنین لازمه آزمایش بشه که برای طیف وسیعی از مخاطبان (تا جایی که امکان بررسی هست)، به همون شکلی که نوشته شده قابل درکه.

درگیر شدن با مخاطب

کامپیوتر ها فوق العاده خصمانه (خشن و بدون لطافت) هستند. دلیلش هم اینه که امکان انتقال لطافت های انسانی رو ندارند. من جمله می شه به مواردی مثل حرکت های بدنی (Body language) و یا تون و آهنگ صدا اشاره کرد.

خوب نتیجش می شه این که اکثر مردم در مقابل کامپیوتر خیلی رغبتی نشون نمی دن. اما، تکنیک هایی وجود داره که می تونن به حل این مشکل کمک کنن. این تکنیک ها رو اینطور توضیح میدیم :

استفاده از یک آهنگ شخصی

با مطمئن شدن از اینکه یک محتوا دوستانه، غیر رسمی و خودمونیه میتونید قسمت زیادی از فقدان ذاتی شخصیت در کامپیوتر رو خنثی کنید. حتی در سایت های خیلی رسمی هم بهتره یک سری عناصر غیر رسمی باشن تا ادراک پیش فرض مخاطب رو تعدیل بدن.

همونطور که حرف می زنید بنویسید

اگر در نوشتن اسناد رسمی تجربه های دارید ممکنه براتون یه کم سخت باشه که غیر رسمی بنویسید. هرچند برای این موضوع در کل راهکار دیگه ایی نیست اما، اگه همونطور که حرف می زنید بنویسید، می تونید احساس غیر رسمی بیشتری تولید و در نهایت فهم بیشتری ایجاد کنید.

مواظب باشید صمیمی نشید

یکی از مشکلاتی که در غیر رسمی نوشتن ممکنه پیش بیاد صمیمیت غیر قابل کنترلیه که ممکنه منجر به بی ادبانه شدن نوشته شما بشه. اینجا هم اگه همونطوری که حرف می زنید بنویسید می تونه کمک زیادی بکنه. فقط از خودتون بپرسید و تصور کنید که اگر رو در رو بودید چطور صحبت می کردید.

محتوا رو واضع و روشن طراحی کنید

همونطور که راهنمای W3C در خصوص قابلیت دسترسی می گه :

<aside>از شفاف، روشن و ساده ترین زبان ممکن برای محتوای وب سایت استفاده کنید </aside>به عبارت دیگه، مطمئن بشید که مخاطبان شما می تونن چیزی رو که نوشتید بفهمن.

خیلی از مردم در خصوص چیزی که مخاطب هاشون متوجه می شن پیش فرض هایی دارن. برای همین باید در انتخاب موضوعات و تیتر ها دقت زیادی کرد. بعضی از این پیش فرض ها عبارتند از:

اصطلاحات

یکی از دام های متداول که ما ممکنه گرفتارش بشیم استفاده از اصطلاحات و مخفف ها در محتوای وب سایته. اینجا فرض میکنیم که مخاطب در مورد این اصطلاحات اطلاع کافی داره و این یک فرض غلطه.

شما نباید هیچ وقت فرض بگیرید که مخاطب همه اصطلاحات رو می دونه. به عنوان مثال اصطلاحات زیادی در همین صنعت وب وجود داره که ممکن نیست یک نفر همه اون ها رو بدونه. گذشته از این ممکنه مخاطب شما تازه به جمع مخاطبان اومده باشه و با زبان خاص شما آشنایی نداشته باشه.

وقتی از یک محتوای کپی شده استفاده می کنید، مطمئن بشید تا جایی که ممکنه از اصطلاحات استفاده نشده باشه و جایی هم که امکانش نیست حتما با یک توضیح همراه باشه. در قسمت "قابلیت دسترسی" در خصوص اصطلاحات و مخفف ها بیشتر صحبت می کنیم.

سطح سواد

اینکه بعضی از روزنامه ها مثل نیازمندی ها فروش خیلی خوبی دارن دلیل داره. دلیلش هم اینه که به سطح سواد پایینی نیاز دارن. حدود 40 تا 60 درصد از جمعیت مخاطب شما سطح سواد پایینی دارن. بنابر این باید توجه خاصی به نیاز اونها در خواندن بشه.

حتی وقتی می خوایید برای مخاطبای تحصیل کرده بنویسید، نمی تونید در خصوص توانایی خواندن اونها پیش فرضی داشته باشید. خیلی از مردم از نقص توجه و یا نارساخوانی رنج می برند و این می تونه اونها رو در پردازش چیزی که نوشتید دچار اختلال کنه.

در ادامه توصیه هایی خواهیم داشت که در افزایش گیرایی محتوای شما موثر هستند:

  • تلفظ ساده- خیلی از افرادی که سطح سواد پایینی دارن با خوندن جملات طولانی که از کلمات مرکب تشکیل شدن مشکل دارن. مخصوصا اینکه تلفظ اون کلمات مشکل هم باشه.
  • ثابت قدم باشید- بعضی از نسخه های کپی که از زبان دیگه ایی گرفته شدن به اندازه کافی محترمانه نیستند. سعی کنید از واژه ها به شکل سازگار در سراسر سایت استفاده کنید. به عنوان مثال در یک پاراگراف یک اصطلاح رو با یک ترجمه و در پاراگراف دیگه با ترجمه دیگه به کار نبرید.
  • عددی بنویسید- به جای "هزار و سیصد و نود و یک" از 1391 استفاده کنید تا هم جمله کوتاه تر بشه و هم قابلیت مرور (در ادامه توضیح می دم) بدست بیارید.
  • از دستور های واضح استفاده کنید- اگه قراره کاربر یک کار خاص رو انجام بده (به عنوان مثال کلیک کردن روی یه دکمه) خیلی شفاف بهش توضیح بدید و انتظار نداشته باشید خودش این موضوع رو متوجه بشه.
  • استفاده از تصاویر- اینکه بگیم "یه عکس به اندازه 100 تا کلمه حرف می زنه" در مورد مخاطبان کم سواد خیلی درسته. اگر یه تصویر می تونه در درک محتوا کمکی بکنه، در استفاده از اون تردید نکنید.

هرچند توصیه های بالا عمدتا در مورد مخاطبان کم سواد بودن اما در کل برای تمام مخاطبان دیگه هم کاربرد دارن. ساده بودن برای فهم یک مطلب باعث افزایش سرعت هضم مسئله و در نهایت قابلیت مرور می شه.

به محتوا قابلیت مرور بدید

این یه واقعیت تلخه که بیشتر کاربران محتوای شما رو به طور کامل و با دقت نمی خونن. اما هرچی زودتر این واقعیت رو بپذیرید، زدوتر می تونید سازگار کردن محتوا با ساختار های مخاطب رو شروع کنید.

قابلیت مرور یعنی به کاربر این امکان رو بدیم که خیلی سریع اطلاعات کلی از محتوا بدست بیاره و برای این کار چند تا تکنیک وجود داره :

پیش نویسی

دو راه متعارف برای پیش نویسی وجود داره. اول اینکه یه خلاصه از محتوا رو درست همون ابتدا قرار بدید. این باعث می شه که کاربر خیلی زود متوجه بشه که آیا محتوای این صفحه براش کاربردی داره یا خیر. دوم اینکه برای هر پاراگراف یه خلاصه قبل از خودش بزارید که البته نیازمند اینه که پاراگراف ها یه اشاره گر منحصربفرد (مثل پاراگراف 2.2) برای خودشون داشته باشن.

کوتاه بنویسید

Steve Krug که یکی از متخصصین این موضوعه در کتابی با عنوان “Don’t Make Me Think!: A Common Sense Approach to Web Usability” به کپی نویس ها پیشنهاد می کنه که محتوا رو به نصف خلاصه کنید و دوباره همین کارو انجام بدید. البته انجام این کار غیر ممکن به نظر می رسه اما اغلب خیلی ساده تر از چیزیه که به نظر میاد. مثلا با حذف جملات تکراری، صحبت های تبلیغاتی و تعارفات (جملاتی مثل "به وب سایت من خوش آمدید") می تونید حجم قابل توجهی از متن رو کاهش بدید.

پاراگراف ها رو کوتاه کنید

نه تنها باید همه محتوا کوتاه باشه، بلکه باید پاراگراف ها هم به طور خاص کوتاه باشن. هر پاراگراف باید تنها در مورد یه موضوع باشه تا بتونه قابلیت مرور و فهم بهتری به کاربر بده.

جملات رو کوتاه نگه دارید

یکی از چیز هایی که در پایین ترین سطح باید رعایت کنید اینه که جملات تا حدی که ممکنه کوتاه باشن. این مورد هم می تونه قابلیت فهم بیشتر به کاربر بده و هم پرچانگی رو از محتوا حذف کنه.

محتوا رو بشکنید

به همون شکلی که محتوا رو در پاراگراف ها و جملات کوتاه می شکنید می تونید در مورد هر پاراگراف این سوال ها رو از خودتون بپرسید :

  • می تونم برای این قطعه یه عنوان یا زیر عنوان انتخاب کنم ؟
  • آیا این پاراگراف می تونه به یه لیست کوتاه (مثل همین لیست) خلاصه بشه ؟
  • آیا هیچ واژه کلیدی تو این پاراگراف هست که لازم باشه مخاطب بهش توجه مستقیم داشته باشه ؟

اگه جواب سوالتون به مورد آخری "بله" باشه، شاید لازم بشه یه کادر محاوره ایی بسازید. این تکنیکیه که مجلات برای "گرفتار کردن کاربر" ازش استفاده می کنن. اونها معمولا یه خط کلیدی از متن رو برجسته می کنن (معمولا تو یه کادر مجزا) تا خواننده رو به خوندن بقیه ماجرا تشویق کنن. همین تکنیک می تونه توی وب سایت برای جلب توجه مخاطب به سمت موضوعی که احتمالا جستجو کرده استفاده بشه.

بعضی از سیستم های مدیریت محتوا (مثل مدیریت محتوای گژک که توسط شرکت کاسیت تولید و وب سایت ما هم با همین برنامه طراحی شده) یه همچین امکاناتی رو در اختیار شما قرار می دن.

قابلیت دسترسی

زمانی که در خصوص نوشتن یه محتوای واضح و روشن صحبت می کردیم اشاره هایی هم به قابلیت دسترسی داشتیم. قابلیت دسترسی معمولا چیزیه که برای کپی کن ها اهمیت بیشتری باید داشته باشه.

وقتی از سیستم های مدیریت محتوا استفاده می کنید، معمولا خیلی اتفاق میفته که متنی رو از جایی کپی و به سیستم انتقال میدید تا توی سایت نمایش داده بشه. این شما رو ملزم می کنه که نشانه گذاری های (markup) محتوا رو اصلاح کنید.

اهمیت نشانه گذاری

نشانه گذاری واقعا چیه ؟ نشانه گذاری روشی هست که بوسیله اون شما به مرورگر می فهمونید چیزی که باید نمایش بده چیه. نشانه گذاری ها معمولا به زبان HTML نوشته می شن.

بنابراین وقتی می خواید به مرورگر بفهمونید که یه متنی باید به شکل عنوان نمایش داده بشه باید از چیزی شبیه این استفاده کنید:

<pre class="brush: plain; fontsize: 100; first-line: 1; "><h1>این یک متن عنوان است</h1>و یا یک پاراگراف باید به شکل زیر نشانه گذاری بشه:

<pre class="brush: plain; fontsize: 100; first-line: 1; "><p>این یک پاراگراف است</p>البته یکی از جذابیت های سیستم های مدیریت محتوا اینه که لازم نیست چیزی در مورد HTML بدونید و خود سیستم کار نشانه گذاری روانجام می ده.

با یک نگاه تاریخی در واقع باید بگیم که سیستم های مدیریت محتوا نمی دونن شما چه جور محتوایی رو ایجاد می کنید، بلکه فقط این امکان رو فراهم می کنن که بتونید به محتوا شکل و حالت بدید. بنابر این به جای اینکه با نشانه گذاری به سیستم بفهمونید که این یک تیتره، به سادگی اون رو بزرگ، بر جسته و یا تغییر رنگ می دید.

البته بعضی از سیستم های مدیریت محتوای مدرن، مثل مدیریت محتوای گژک که از اون نام بردیم، از شما می پرسند که می خوایید چه جور محتوایی رو ایجاد کنید و بعد خودشون بجای شما نشانه گذاری های HTML رو انجام می دن.

کاری که کاربران سیستم های مدیریت محتوا انجام می دن باز کردن یه لیست کشویی از استایل هاست (حالتهای رنگ و شکل). یه چیزی شبیه به زمانی که دارید با مجموعه آفیس و نرم افزار Word کار می کنید. شما به سادگی یه قطعه از متن رو انتخاب و بعد براش یه استایل که بتونه حالتش رو بهتر توصیف کنه انتخاب می کنید.

نشانه گذاری محتوا به این روش مزایای زیادی رو به همراه داره که شامل موارد زیر می شن:

  • توانایی طراحی یک استایل خاص برای کل وب سایت، به جای طراحی هر صفحه
  • توانایی تغییر استایل بر اساس اینکه محتوا از طریق چه ابزاری داره دیده می شه (به عنوان مثال استایل خاص موبایل)

خلاصه اینکه یه محتوا که به صورت صحیح نشانه گذاری شده باشه قابلیت جذب مخاطبان بیشتری رو داره و خیلی راحت تر سازگاری پیدا میکنه.

متن های جایگرین

نشانه گذاری خوب تنها راه افزایش قابلیت دسترسی نیست. یه راه دیگه اینه که برای اون دسته از عنصر هایی (Element) که کاربر ممکنه نتونه بهشون دسترسی داشته باشه متن های جایگزین قرار بدیم.

یکی از مثال های رایج استفاده از تصاویر در صفحه است. دلایل زیادی ممکنه باعث بشه که مخاطب شما نتونه تصاویر رو ببینه. ممکنه به دلیل استفاده از موبایل و یا یک اختلال در سیستم نمایش تصاویر باشه. اما در هر حال هرچه که علت باشه، اضافه کردن متن های جایگرین که تصویر رو توضیح بدن راه حل این مسئله است.

متن های جایگرین رو فقط کسانی می بینند که قادر به دیدن تصاویر نیستن، بنابر این به طراحی شما آسیبی نمی زنن. روش اضافه کردن متن جایگزین ممکنه در سیستم های مدیریت محتوای مختلف متفاوت باشه. اما در مورد گژک زمانی که یه تصویر رو اضافه می کنید گزینه ایی هم برای مشخص کرد متن جایگزین هست و حتی در صورتی که متنی انتخاب نکرده باشید یه هشدار از سیستم دریافت می کنید. علت اینه که طراحان گژک به مسائلی که باعث افزایش قابلیت دسترسی می شن آگاه هستن.

یه اشتباه رایج که در مورد متن های جایگزین می شه اینه که اغلب اونها رو به جای عنوان تصویر قرار میدن. به عنوان مثال عنوان تصویری که متعلق به "امیر امرایی" همکار منه می تونه این باشه : "امیر امروز در حال کار روی پروژه جدید خودشه" اما متن جایگزین فقط باید عکس رو توضیح بده و نه بیشتر. به عنوان مثال "عکس امیر امرایی - متخصص الکترونیک" یه متن جایگزین مناسبه.

در نهایت خالی از لطف نیست که بگیم متن های جایگرین فقط مناسب تصاویر نیستند و باید به تمام عناصر بصری مثل فلش (Flash)، ویدئو و حتی فایل های صوتی اعمال بشن.

لینک های معنی دار

یکی از اشتباهات رایج دیگه به لینک های متنی بر می گرده. مثل زمانی که قرار بین دو صفحه لینکی ایجاد کنیم و اغلب کاربران سیستم های مدیریت محتوا این کار رو با یه متن با عنوان "کلیک کنید" یا "بیشتر بخوانید" انجام می دن. این کار به دو دلیل اشتباهه :

اولا، کاربرانی که از طریق صفحه خوان ها به محتوا دسترسی دارن غالبا تمام لینک های موجود در صفحه رو به صورت یه لیست دارن. خوب اینجا قرار گرفتن یه لینک با عنوان "کلیک کنید" هیچ مفهومی برای این کاربران نداره چون نمی دونن به چه چیزی ممکنه لینک داده شده باشه.

دوما، خیلی از مخاطبان صفحه رو با لینک ها مرور می کنن. اونها به نوشته های قبل و یا بعد از لینک توجهی نمی کنن، در نتیجه این لینک برای اونها هم مثل صفحه خوان ها هیچ معنایی نداره.

مشکل به این شکل حل می شه که مطمئن بشیم همه لینک ها از نظر معنایی مستقل هستند. مثلا به جای "کلیک کنید" باید بنویسیم "برای خوندن خبر ها کلیک کنید".

سرنام ها، مخفف ها و اصطلاحات

چند خط بالاتر در خصوص اینکه از مخفف ها و اصطلاحات نباید استفاده بشه صحبت کردیم. اما یه مواردی هستن که اجتناب ناپذیره.

در موارد این چنینی تصمیمات شما خیلی به امکانات سیستم مدیریت محتوا محدوده. متاسفانه خیلی از این سیستم ها هیچ راهکار و یا ابزاری برای حل این مشکل ندارن. بنابر این شما فقط یه راه دارید و اونم اینه که توضیح رو داخل یه پرانتز بنویسید.

اما بعضی از <acronym title="مخفف سیستم مدیریت محتوا">CMS</acronym> های مدرن مثل گژک امکاناتی رو فراهم می کنن که بتونید توضیحات یک مخفف یا اصطلاح رو بنویسید. شما برای اصطلاح یه استایل انتخاب می کنید و توضیحاتش بدون اینکه در دنباله جمله شما اختلال ایجاد کنه به نمایش در میاد.

شکل های مختلفی برای نمایش وجود داره اما رایج همینه که اصطلاح یا مخفف با یک خط زیر نقطه ایی مشخص می شه و وقتی که موس رو روش نگه می داریم یه علامت سوال کنارش ظاهر می شه و توضیحات مربوط به مخفف رو می بینیم.

استفاده صحیح از جدول ها

طراحی وب سایت در چند سال اخیر دست خوش تغییرات زیادی شد. به عنوان نمونه همین سیستم های مدیریت محتوا یکی از بزرگترین تغییرات بودند. یکی از مهمترین تغییرات جایگزینی ساختار جدولی (Table-based) بود که با طراحی بدون جدول (Tableless) جایگزین شد.

ساختار جدولی یه تکنیک بود که در اون برای تعیین موقعیت های مختلف در محتوا، از جدول استفاده می شد. این قابلیت جدول ها می تونه باعث بروز مشکلات قابل توجهی روی سیستم های قدیمی و موبایل بشه. در هیچ حالتی استفاده از جداول را به این منظور توصیه نمی کنیم. بجاش می تونید از نشانه گذاری های توصیفی یا همون بدون جدول استفاده کنید.

اما وقتی در مورد استفاده نکردن از جدول حرف می زنیم خیلی از ما ها ممکنه بپرسیم پس اصلا چرا جدول وجود داره و کجا باید استفاده بشه ؟ جواب خیلی سادست، و ما می گیم جایی که به جدول نیازه. وقتی قراره اطلاعات به صورت سطر و ستونی نمایش داده بشه (مثل برنامه اکسل) و اصلا جدول برای همین ساخته شده.

کار با تصاویر

هرچند در قسمت متن های جایگزین در خصوص تصاویر صحبت کرده بودیم، اما موضوعات دیگه ایی هم در خصوص قابلیت دسترسی و تصاویر وجود داره که لازمه در موردشون با اطلاع باشید:

پویا نمایی (Animation)

پویا نمایی ها یکی از عناصری هستن که می تونن در جای خودشون تبدیل به مشکل بشن. بنابراین پیشنهاد می کنیم تا جایی که ممکنه از اونها استفاده نکنید، مگه این بتونن محتوا رو به شکلی که لازمه بهتر توضیح بدن.

علت اینکه استفاده از انیمیشن ها رو مشکل زا می دونیم اینه که حالت چشمک زن اونها اغلب باعث ایجاد اختلالات شناختی می شه. اونها می تونن باعث انحراف بشن و درک محتوا سخت تر بشه.

اگه قراره حتما از یه انیمیشن استفاده بشه، پیشنهاد می کنیم :

  • به کاربر این امکان رو بدید که اون انیمیشن رو غیر فعال کنه
  • انمیشین خیلی سریع نباشه که انحراف کمتری ایجاد بشه

رنگ ها

در نهایت، لازم به ذکره که بدونید درصد قابل توجهی از کاربران شما از شکلی از کوررنگی رنج می برند. برای مثال از هر 10 مورد 1 نفر از آقایون کور رنگه. علاوه بر اون این امکان وجود داره که بعضی از مخاطبان شما از طریق مانیتور های سیاه و سفید موبایل به وب سایت شما دسترسی پیدا کنن. به همین دلیل تصاویر نباید برای توصیف محتوا به رنگ متکی باشن و بهتره از یک شفافیت کافی و مناسب بین پس زمینه و پیش زمینه برخوردار باشن.

راهنمای W3C در خصوص قابلیت دسترسی در این مورد صحبت کرده :

<aside>2.1 مطمئن بشید تمام اطلاعات رنگی بدون رنگ هم قابل دسترس هستند.

2.2 مطمئن بشید رنگ پس زمینه و پیش زمینه از شفافیت کافی برخوداره، چرا که ممکنه بعضی از کاربران اختلال دید داشته و یا از مانیتور های سیاه و سفید استفاده کنن.

</aside>## اطلاعات بیشتر

امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشه. البته بدیهیه که ما فقط تونستیم به موارد خیلی محدودی بپردازیم و موضوعات زیادی وجود داشت که در این یک مطلب نمی گنجید. با این حال در فرصت های آینده احتمالا سعی می کنیم موارد بیشتری رو هم مطرح کنیم.

اگر به اطلاعات بیشتری نیاز داشتید در ارتباط با من (امیدامرایی نویسنده این مطلب) تردید نکنید. می تونید ایمیل های خودتون رو به آدرس omid@amraei.com بفرستید و مطمئنا من در اولین فرصت بهشون پاسخ می دم.

مثل همیشه منتظر نظرات شما هستیم.

متفرقه

کد نویسی از پایه یا استفاده از فریم وورک ها

آیا آینده به کدنویس دستی نیاز داره یا پیش پردازشگر ها، فریم وورک ها و کتابخانه ها مدیریت تولید کد ها رو در اختیار می گیرن ؟

کد های دست نویس هنوز تعیین کننده هستند. پیش پردازشگر ها (Preprocessors)، فریم وورک ها و کتابخانه ها طراحی شدند تا کار رو برای شما آسون کنند ولی مهارتهای واقعی کدنویسی رو به شما نمی دن.

استفاده از این سیستم ها به منظور راحت تر شدن کدنویسی و یا زمانی که قراره فرایند های تکراری در برنامه داشته باشیم بسیار منطقیه. هرچند، تکیه بیش از حد به اونها هم ریسک بالایی داره.

قطع نظر از اینکه قراره یک کد CSS، جاوا اسکریپت و یا هر چیز دیگه ایی تولید بشه، خیلی زود ممکنه به چیزی نیاز پیدا کنید که سیستم به صورت پیش فرض ارائه نکرده. بنابر این باید بتونید اون رو اصلاح کنید، گسترش بدید و یا بعضی از ساختار ها رو بشکنید.

همینطور در نظر داشته باشید که بعضی ابزار ها مثل jQuery نیاز به حجم قابل توجهی از دانلود دارند. بنابر این مقرون به صرفه نیست که صرفا برای استفاده از چند امکان ساده اونها و یا یک بار استفاده از یک امکان حتی پیچیده، سربار بارگذاری اونها رو به برنامه تحمیل کنید. بهتره یاد بگیرید با چند خط کد ساده خودتون این کار رو انجام بدید.

متفرقه