معمارها

اینها مهمترین متخصصین عصر جدید هستن.

نیما سرائیان مطلبی از قول ریچارد تیلر «برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۷» در مورد «معماران انتخاب» نوشته بود:

هر کسی که ساختمان، منوی غذا یا اطلاعات ارائه‌شده به مشترکین آب و برق را طراحی می‌کند، معمار انتخاب است. معماران انتخاب تلاش می‌کنند تا با اثرگذاری بر رفتار انسان‌ها کمک کنند تا به زندگی شادتر، طولانی‌تر و پسندیده‌تری برسند. آن‌ها اثرگذاری بر رفتار انسان‌ها را معماری می‌کنند.

درست حدس زدید، باید پرسیم این همون معماری اطلاعات نیست؟

وقتی منتظرید نقل قولی از برنده جایزه نوبل اقتصاد بشنوید، شاید خیلی براتون غیر منتظره باشه که بر خلاف انتظار، بجای پرداختن به عرضه و تقاضا، موضوع حرفش یکی از اساسی‌ترین حوزه‌های طراحی تجربه‌کاربر یعنی معماری‌ اطلاعات باشه.

معمار سازمانی، معمار اطلاعات، معمار طراحی، معمار تیمی، معمار نرم‌افزاری و بطور کل همه چیز نیاز به معمار داره. این به ما نشون میده، چرا همچنان باید به دنبال استخدام معمارها باشیم.

مثل یک امپراطور پارسی

اغلب برندها فقط میدونن که بیشتر می‌خوان. توی کارزار «سهم از بازار» روش‌های مختلفی از رقابت برای گرفتن سهم بیشتر پیدا می‌کنید. این بین اما برخی برندهای هوشمند عصر ما رویکرد جالبی اتخاذ کردن.

شیائومی یک برند با کیفیت چینی به حساب میاد که طی مدت نسبتا کوتاهی تونسته بدون جنگ و خونریزی سهم قابل توجهی از بازار بدست بیاره. وقتی همه درگیر زیاده‌خواهی هستن خیلی با تامل و هدفمند روی جلب رضایت جامعه مشتریان بالقوه خودش تمرکز کرده و بدون اینکه حریصانه نگاهش به سمت همه انواع بازارها منحرف بشه، در حال بدست آوردن «سهم منصافه» خودش از بازاره.

دنیای برندسازی در حال تغییره. هنوز خیلی از برندها تمرکزشون فقط روی خارج کردن رقبا از چرخه است. اما اگه هوشمند باشید به سبک امپراطورهای هخامنشی با پیام صلح کشورگشایی می‌کنید. سبکی که شیائومی داره به خوبی دنبالش میکنه.

مناسبات سازمانی

دوران کودکی ما، رمضان یه فرصت به حساب میومد. گذشته از بعد مذهبی، رمضان یکی از مناسباتی بود که میدونستیم میشه اقوام رو تقریبا هر شب پای سفره افطار ملاقات کنیم، پس برای با هم شاد بودن برنامه ریزی می‌کردیم.

اما امروز مناسبات تبدیل به رخداد شدن. اتفاق‌هایی که بدون داشتن قاعده یا وابستگی خاصی صرفا حادث میشن و میگذرن. رخدادها میگذرن در حالیکه نه خیلی براشون برنامه‌ریزی میکنیم و نه دنبال نتیجه‌ایی هستیم.

این رویکرد در همه ابعاد زندگی ما نشر پیدا کرده. سازمان‌ها، فضاهای کاری، محیط دوستانه و حتی خانواده کمتر مثل گذشته شاهد مناسبت‌ها هستن.

مناسبات نیاز به طراحی، راهبری و برنامه‌ریزی دارن. این کار رو قبلا بزرگان خاندان بخوبی انجام میدادن. حالا رهبران سازمان‌ها میتونن اینکارو انجام بدن. اگه شما رهبر یک سازمان، تیم، گروه یا جریان خاص هستید، بهتره به فکر طراحی و ترویج مناسبات جمعی برای مجموعه تحت رهبری‌تون باشید.

چراغ قرمز

اغلب راننده‌ها الگوی فکری مشترکی دارن. در حرکت بودن بهتر از توقفه.

شما هم تجربه کردید، اغلب راننده‌های تاکسی ترجیح میدن برن یه مسیر خیلی طولانی‌تر و گاهی هم پر‌خطرتر رو دور بزنن اما پشت چراغ قرمز نایستند.

من به دلیل استفاده فراوان از تاکسی اغلب مقایسه میکنم، چراغ نهایتا ۲ دقیقه قرمزه اما مسیر جایگزین بیش از دو دقیقه طول می کشه، استهلاک بیشتری نسبت به توقف داره، سوخت بیشتری مصرف میشه، هیچ تضمینی هم نیست که با ترافیک کمتری مواجه باشیم، اما با این حال ما همچنان از مسیر جایگزین رضایت بیشتری داریم چون در حرکت بودیم.

اگه در مورد همین موضوع ساده «در حرکت بودن» تا این حد ما رو فریب میده، در مورد کسب و کارهامون چطوره؟

بعد از اینکه دستتون رو بالا میارید ...

اعلام آمادگی کنید.

درست مثل اولین باری که توی مدرسه یا یه مراسم خانوادگی دست‌تون رو بالا بردید و داوطلب انجام یه کاری شدید، همچنان با همون اشتیاق اعلام آمادگی کنید. کار داوطلبانه بجز تقویت پروفایل کاری برای سلامت جسمی هم مفیده. برای شما نشاط و حس مفید بودن به همراه میاره.

هرچند داوطلب شدن بخش آسون ماجراست (و بعدش متعهد بودن به قول‌ها و تعهدات کار سختیه) اما این راهیه که میتونید باهاش منجر به ساخته شدن یا به حرکت در اومدن یه چیزی بشید.

همیشه فرصت واقعی ساختن و محقق کردن آرزوها فراهم نیست، اما بعد از اینکه دست‌تون رو بالا میارید احساس میکنید بخش مهمی از اونها در حال محقق شدن هستن.