ماورای حد و مرزها

بعضی وقتها افرادی پیدا میشن که به من می‌گن فلان حرفت رو دوست نداریم چون بعضی حد و مرزها رو نادیده گرفتی. بهم میگن تو بیشتر از حدت داری حرف میزنی. از اینکه دارم در مورد چیزی فراتر از حد و حدود تعریف شده خودم مینویسم عصبانی میشن.

در واقع درست میگن، من همین کارو میکنم، چون هیچ وقت یادم نمیاد حد و مرزی رو پذیرفته باشم.

برندها هم همیشه با همین موضوع روبرو هستن. مصرف‌کننده‌ها براشون حد و مرز تعیین می‌کنن. اپل اجازه نداره کفش ورزشی تولید کنه، نایکی هم اجازه نداره کامپیوتر بسازه. جالب‌تر اینه که طراحان و کارآفرین‌ها خودشون خیلی بیشتر از مصرف‌کننده‌ها به این حد و مرزها اعتقاد پیدا میکنن.

یه محصول یا خدماتی که خوب طراحی شده (یه چیزی که ما واقعا قبولش داریم)، مجوز پیدا می‌کنه هرکار دیگه‌ایی هم انجام بده. اسنپ میتونه هم رزرو تاکسی باشه هم رستوران، چون چیزی که ساختن رو دوست داشتیم. توی کره جنوبی برندهای زیادی وجود دارن که بهشون اجازه داده شده هرچی دوست دارن بسازن. از ماشین لباس‌شویی تا خودرو. گوگل اجازه داره هم سرویس ایمیل باشه هم عینک.

البته من نمیخوام بگم که از فردا برید با برندتون دیوونه بازی در بیارید. هواپیمایی آسمان روزانه صدها مسافر رو جابجا میکنه، اما خیلی بعیده که به این زودی‌ها بخواد چادر مسافرتی تولید کنه. من میگم وقتی بهتون اجازه داده شده با یه نفر حرف بزنید، اگه بتونید براش یه محصول یا خدمات جدید بسازید، این یه راه خیلی هوشمندانه برای رشد کردنه.

وقتی خود رضایتمندی مهم نیست

سال هاست یکی از عقب افتاده ترین سیستم‌های نوبت دهی ما سینما ها بودن و هنوز هم هستن. خیلی از طراحان و متخصصین IT تلاش کردن رزرواسیون سینماها رو بصورت آنلاین دربیارن اما موفقیت چشمگیری حاصل نشده.

در شیراز چند سینما دارن تلاش میکنن مدرن باشن و‌میشه ازشون اینترنتی خرید کرد. قبل از هرچیز باید خوشحال باشیم که عده‌ایی پیشگام بهبود این وضعیت شدن، اما جالب اینجاست که بعضی از اونها اگه حضوری مراجعه کنید ممکنه بهتون بلیط نفروشن. استدلال منشی و مدیر و برنامه ریز هم اینه که ما برای رضایت شما تهیه بلیط رو اینترنتی کردیم و حالا شما نباید رفتاری غیر از این داشته باشید.

این زمانیه که تکنولوژی صرفا برای فخر فروشی و رقابت مورد استفاده قراره میگیره و خود رضایت‌مندی واقعا هدف نیست.

استراتژی دیجیتال

تکرار مادر همه مهارت هاست

نمیدونم تا حالا یه دومینوی بزرگ درست کردید یا نه، اما من یه بار این کارو انجام دادم و ازش نکته مهمی یاد گرفتم.

اتفاقاتی که ممکنه سر راه یه محصول باشه (تبدیل شدن به پیشروی بازار، بردن جایزه بهترین برند سال، ورود به بازار جهانی، تولید نسل جدید یا هرچیز دیگه) رو مثل یه دومینو فرض کنید.

اگه بخوایید همه رو با هم بچینید، شکست می‌خورید.
اگه همون اول یه دومینوی بزرگ بچینید، شکست می‌خورید.

اما اگه دومینو رو دونه به دونه و با ترتیب درست بچینید، در نهایت اونقدر تمرکز و انرژی براتون می‌مونه که بتونید لذت آخر بازی رو تجربه کنید. غیر از این با درس گرفتن از اشتباهات توی چیدن دومینوهای کوچیک‌تر دومینوی بزرگ‌تر رو هر بار مستحکم‌تر می‌سازید.

صبر کنید!

حرفی که زدم بدیهی بود؟ پس چرا اغلب ازش غافل هستیم؟

ما مدام توی این چاه میفتیم. همیشه از بزرگترین مهره شروع میکنیم. میخوایم سریع بین المللی بشیم و با گوگل رقابت کنیم. میخواییم سریع ۵۰ مدل محصول وارد بازار کنیم. انتظار داریم ۳ ماهه تبدیل به پیشروی بازار بشیم. از همون روز اول مثل ماکروسافت برخورد میکنیم. بعد این اشتباه رو هی تکرار، تکرار و تکرار میکنیم تا اینکه خسته میشیم و همه چیز رو میگذاریم کنار.

تعداد محدودی کسب و کار پیدا میشه که با یه دومینوی کوچیک کارو شروع میکنن. تعدادی محدودی اول یه قدم کوچک بر‌میدارن و دوباره از اول این کارو تکرار میکنن. تعدادی محدودی میدونن که تکرار مادر همه مهارت‌هاست.

رشد فردی

تفاوت بین دوستی و روابط دوستانه

ترجمه دوست در سطح وسیعی بین آدم‌ها متفاوته.

دوست یعنی کسی که باهاش یه چای میخورید یا میرید کوهنوردی. دوست کسیه که باهاتون تعامل داره، یا خانواده شما رو میشناسه یا مطالب وبلاگ‌تون رو میخونه. اگه به کسی قولی داده باشید و بهش وفا کنید، شما با هم دوست شدید. اگه بتونید زندگی کسی رو به سمت بهتر شدن تغییر بدید، بازم دوست به حساب میایید.

شکلی که ما خودمون رو به دوست عرضه میکنیم با غریبه‌ها متفاوته. همینطور شکلی که باهاشون معامله میکنیم متفاوته.

از شبکه‌های اجتماعی به خاطر تقویت روابط آنلاین ممنونیم. ما هیچ وقت در طول تاریخ به این اندازه دوست نداشتیم. محافظت،‌ نگهداری و حتی پرورش دوستان یه تعهد و حتی یه دارایی به حساب میاد. پس هیچ کس منکر ارزش این روابط و تعاملات نیست.

اما من میخوام بین دوستی و روابط دوستانه تفاوت قایل باشم. افرادی که با شما پیوند دیجیتالی دارن اما هیچ معامله واقعی بین‌تون نیست صرفا روابط دوستانه هستن. روابط دوستانه اساسا غریبه‌هایی هستن که عکس پروفایلشون توی پروفایل شبکه‌های اجتماعی شما هست. اینها دوست شما نیستن.

با در نظر گرفتن این نکته، وقتی با رفتارهای دوستانه مواجه میشیم باید یادمون باشه که این فقط رفتار دوستانه است، نه خود دوست. اینطور نیست؟

رشد فردی

زود بیا، زود برو

چند سال پیش مطالعاتی در مورد روند ها{:rel="follow"} و ترند ها صورت گرفت. این مطالعات نشون میداد که هر چیزی که خیلی سریع رشد کرده و ترند شده، به همون سرعت هم از روی زبون‌ها افتاده.

برداشت من از این ماجرا: کسانی که به سرعت میرن دنبال ترند‌ها، پذیرندگان آغازین بی ثبات و دمدمی مزاج هستن. این دسته از آدم‌ها خیلی مستعد کنار گذاشتن چیزهای جاری و رفتن سراغ چیزهای جدید هستن.

یه جور دیگه هم میشه بهش نگاه کرد: اگه میخوایید برای مدت طولانی در صحنه رقابت باشید، یا باید همیشه یه چیز جدید و آماده عرضه به این پذیرندگان آغازین همیشه ناراضی داشته باشید، یا به فکر روش‌های هوشمندانه فروش به سایر بخش‌های بازار باشید.

میدونم که دارم در مورد یه چیز خیلی بدیهی حرف میزنم، اما چرا با این وجود هنوز ما این موضوع رو نادیده میگیریم؟ ما همه پول و سرمایه رو صرف جذب کردن پذیرندگان آغازین میکنیم در حالی که مدام میگیم میخواییم برندمون برای سالها پایدار بمونه.