شما می تونید توسعه دهنده تجربه‌کاربر باشید

فقط طراح ها نیستن که روی تجربه‌کاربر اثر میزارن. شما به عنوان توسعه دهنده هم همونقدر اثرگذارید.

چرا ما فقط از پیشوند طراح برای تجربه‌کاربر استفاده میکنیم؟ به نظرتون طراحان انحصار اثرگذاری روی تجربه کاربر رو در اختیار نگرفتن؟ مثلا برنامه نویس ها روزانه دارن در مورد مسایل زیادی مثل امنیت و بهره وری تصمیماتی میگیرن که مستقیما روی تجربه کاربر اثرگذاره.

فقط طراح ها نیستن که روی تجربه نهایی محصول اثرگذارن.

اگه شما توسعه دهنده و برنامه نویس هستید دیگه وقتشه شروع کنید به حرف زدن در مورد تجربه‌کاربر. وقتشه که تبدیل بشید به توسعه دهنده تجربه‌کاربر (ux developer). چرا؟ چون تجربه‌کاربر تبدیل شده به یه فاکتور مهم برای موفقیت بیزنس ها و مدیران هم اینو میدونن.

چرا باید بشید توسعه دهنده تجربه‌کاربر؟

تبلیغات سنتی داره یواش یواش از چرخه خارج میشه. مردم دیگه چشماشون رو روی تبلیغات می بندن و اکثر ما ها یه مسدود کننده تبلیغات (AdBlocker) روی مرورگر هامون داریم. ما دیگه بیشتر به حرف خانواده و دوستان گوش میدیم. حتی به حرف غریبه ها هم بیشتر از بازاریاب ها توجه میکنیم.

شرکت ها تلاش میکنن تا مشتریان شون رو خوشحال نگه دارن. اگه یه چیزی تجربه خوبی به مشتری شون داده باشن همه دنیا رو خبردار میکنن. از اون طرف هم مشتری ها با تجربه های بد همین کارو میکنن.

تجربه‌کاربر تبدیل به یه فاکتور متمایز کننده در همه کسب و کار ها شده.

این یعنی تجربه‌کاربر داره در تمام بخش ها تبدیل به یه فاکتور متمایز کننده میشه. با هر نقشی که توی سازمان هستید اگه نشون بدید که یه نفعی هم برای تجربه‌کاربر دارید، مدیران ارزش بیشتری به شما میدن.

توسعه دهنده ها چه کاری میتونن برای تجربه‌کاربر انجام بدن

توی بیشتر کسب و کارها توسعه دهنده ها هم به اندازه طراح ها اثر گذار هستن. طراح ها معمولا کارشون اینه که یه چیزی در حد عکس با فتوشاپ بسازن. اما این نماهای ظاهری فقط قراره در آینده یه تجربه خوب باشن. از اینجا به بعد این توسعه دهنده ها هستن که تصاویر رو به چیزهای کاربردی تبدیل میکنن و تجربه ها رقم میخورن.

حالا به چند نمونه از چیزهایی که وابسته به تصمیمات توسعه دهنده هاست فکر کنید:

  • چطور میتونیم واقعا مطمئن بشیم که کاربر ایمیلش رو درست وارد کرده؟
  • پیام های خطا چطور نمایش داده میشن؟
  • چطور میشه این صفحه با سرعت بیشتری بارگیری (load) بشه؟
  • امنیت رمز عبور کاربران چطور تامین شده؟
  • این صفحه روی موبایل چقدر انعطاف پذیره؟

و این لیست میتونه ادامه داشته باشه. حقیقت اینه که توسعه دهنده ها نقش مهمی توی تجربه‌کاربر دارن، اما تا وقتی که یه اشکالی بوجود نیومده کسی متوجه نقششون نمیشه.

توسعه دهنده ها چطور میتونن به تجربه‌کاربر آسیب بزنن

من شخصا به خاطر توسعه دهنده هایی که تجربه‌کاربر رو بخشی از شغلشون نمیدونن خیلی کلافه شدم. مثلا لیست کشویی نام کشور ها و شهر ها یکی از اون چیزاییه که حسابی باهاش درگیرم. توسعه دهنده ها فقط یه لیست خیلی زیاد از کشورها رو کپی میکنن توش بدون اینکه از خودشون بپرسن آیا لازمه همشون اونجا باشن یا نه. باور کنید یه بار توی لیست کشور ها دیدم برنامه نویس کشور Antarctica رو هم قرار داده. الان شما همه اینترنت رو بگردید ببینید یه شرکت آنلاین پیدا میکنید که به این کشور چیزی فروخته باشه؟

البته منم میدونم که این یه صفحه خطاست و توی دعوا هم حلوا خیرات نمی‌کنن، اما من شخصا اگه توی یه وب سایت چند بار با یه صفحه ۴۰۴ بربخورم که میگه «این صفحه وجود ندارد» عصبی میشم. درسته که توی طراحی این صفحه طراح هم مقصره، اما توسعه دهنده ها میتونن از پیش اومدنش جلوگیری کنن.

شاید بخوایید اعتراض کنید و بگید که این دیگه کار طراح هاست. البته حق هم دارید، اما حقیقت اینه که طراح ها معمولا صدها فایل فتوشاپ دارن که توش چیزای خیلی کلی‌تری قرار گرفته و اگه قرار باشه تک تک اینها رو هم طراحی کنن میشه هزاران فایل دیگه. بنابراین هرچند که اینکارا کار یه طراحه، اما در نهایت تا اینجای کار این توسعه دهنده ها هستن که در مورد این چیزا تصمیم گرفتن و میگیرن.

چطور میتونید زندگی حرفه‌ایی تون رو به عنوان توسعه دهنده تجربه‌کاربر شروع کنید

خلق یک تجربه‌کاربر خوب وظیفه همه است. متاسفانه این ایده که تجربه‌کاربر فقط به طراح ها ربط داره اونقدر عمیقه که خیلی نمی تونید مطالب زیادی در مورد ارتباطش با توسعه دهنده ها پیدا کنید. اگه یه توسعه دهنده بخواد تجربه‌کاربر رو یاد بگیره باید بره حجم زیادی از اطلاعاتی رو مرور کنه که مستقیما برای طراح ها تولید شدن.

اما من امیدوارم که بتونم یه کار مثبتی در این مورد انجام بدم. علتش هم اینه که خودم ۷−۸ سال اول زندگی حرفه‌ایم رو به عنوان یه توسعه دهنده سپری کردم. به همین خاطر از این به بعد تلاش میکنم کمی بیشتر در این مورد بنویسم و به توسعه دهنده ها کمک کنم با موضوع تجربه‌کاربر بهتر آشنا بشن.

اگه موضوع توسعه تجربه‌کاربر براتون جالبه، پیشنهاد میکنم عضو خبرنامه ما بشید تا اگه مطلب جدیدی نوشته شد در جریان قرار بگیرید.

اما برای شروع، پیشنهاد میکنم سه موضوع رو توی برنامه‌تون قرار بدید.

با طراحتون کار کنید

اول، خوب دقت کنید که بیخ گوش طراح‌تون نشسته باشید. تا می‌تونید باهاشون نزدیک کار کنید. از اینکه در مورد پیشرفت کار سوال کنید، نترسید. سعی کنید برای خیلی از تصمیماتی که قبلا تنهایی میگرفتید ازشون مشورت و همفکری بگیرید.

با این کار شما چیزای زیادی در مورد تجربه‌کاربر یاد میگیرید. همچنین شما با این کارتون به طراح یه نکاتی رو در مورد تجربه‌کاربر آموزش میدید که قبلا اونها رو نادیده می گرفته.

مرد اول تست‌های کاربردپذیری باشید

دوم، توی تمام جلسات تست کاربردپذیری حضور داشته باشید. در واقع منظورم اینه که سعی کنید موضوعاتی که براتون مهم هست روپیشنهاد بدید تا تست بشن. چیزایی که فکر میکنید ممکنه روی کاربر اثرگذار باشن رو به عنوان یه فرضیه در نظر بگیرید که نیاز به آزمایش شدن دارن.

اگه حتی کسی توی سازمان شما نیست که این کارو انجام بده، شما انجامش بدید. در خیلی از موارد لازم نیست با کاربر روبرو بشید و میتونید از ابزارهایی مثل usertesting.com استفاده کنید.

روی سکوی توسعه دهنده تجربه‌کاربر بایستید

در نهایت به خودتون برچسب توسعه دهنده تجربه‌کاربر بزنید. حتی اگه خیلی برای اطرافیان شما پذیرفته نیست ولی شما خودتون رو اینطوری خطاب کنید. شاید خیلیا نظرشون این باشه که عنوان شغلی خیلی مهم نیست اما من مخالفم. اگه شما خودتون رو توسعه دهنده تجربه‌کاربر عنوان کنید، دو اتفاق مهم میفته. اول اینکه از این بعد به خاطر مسئولیتی که پیدا کردید تلاش میکنید نیازهای کاربران رو بهتر درک کنید. دوم اینکه بقیه هم از این به بعد نظر شما رو در مورد تجربه‌کاربر می پرسن و ازتون مشورت می گیرن. با اینکار شما وارد بازی تجربه‌کاربر میشید و میتونید پیشفرض های دیگران رو در مورد شغلتون تغییر بدید.

تجربه کاربر

چرا نباید اولین کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز رو از دست بدید!

تحلیل مختصری از اولین کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز و دلایلی که شرکت در این کنفرانس رو برای شما سودمند میکنه.

ما همیشه داریم میگیم که برای بهتر شدن کسب و کار دیجیتالی تون باید چکار کنید. حالا این بار با رویکردی متفاوت میخوام در مورد این بنویسم که چرا باید یک سری رویدادهای مهم مثل کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز رو جدی بگیرید و در اونها با تمام توان شرکت کنید.

باید مطمئن بشید که به شبکه وصل هستید!

یاد ماجرایی افتادم. لینک مودمم پریده بود و با شرکت مخابرات تماس گرفته بودم تا مشکل رو پیگیری کنن. اپراتور فنی شرکت از من میخواست که چک کنم آیا سیم تلفن به مودم وصله یا نه. گفتم خانم من کاربر مبتدی اینترنت نیستم و این چیزها رو قبلا چک کردم. در پاسخ گفت: میدونم،‌ اما ما لازمه مطمئن بشیم که شما به شبکه وصلید.

حالا این مطلبی که من مینویسم چیزی شبیه به همون ماجرای شبکه اینترنته. میخوام مطمئن بشید که به شبکه تجربه‌کاربر وصلید. حضور در رویدادهایی مثل کنفرانس تجربه‌کاربر باعث میشه به شبکه تجربه‌کاربر کشور وصل بشید. جامعه تجربه‌کاربر شیراز هم که یکی از بزرگترین تشکل های تجربه‌کاربر در کشوره.

خنک آن باد که از خطه شیراز آید!

هرچند شاید در یک کنفرانس علمی موضوع گردش و تفریح چندان جای بحث نداشته باشه، اما من شخصا وقتی به این رویداد ها میرم یه جنبه تفریح هم کنارش در نظر میگیرم. خب با توجه به تاریخ برگزاری کنفرانس شیراز در ماه شیراز و بهار نارنج یعنی اردیبهشت، شرکت در این کنفرانس هم فاله و هم تماشا.

رویکرد متفاوت کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز

متفاوت از چیزی که عموما دیده میشه، کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز با یک شعار و رویکرد خاص برگزار میشه. توجه به «ارتقای کیفیت زندگی » یعنی شکل متفاوتی از نگاه به طراحی و تولید. یعنی هدف گذاری برای رسیدن به نتیجه ایی که در نهایت باید پیش روی ما و شما باشه.

خیلی ها در حال تولید هستن. اتفاقا تولیدات جالبی هم داشتن اما در نهایت منجر به اتفاق مهمی در زندگی ما و شما نشدن. اینکه ما طراحی رو به سمتی سوق بدیم که در نهایت باعث بشه چیزی در زندگی ما تغییر کنه. یعنی چیزی سریعتر، ساده تر و رضایت بخش تر اتفاق بیفته. این نگاه میتونه به کسب و کار شما رویکرد متفاوتی بده.

کنفرانس شیراز از نوع Tribal Community هست

اگه خودروهای یک کشور مجهز به پیشرفته ترین نوع کمربند ایمنی باشن اما مردم اون کشور فرهنگ استفاده از اون براشون جا نیفتاده باشه، در بهترین حالت کمربند ایمنی تبدیل به یه وسیل تزیینی میشه. فرهنگ نقش خیلی مهمی در انجام کارها داره و اگه وجود داشته باشه باعث شتاب دهی میشه.

مثل اردوی مدرسه همه تیم‌تون رو بردارید و به کنفرانس‌ تجربه‌کاربر شیراز برید

کنفرانس های Tribal (قبیله‌ایی یا جامعه محور) از دسته کنفرانس‌هایی هستن که هدفشون ایجاد بستر و زیرساخت در قالب فرهنگه. اگه شما همه تیم‌تون رو بردارید و به یکی از این کنفرانس ها برید باعث میشه فرهنگ تجربه‌کاربر بصورت عمومی توی سازمان‌تون در مسیر رشد قرار بگیره. یعنی بعد از کنفرانس ادبیات تیم شما بر مبنای تجربه کاربر و کاربر محور بودن تغییر میکنه.

دانشگاه شیراز و مرکزیت کارآفرینی

کنفرانس با همکاری دانشگاه شیراز برگزار میشه. دانشگاه شیراز این روزها توجه خاصی به موضوع کار و کارآفرینی داره و یکی دو شتاب دهنده در دل این دانشگاه داره فعالیتش رو شروع میکنه. کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز هم در اهداف خودش نوشته: «کارآفرینی و نو ارزش‌ آفرینی با نگرش و تفکر طراحانه».

جمع کردن همه اینها کنار هم یعنی شما پا در فضایی میگذارید که تلفیقی از کارآفرینی و طراحی با همه. دو تفکر که پایه و اساس بسیاری از کسب و کارهای موفق بوده.

گفتگوی جمعی سخنران ها (پارالوگ)

یه نکته قابل تامل در مورد این کنفرانس اینه که برخلاف معمول گفتگوی جمعی سخنران ها با عنوان «پارالوگ» ابتدای کنفرانس قرار گرفته. در توضیح این برنامه گفته شده:

بعد از این گفتگو شما با نقطه نظرات کلی و روش اجرایی هریک از سخنران ها آشنایی اولیه پیدا کرده اید.

به نظر من این باعث میشه شما قبل از اینکه هرکدوم از سخنران ها بخوان شروع به حرف زدن و سخنرانی بکنن، یه دید مناسب اولیه در مورد اینکه قراره چی بگن و چه طرز فکری دارن بدست بیارید. همینطور میتونید ارتباط بین صحبت هاشون رو هم قبل از اینکه چیزی بگن متوجه بشید. بنابر این وقتی نوبت سخنرانی‌شون میرسه از قبل یه دید اولیه نسبت به اونها دارید.

درک نیاز کاربر در عمل

همه ما در تعریف تجربه‌کاربر یه کلمه مشترک رو زیاد به کار می بریم. «توجه به نیاز کاربر». اما اینکه واقعا چطور میشه نیاز کاربر رو شناسایی کرد همون چالش اساسیه که در نهایت باهاش درگیر میشیم. نکته مثبت در کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز اینه که بیشتر سخنرانی ها دارن به همین موضوع در عمل می پردازن. در اکثر سخنرانی‌ها داره تلاش میشه شناخت کاربر از جنبه های گوناگون بصورت عملی مورد بررسی قرار بگیره.

بزرگترین طوفان فکری که تا حالا تجربه کردید

در برنامه کنفرانس میتونید ببینید که یک زمانی برای تریبون آزاد در نظر گرفته شده. تریبون آزاد یعنی جایی که شما میتونید برید و آزادانه دغدغه‌هاتون رو مطرح کنید. از نظر من این یعنی بزرگترین طوفان فکری (Barinstorming)‌ بین متخصصان و مخاطبان تجربه‌کاربر که تا حالا تجربه کردید. با توجه به اینکه ممکنه بیش از ۱۰۰ نفر در این تریبون آزاد شرکت کننده باشن، شما در فضایی قرار میگیرید که ۱۰۰ اندیشه، تفکر و نقد به تقابل و بحث گذاشته میشه. نتیجه همین ۳ ساعت ممکنه به اندازه تمام برنامه‌های دیگه کنفرانس باشه.

نتیجه گیری

نتیجه گیری نداریم چون من سعی ندارم به جای شما نتیجه گیری کنم. فقط پیشنهاد میکنم، اگه طراحی تجربه‌کاربر و بهره برداری از اون در کسب و کار براتون مهم هست یا مهم شده، در اولین کنفرانس تجربه‌کاربر شیراز شرکت کنید.

متفرقه

چه طور محتوا می تونه کاربری رو به خرید ترغیب یا از خرید منصرفش کنه!

درسته که ویژگی ها حقیقت یک محصول و یا خدمات هستند ولی کاربر باید بدونه که این ویژگی ها به چه کارشون میاد.

<span style="font-weight: 400;">فرض کنیدخیلی در مورد دوچرخه‌ها نمی‌دونید. ولی می‌خوایید به تناسب اندام برسید.</span>

<span style="font-weight: 400;">به مغازه دوچرخه فروشی میرید و به مشاور فروش می‌گید یه دوچرخه می‌خوایید که باهاش برید بگردید. مشاور هم بهتون می‌گه که دوچرخه هیبرید خیلی بدردتون میخوره و چند تا مدل محبوب هم بهتون نشون میده.</span><span style="font-weight: 400;">
</span>

  • <span style="font-weight: 400;"> این یکی 24 تا دنده داره و ترمزش کنسولیه (cantilever brakes). </span>
  • <span style="font-weight: 400;">اون یکی پیشرانندش شیمانو هست (Shimano drivetrain) و ترمزش دیسکیه.</span>
  • <span style="font-weight: 400;">این مدل هم الان خیلی ازش می‌برن. فریمش آلومینومیه و دیسک ترمزش هیدرولیک.</span>

<span style="font-weight: 400;">هرچی بیشتر مشاور فروش مشاورتون میده شما بیش‌تر گیج می‌شید و پیش خودتون می‌گید: "اوه، خدای من این داره چی می‌گه؟ ". حتی ممکنه از خیر تناسب اندام هم بگذرید و تصمیمتون رو عوض کنید چرا که فکر نمی‌کردید خرید یه دوچرخه این قدر سخت باشه.</span>

<span style="font-weight: 400;">این اتفاق بارها و بارها تو وب‌سایت‌ها هم میفته. اگه گیج شدن تو این نوع فروشگاه های فیزیکی بیفته، کسی هست که ازش بپرسید اینایی که می‌گی یعنی چی و کدومش مناسب منه. ولی در وب‌سایت، کاربری که با این نوع محتوا مواجه میشه این شانس رو نداره و در کسری از ثانیه از وب‌سایت خارج می‌شه و دیگه برنمی گرده .</span>

<span style="font-weight: 400;">"محتوا وب‌سایت‌ها پر از مشخصات و جزئیات تکنیکی هستند ولی اغلب یادشون میره به کاربرهاشون بگن که این مشخصات و ویژگی‌ها به چه کارشون میاد."</span>

<span style="font-weight: 400;">استفاده از تکنیک «که چی؟» به هنگام تولید محتوا</span>

<span style="font-weight: 400;">در نظر داشته باشید که ویژگی های یک محصول یا خدمات، حقیقت اون محصول ویا خدمات هست و خاصیت‌ها و مزایا کارهایی هست که اون محصول و یا خدمات برای مخاطباتون می‌کنه.</span>

<span style="font-weight: 400;">فرض کنید می‌خوایید برای یک آون (oven) که سیستم پیش گرمایش (preheat system) سریع یکی از ویژگی هاش هست، محتوا تولید کنید. برای اینکه مزیتش براتون روشن بشه، از خودتون بپرسید: " حالا که چی ؟ این خصوصیت به چه درد می‌خوره ؟ چرا باید یکی این خصوصیت واسش مهم باشه ؟ "</span>

  • <span style="font-weight: 400;">اجاق زودتر گرم می‌شه. (خب که چی؟)</span>
  • <span style="font-weight: 400;">زودتر میتونید لازانیاتون رو بذارید تو آون. (خب بازم که چی؟)</span>
  • <span style="font-weight: 400;">غذاتون زودتر آماده سرو می‌شه؟ (خب که چی؟)</span>

<span style="font-weight: 400;"> _ دیگه لازم نیست منتظر بمونید تا آون تون گرم شه بعد لازانیا تون رو بذارید توش. هر لحظه که تصمیم گرفتید می‌تونید لازانیاتون رو بذارید تو آون بدون اینکه نگران باشید که قبلش آون رو روشن کردید که گرم شه یا نه. </span>

<span style="font-weight: 400;"> <span style="font-weight: 400;">مثال های دیگه از تکنیک «که چی؟»</span></span> <table cellpadding="20" cellspacing="20" style="margin-left: auto; margin-right: auto; height: 149px; width: 70٪;"><tbody><tr style="height: 30px; text-align: center; background-color: #f7ad2d;"><td style="height: 30px; width: 196.55px;">ویژگی</td> <td style="height: 30px; width: 396.45px;">پاسخ «که چی؟»/ مزایا</td> </tr><tr style="height: 30.2333px;"><td style="height: 30.2333px; width: 196.55px;">درهای ما لولاهای محکمی دارند</td> <td style="height: 30.2333px; width: 396.45px;">حتی اگه بارها در محکم به هم بخوره، این لولا‌ها خم نمی‌شند.</td> </tr><tr style="height: 30px;"><td style="height: 30px; width: 196.55px;">نوشته هام نرخ تبدیلشون بالاست</td> <td style="height: 30px; width: 396.45px;">آمار بیشتری از بازدیدکننده های سایت رو به مشتری تبدیل می‌کنم</td></tr></tbody></table><span style="font-weight: 400;">یه بار محتوا وب‌سایت تون رو مرور کنید و برای هر محتوا و یا مطلبی که تو سایتتون دارید از خودتون بپرسید: " خب که چی ؟ " تا مزایای واقعی هر کدومشون رو پیدا کنید. </span>

<span style="font-weight: 400;">ببینید کاربرهاتون دوست دارند به چی برسند و خواب چی رو می‌بینند. نیازها، تمایلات وآروزهای پنهانشون رو شناسایی کنید. مزایای واقعی محصول یا خدمات شما به این نیازها، تمایلات و آرزوهای پنهان مشتری هاتون وصل می‌شه مثل صرفه جویی در مصرف زمان، کاهش هزینه ها، یا سالم تر شدن و ..</span>

<span style="font-weight: 400;">استفاده زیادی مزایا و ویژگی‌ها در محتوا خسته کننده میشه و قدرت تصمیم گیری از مخاطب رو می‌گیره!</span>

<span style="font-weight: 400;">بذارید به مثال فروشگاه دوچرخه فروشی محلی برگردیم. مشاور فروش به همراه هر ویژگی، خاصیت و مزایای اون ویژگی رو هم می‌گه. مثلا: </span>

  • <span style="font-weight: 400;"> این ترمزهاش خیلی خوب هستند حتی تو بارون هم خوب ترمز می‌کنه.</span>
  • <span style="font-weight: 400;"> این یکی 24 تا دنده داره. اگه بخوایید از یه تپه بالا ویا پایین برید و یا حتی رو سطح صاف برید می‌تونید از دنده های مناسب استفاده کنید و …</span>

<span style="font-weight: 400;"> شما الان می‌دونید که هر ویژگی چه خاصیتی داره. ولی همین طور که مشاور فروش در مورد همه خوبی های هر دوچرخه صحبت می‌کنه شما گیج و گیج تر می‌شید. </span>

<span style="font-weight: 400;">فراوانی اطلاعات مثبت در محتوا تولید شده، بیشتر کسل کننده هست و برای خواننده‌ها مثل لالایی می‌مونه و باعث میشه خوابشون ببره. برای جلب نظر خواننده‌ها در محتوا خود یک مشکل رو معرفی کنید و بعد ادامه بدید.</span>

<span style="font-weight: 400;">مردم دوست دارند از مشکلات و دردسرها دوری کنند. پس به جای اینکه همش مثبت باشید، محتوا خود رو با معرفی یک مشکل شروع کنید و نظر خواننده‌ها رو به خود جلب کنید.</span>

<span style="font-weight: 400;">هر ویژگی ای می‌تونه شما رو از یه مشکل دور کنه. مثلا : </span>

  • <span style="font-weight: 400;">موقعی که زمین گل آلود باشه این ترمزهای دیسکی لیز نمی‌خورند.</span>
  • <span style="font-weight: 400;">این یکی 24 تا دنده داره. برای بالا رفتن از کوه نیازی نیست فشار زیادی به خودتون وارد کنید، فقط کافیه از سنگین ترین دندش استفاده کنید.</span>
  • <span style="font-weight: 400;">اون یکی زینش خیلی راحته. حتی بعد از 20 الی 30 کیلومتر پا زدن، باسن تون زخم نمی‌شه.
    </span>

<span style="font-weight: 400;">اینکه در محتوا خود بیشتر بر مزایا تاکید کنید و یا عواملی که مخاطب رو از یه سری مشکل های خاص دور می‌کنه، به این بستگی داره که کدومش برای مخاطباتون جذاب تره. اگه جوابش رو نمی‌دونید ازشون بپرسید و یا اینکه با هر دو نوع محتوا اون‌ها رو تست کنید.</span>

استراتژی محتوا

نقشه ی حرارتی یا هیت مپ (HeatMap) چیست؟

نقشه‌های حرارتی‌ داده‌هایی گرافیکی و رنگی هستن که به ما کمک می‌کنن رفتار کاربر رو شناسایی کنیم. با بعضی ابزارهای نقشه حرارتی آشنا بشید.

نقشه حرارتی یکی از تست‌های کاربردپذیری هست که به ما یک شمای گرافیکی از رفتار بازدیدکنندگان رو نشون میده و کمک می‌کنه که محصول رو در جهت اهدافمون تقویت کنیم. بیاید خیلی کلی راجع به پیدایش مفهوم نقشه حرارتی صحبت کنیم.

اولین بار (در سال 1879) یه محقق فرانسوی متوجه شد که مردم موقع مطالعه روی بعضی از کلمات مکث می‌کنن و از روی بعضی کلمات بی توجه و به سرعت عبور می‌کنن. بعدها دستگاهی ساخته شد تا حرکات چشم رو موقع مطالعه کنترل کنه و اسم این دستگاه رو گذاشتن EyeTracker. .چند سال بعد، مسئولین روزنامه‌ها و مجلات، از این روش استفاده کردن تا ببینن تبلیغات صفحاتشون چقدر مورد توجه خوانندگان قرار می‌گیره. تهیه این نقشه حرارتی علی رغم هزینه سنگینش نتیجه بخش بود و اطلاعات فوق العاده ای که منعکس می‌کرد به اونا کمک کرد تا طراحی صفحات رو تغییر بدن و بیشترین خروجی رو از تبلیغاتشون دریافت کنن. برای این کار دوربین‌های خاصی مورد نیاز بود، همچنین یک گروه از افراد تا رفتارها رو آنالیز کنن.

سومین کنفرانس تجربه کاربر شیراز
فرصت حضور در بزرگترین گردهمایی طراحان تجربه کاربر کشور رو از دست ندید. این کنفرانس ۲۱ و ۲۲ آذر ماه ۱۳۹۷ برگزار میشه.
اطلاعات بیشتر

کاربردهای نقشه حرارتی

نقشه‌های حرارتی، در علوم مختلفی کاربرد دارن از جمله پزشکی، ورزشی، نظامی، فنی مهندسی، مدیریت و ... . در هر یک از این علوم روش هایی برای به دست آوردن این نقشه تعریف شده.

آقای حسین ظهوریان در یکی از مقالاتش راجع به تأثیر نقشه حرارتی در حوزه ی مدیریت سازمانی می‌نویسه:

با استفاده از نقشه حرارتی، فارغ از نوع سازمان و فعالیت، می‌توان نقاط ضعف و قوت روشهای اعمال شده را، در افراد و همچنین در تیم ها، تشخیص داد و در خصوص تغییر، تثبیت و یا بهبود روش کاری آنان تصمیم گیری نمود.

کاربرد نقشه حرارتی در وب

در وب‌سایت‌ها یکی از مهمترین فعالیت هایی که در زمینه جذب کاربر و در نتیجه درآمدزایی انجام میشه همین آنالیز نقشه‌های حرارتی است. وقتی رد نگاه کاربر رو بگیریم و بدونیم رنگ آمیزی و طراحی سایت مون در کدوم نواحی بیشتر توجه کاربر رو جلب کرده، می‌تونیم مناسب ترین محل رو برای قرار دادن پیام‌های کلیدی و دکمه‌های مهم تشخیص بدیم. مثلا منوها و لینک‌های مهم، دکمه‌های «عضویت» و «سبد خرید»، یا حتی تبلیغات سایت که بحث مهمی در فرایند درآمدزایی به حساب میاد.

به عنوان نمونه، بررسی نقشه حرارتی سایت‌های مختلف نشون داده که سمت چپ بالای سایت یکی از بهترین مکان هاست برای تبلیغات. سمت راست بالا هم، ای ... بد نیست. و این نتیجه گیری در مورد موبایل‌ها و تبلت‌ها هم صادقه.

برای تهیه نقشه حرارتی در دنیای وب می‌تونیم حرکات ماوس کاربران رو رصد کنیم. تحقیقاتی که در دانشگاه کارنگی ملون انجام شده، نشون میده که بیش از 88 درصد حرکات ماوس روی صفحه ی وب، با محل نگاه کاربر مطابقت داره. بنابراین زیر نظر گرفتن ماوس یا به اصطلاح MouseTracking میتونه نقشه حرارتی مناسبی (البته نه به دقت EyeTracking) ایجاد کنه. وقتی نقشه آماده شد، اونو آنالیز می‌کنیم و طبق اطلاعاتی که به دست میاریم می‌تونیم تصمیم بگیریم که طراحی چطور تغییر کنه تا نرخ تبدیل (Conversion Rate) بالا بره و بیشترین بازدهی رو از ورود کاربران داشته باشیم.

اهدافی که ما در نقشه حرارتی دنبال می‌کنیم

می تونیم اندازه بگیریم که:

  • عناصر غیرضروری صفحه، تا چه حد کاربر رو از پیام اصلی سایت دور و ذهنشون رو منحرف می‌کنه؟
  • آیا اطلاعاتی هست که کاربر دنبالش می‌گرده، اما در صفحه ی من وجود نداره؟
  • آیا وب‌سایت من، در صفحات با سایزهای مختلف، تبلت ها، موبایل ها، و ... به خوبی و با همون کیفیت دلخواه دیده میشه؟
  • آیا تمام مطالب مهم به راحتی در معرض دید هست؟
  • آیا همه اون چیزی که برای نگه داشتن و وفادار کردن بازدیدکننده نیاز هست رو در خودش داره؟

بررسی نقشه حرارتی گوگل

همیشه اینطور نیست که ما نقشه حرارتی رو برای سایت خودمون بررسی کنیم. بلکه کنترل نقشه حرارتی مربوط به سایت‌های بزرگی که اغلب شرکای کلیدی مدل کسب و کار ما محسوب می‌شن، خیلی مهمه. لطفا این تصویر رو ببینید:

5 نتیجه ی اول گوگل، بیشترین نگاه و توجه رو جلب کرده. این امر یکی از پایه‌ای‌ترین دلایل شرکت هاست که روی سئوی سایت خودشون کار می‌کنن و تلاش می‌کنن اونو به 4-6 مورد اول نتایج جستجو در گوگل برسونن.

الگوهای نگاه کاربر در وب

برگردیم به تصویر قبل، و نقشه حرارتی گوگل رو یه نگاهی بندازیم. یه شکلی شبیه F تولید شده. درسته؟

تحقیقاتی که روی نقشه حرارتی‌های مختلف انجام شده نشون دادن که کاربران اغلب با یک الگوی شبیه به حرف F محتوای سایت رو از نظر می‌گذرونن. دو تا نوار افقی موازی، که پایینی کمی کوچکتر از بالاییه، و یک نوار عمودی در سمت چپ اونا. یکی از مقالات گروه نیلسن نورمن این موضوع رو به تفصیل بیان کرده که خوندنش خالی از لطف نیست.

حدستون درسته، در سایت‌های فارسی زبان، این الگو یه مقداری متفاوته. در یکی دیگه از مقالات گروه نیلسن نورمن اشاره شده که انتظار میره این الگو جهت افرادی که از راست به چپ یه به اصطلاح RTL می‎نویسند (مثل فارسی زبانان)، برعکس باشه، به این دلیل که توجه کاربران از سمت راست شکل می‌گیره. هر چند در واقعیت این اتفاق نمی‌افته و F دقیقا به صورت برعکس تشکیل نمیشه. اگر تصمیم داریم یک سایت چند زبانه رو طراحی کنیم، بهتره المان‌ها همگی به سبک «چپ به راست» یا همان LTR طراحی بشن، و نهایتا محتوای نوشتاری سایت، برای زبان‌های «راست به چپ» راست چین تعبیه بشه. کاربران به سایت‌های بین المللی که در حقیقت LTR هستن کاملا مأنوس هستنند، و ذهنشون میتونه بین المان‌ها و محتوای نوشتاری، که یکی راست چین و یکی چپ چین هست، به راحتی سوییچ کنه.

الگویی به نام «مثلث طلایی» هم معرفی شده که اگه دقت کنیم همین نقشه حرارتی گوگل به وضوح بیانگر الگو هست. در تصویر زیر این مثلث طلایی رو با خط قرمز رنگ مشخص کردیم. توضیح بیشتر این مورد از حوصله ی بحث خارجه. پیشنهاد می‌کنم مقاله ی خانم Rebecca Maynes رو یه نگاهی بندازید.

مثلث طلایی در نقشه حرارتی گوگل

ابزارهای ایجاد نقشه حرارتی

یکی از ابزارهایی که جهت ایجاد این نقشه تولید شده، با نام Hotjar شناخته میشه. کافیه کدی که سایت بهمون اعلام می‌کنه رو در وب‌سایت خودمون قرار بدیم و سپس مانیتورینگ آغاز میشه. در یکی از مطالب سایت 8 تست نقشه حرارتی به همراه راه حل هریک از اونا معرفی شده که توسط سه نوع نقشه حرارتی زیر قابل انجامه:

Click and Tap Hotjar Heatmaps

نشون میده که بازدیدکنندگان از طریق سیستم کامپیوتر، روی کدوم نواحی بیشتر کلیک کردن؟ و یا از طریق تبلت و موبایل، انگشتشون کدوم بخش‌ها رو بیشتر لمس کرده؟

#### Move HeatMaps

تنها جهت سیستم‌های کامپیوتری مورد استفاده است و با بررسی حرکات ماوس، به شما نشون میده که کاربر به چه بخش هایی بیشتر نگاه کرده؟

#### Scroll HeatMaps

نشون میده که تا کجای صفحه بیشتر اسکرول می‌خوره؟ وقتی تعداد زیادی از کاربران تا انتهای صفحه رو اسکرول می‌کنن و هنوز دنبال هدفشون می‌گردن، می‌تونه معنیش این باشه که محتوای مهم سایت به خوبی در معرض دید قرار نگرفته.

Crazy Egg هم یکی دیگه از ابزارهای تهیه نقشه حرارتی هست. علاوه بر این که اسم جالبی داره، کارکردش هم بی نظیره. کافیه به وب‌سایتش مراجعه کنید و دامنه ی خودتون رو وارد کنید. بعد از تایید دسترسی‌های مورد نیاز این ابزار، می‌تونید به مدت 30 روز از امکاناتش به صورت رایگان استفاده کنید. ضمنا فوتر سایت هم نکته جالبی رو گوشزد می‌کنه. شرکت‌های بزرگی مثل Yahoo و Dell از همین ابزار برای تهیه و آنالیز نقشه‌های حرارتی‌شون استفاده می‌کنن.

به عنوان حسن ختام صحبتم هم یه شعار جالب از Inspectlet رو نقل قول میکنم:

اینجا نقطه پایانی ست برای حدس زدن رفتار کاربرانتون. Google Analytics به شما میگه چه اتفاقی داره می‌افته؟ ولی Inspectlet به شما میگه که چرا این اتفاق در جریانه؟

جمع بندی

نقشه‌های حرارتی‌ داده‌هایی گرافیکی و رنگی هستن که به ما کمک می‌کنن رفتار کاربر رو شناسایی کنیم. بعد با آنالیز این داده‌ها، محصول یا خدمات مون رو به نحوی طراحی کنیم که به بالاترین سطح بازدهی برسه.

ابزارها و سرویس‌های متنوعی در دنیای گسترده ی وب وجود دارن، که به ما کمک می‌کنن نقشه حرارتی وب‌سایت خودمون رو ببینیم و حتی آنالیز کنیم. مثل Hotjar ،Crazy Egg، MouseFlow ، inspectlet و ده‌ها ابزار مفید دیگر.

تجربه کاربر

دلایل پشت پرده که باعث عدم درگیری کاربران با محتوا میشن

آیا متوجه شدید که مخاطبان به محتواهایی که تولید می‌کنید توجه نشون نمیدن؟ اگه اینطوره شما تنها نیستید، شما هم دارید از اشباع محتوایی رنج می برید.

طی ماه‌های گذشته من متوجه یه حس بازدارنده از طرف کاربران شدم که باعث میشه مطالبی رو که می‌خوندن توی شبکه‌های‌اجتماعی به اشتراک نگذارن. همچنین در مورد لینک‌هایی هم که خودم توی شبکه‌های‌اجتماعی به اشتراک میگذارم کاهش قابل توجهی در میزان کلیک خوردن دیدم. این ماجرا چیزی بود که برای مدتی نگرانم کرده بود.

یه زمانی میتونستم تضمین کنم که هر لینکی به اشتراک میگذارم حداقل ۱۰۰ تا ۱۵۰ تا کلیک میخورد. حالا اگه نصف همین تعداد رو هم بگیرم خیلی خوش شانس بودم. آمار گوگل آنالیتیکس نشون میده که طی سال گذشته ورودی وبلاگم از لینک‌های به اشتراک گذاشته شده توی شبکه‌های اجتماعی تقریبا ۵۶٪ کاهش پیدا کرده.

من هیچ ذهنیتی نداشتم که چی باعث این اتفاق شده بود. آیا اشتباهی از طرف من رخ داده بود؟ آیا مطالبی که می‌نویسم کسل کننده شده بودن؟ آیا دیگه از رده خارج شدم؟ خوشبختانه بعد از تحقیق و بررسی‌های بیشتر متوجه اصل قضیه شدم. دلایلی پیدا کردم که نشون میداد به اشباع محتوایی رسیدم.

بلایی به نام اشباع محتوایی

ما در سال‌های اخیر شاهد تغییرات خیلی گسترده‌ایی بودیم. برخی از این تغییرات به خاطر تغییر الگوریتم‌های گوگل بودن. بعضی دیگه از تغییرات به خاطر تغییر از مدل‌های سنتی سئو به بازاریابی محتوا بوده. تغییراتی که باعث انفجار در انتشار محتواهای آنلاین شده.

طبق آماری که Torque Mag میده فقط کاربران وردپرس دارن در هر ثانیه ۱۷ تا مطلب جدید منتشر میکنن. این یعنی یه چیزی نزدیک به ۱.۵ میلیون پست در هر روز. تازه این فقط وردپرسه. بسته به صنایع متفاوت حجم محتوای تولید شده داره بین هر ۹ تا ۲۴ ماه دوبرابر میشه.

این روزها ما با سیل محتواهای بی پایان مواجه هستیم که همشون تلاش میکنن توجه ما رو جلب کنن. مطالب شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، ویدئو‌های آپارات و البته پست‌های وبلاگی. پس اصلا تعجبی نداره که با وجود این همه محتوا کاربران تمایلی نداشته باشن که مطالب شما رو به اشتراک بگذارن.

البته ابزارها‌ هم دارن برای اینکه بتونیم این سیل محتوایی رو مدیریت کنیم بهینه‌سازی میشن. اما انفجار محتوا سرعت انطباق ابزارها رو تحت شعاع قرارداده. توی ۳ سال گذشته زمانی که ما برای استفاده از محتواها مصرف میکنیم حدود دو ساعت بیشتر شده. اما این افزایش نمیتونه همینطور ادامه پیدا کنه. تازه اگه هم بتونه بازم از اونطرف خود وب انتظار میره توی ۵ سال آینده ۵ برابر بزرگتر بشه.

این همون چیزیه که Mark <span style="font-size: 14px;">Schaefer ازش به عنوان شوک محتوا یاد میکنه. وقتی که تقاضا برای محتوا داره کاهش پیدا می‌کنه در حالی که تولید‌کننده‌ها دارن با همون سرعت قبلی تولید میکنن. مارک در این مورد میگه:</span>

به عنوان یه قانون ساده اقتصادی، بازاریابی محتوا (به عنوان پدیده داغ این روزها) ممکنه برای بعضی کسب و کارها مناسب نباشه.

به طور خلاصه یعنی قانع کردن مردم برای اینکه محتواهای شما رو بخونن به کار سختی تبدیل میشه. فقط اونایی میتونن توجه خواننده‌ها رو جلب کنن که جیب‌های پر پولی دارن و می تونن تبلیغات بیشتری انجام بدن. با این وجود پس ما چکار می‌تونیم انجام بدیم؟

رویارویی با اشباع محتوایی

من فکر نمی‌کنم یه جواب جادویی مشخص برای این چالش بخصوص وجود داشته باشه. به نظر من به سازمان و اهدافش وابسته است. اما حس میکنم جامعه سازی (community building) یه قطعه ضروری و گمشده از این پازله.

وقتی به اشباع محتوایی برسیم احتمالا جامعه‌سازی جای بازاریابی محتوا رو میگیره.

خیلی از سازمان‌ها به تعاملات‌شون مثل یه معامله یه طرفه نگاه میکنن. میگن ما محتوا تولید می‌کنیم تا یه ارزشی به کاربر بده و اونم باید توی شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذاره تا شهرت سازمان ما رو زیاد کنه. معتقدن که شبکه‌های‌اجتماعی برای همین ایجاد شدن تا شما کلیک و لایک بگیرید. اما از نظر من به این نمیگن درگیر کردن کاربر با محتوا.

واکنش شخصی من اینه که شروع به ایجاد کامیونیتی (جامعه) کنم. من توی این شرایط به دنبال کننده‌های خودم کمک میکنم تا نه تنها با من بلکه حتی با هرکس دیگه ایی که میتونه بهشون کمک کنه ارتباط دوطرفه برقرار کنن. دقیقا به همین منظور گروه یوایکس شیراز و کانال وب ادوایس رو توی تلگرام ساختم.

شبکه‌های اجتماعی تبدیل شدن به کانال‌های «یک به چند» در حالی که ما الان دیگه به شبکه‌های «چند به چند» نیاز داریم. این اون چیزیه که من بهش میگم کامیونیتی یا جامعه واقعی. توی این حالت همون اتفاقی میفته که Seth Godin توی یکی از کتاب هاش به نام Tribes توضیح میده. چیزی که به کل کامیونیتی احساس مالکیت در مورد اون برند میده.

اما همه اینها نیاز داره که شما همه چیز رو تحت کنترل داشته باشید. یعنی به جای اینکه جامعه رو به حال خودش رها کنید، تقویتش کنید، بهش انگیزه و انرژی بدید. این همون تغییریه که خیلی از سازمان‌ها سخت میتونن باهاش کنار بیان.