تکامل وب سایت ها

توی این مطلب من به تکمیل این ایده می پردازم که چطور به جای باز طراحی های دوره ایی، یه وب سایت می تونه در طول زمان تکامل پیدا کنه.

من توی یکی از مقاله های قبلی در مورد ارتباط بین مشتری و طراح نوشتم که چطور می تونه از مدل «کار به ازای هر پروژه» به یه مدل همکاری پویا، ادامه دار و تکاملی تغییر پیدا کنه. حالا قصد دارم همون ایده رو بیشتر بسط بدم و به شما بگم که چطور به جای باز طراحی های دوره ایی، یه وب سایت می تونه در طول زمان تکامل پیدا کنه.

مزایای تکامل

قبل از اینکه بخواییم به روش طراحی تکاملی بپردازیم، بزارید ببینیم این روش چه مزایای داره که اون رو به یه روش کارآمد تر تبدیل می کنه.

چرا پولتون رو دور بریزید؟

همونطور که توی مقاله قبلی گفتم بودم، این روش طراحی تکاملی وب سایت، نسبت به باز طراحی های مجدد و دوره ایی بسیار به صرفه تر و اقتصادی تره. بیشتر سازمان ها وب سایتشون رو هر دو یا سه سال یه بار بازطراحی می کنن. سایت قدیمی تر رو دور می ریزن و یه سایت جدید جاش می گذارن. این یه هزینه سربار داره چون هر دفعه سایت باید از ب بسم الله طراحی مجدد بشه. درحالی که با رویکرد تکاملی، تمام سرمایه گذاری ها به نقطه شروع وب سایت بر می گرده و اون رو تقویت می کنه. با رویکرد تکاملی، ما بررسی می کنیم که قبلا چه اتفاقی افتاده، نه اینکه عوضش کنیم.

همیشه یه حرفی برای زدن دارید

از نگاه بازاریابی، تکامل یه سری فرصت ها رو برای شما فراهم می کنه. بازطراحی باعث می شه که هر چند سالی یه بار یه لیست طولانی و خسته کننده از تغییرات رو به کاربر ارائه کنید. دلیلش هم اینه که همه چیز یکهو منقلب شده. اما با تکامل، شما بطور مداوم با کاربر ارتباط دارید و تغییرات رو گام به گام می بینه. هر دفعه که یه تغییری توی سطح دسترسی یا کاربردپذیری وب سایت میدید، می تونید به همه مشتری هاتون اطلاع بدید. این باعث می شه که همیشه یه حرفی برای زدن داشته باشید و ارتباطتتون با مخاطبانتون همیشگی باشه. به همین دلیل، تکامل یه رشته از فرصت های ادامه دار رو برای سیستم بازاریابی شما فراهم می کنه.

بر می گردن که چیزای بیشتری ببینن

روش سنتی برای برگردوندن مخاطب اینه که از بروز شدن محتوا ها استفاده کنید. نوشتن یه مقاله جدید، بروز رسانی رویداد ها و ... از جمله روش هایی هستند که استفاده می شه. اما تکامل یه چیز جدیدتری هم برای شما داره که اونم بروز رسانی امکانات و ظاهر وب سایته. کاربرای شما هر دفعه (طی یه بازه کوتاه) به وب سایتتون بر می گردن تا ببینن شما چه تغییرات جدیدی توی امکانات و یا ظاهر وب سایتتون دادید. انجام تغییرات کوچیک باعث می شه که بتونید نشون بدید وب سایتتون مدام در حال رشده و ارزش بازبینی مجدد رو داره.

کاری با پایه واساس درست

اگه دارید پولی رو برای طراحی وب سایت پرداخت میکنید، حیاتیه که همون اول اطمینان پیدا کنید که طراح به جای بازطراحی به تکامل وب سایتتون فکر می کنه.

مزایای تکامل خیلی روشنه، اما شما چطور در طول زمان این کار رو انجام میدید؟ کلیدش اینه که کاری با پایه و اساس درست انجام بدید. بسیاری از وب سایت ها با این نگرش ایجادشدن که احتمالا تا ۲−۳ سال آینده خیلی نیازی به تغییر ندارن. اگه هم تغییری لازم شد می شه دوباره از اول طراحیش کرد. سایتهایی که با این روش ساخته شده باشن رو خیلی سخت می شه تکامل داد چون المنت های اساسی تکامل رودر خودشون ندارن.

اگه دارید پولی رو برای طراحی وب سایت پرداخت میکنید، حیاتیه که همون اول اطمینان پیدا کنید که طراح به جای بازطراحی به تکامل وب سایتتون فکر می کنه. تنها در این صورته که می شه به رشد افزایشی امیدوار بود.

ایجاد المنت های تکامل

قبلا در مطالب مختلفی در مورد اصول طراحی نوشتیم. برخی از اونها که از المنت های تکامل به حساب میان بطور خلاصه اینها هستند:

  • جداسازی محتوا از طراحی
  • عملکرد ها از محتوا
  • محتوا های خوش فرم
  • مدیریت قالب و محتوا
  • انعطاف پذیری طرح

مهمه که به یاد داشته باشید که کار از پایه و اساس خیلی اهمیت داره و المنت های طراحی تکاملی باید قبل از هر تصمیم دیگه ایی باشن. تکامل دادن سایتی که با این رویکرد ساخته نشده کار واقعا سختیه. اطمینان از اینکه طرح، محتوا و کاربرد ها هر کدوم به صورت مجزا نگهداری شده باشن کلید موفقیت یه وب سایت در روند تکامله. بدون اینها، سربار تکامل وب سایت شما خیلی خیلی زیاد خواهد بود.

استراتژی دیجیتال, تجربه کاربر

طراحی برای همه تجربه های کاربران

همینطور که مشتری های شما در حال تعامل با شما هستند، انتظاراتشون هم بالاتر می ره. آیا شما به این انتظارات پاسخ میدید؟

صرفا اضافه کردن امکانات جدید، تکنولوژی های بهتر کافی نیست. شما باید یه تجربه موثر رو ارايه بدید. مشتری ها بیشتر از اینکه محصول رو بخرن، تجربه اون محصول رو می خرن. اینم اصلا چیز جدیدی نیست و همه برند های موفق همین رویکرد رو پیش گرفتن.

مشتری ها انتظار همین کیفیت رو در تمام جنبه های زندگیشون دارن. اونها به این فکر نمی کنن که چرا خدمات شما خسته کننده است و یا چرا یه عرضه کننده دیگه داره همین خدمات رو با کیفیت لذت بخش تری ارائه می ده. عدم رضایت اونها باعث می شه که برن دنبال یه جای دیگه بگردن.مشتری ها انتظار همین کیفیت رو در تمام جنبه های زندگیشون دارن. اونها به این فکر نمی کنن که چرا خدمات شما خسته کننده است و یا چرا یه عرضه کننده دیگه داره همین خدمات رو با کیفیت لذت بخش تری ارائه می ده. عدم رضایت اونها باعث می شه که برن دنبال یه جای دیگه بگردن. سطوح خیلی زیادی برای بهبود تجربه مشتری ها وجود داره. خیلی بیشتر از اونکه من بتونم توی یه مطلب بهشون بپردازم. اما اگه بخوایم صرفا به تجربه های آنلاین نگاهی داشته باشیم، می شه یه مروری به چند تا چالش جذاب و اصلی داشته باشیم.

بهینه سازی تجربه آنلاین

در پایه ایی ترین سطح، آیا شما توی همه وب سایت هاتون دارید یه تجربه پایدار (با ثبات) و یکپارچه رو ارایه میدید؟ وقتی یه کاربری به یکی از قسمت های سایت ورود می کنه، آیا ورودش توی بقیه قسمت ها هم به خاطر سپرده می شه؟ خیلی وقت ها زیر قسمت های مختلف از سایت ها از هم گسیخته هستن. علتش هم اینه که یه نگاه کلی در مورد همه اونها وجود نداره. شاید هم به این دلیله که هر سایتی واسه خودش یه جوری ایزوله شده.

موضوع بعدی اینه که سایت شما چطور با سایر کانال ها مثل فیس بوک و توییتر ارتباط برقرار می کنه؟ آیا کاربرای شما بدون هیچ مشکلی می تونن بین این کانال های مختلف جابجا بشن؟ آیا سایت شما با شبکه های اجتماعی یکپارچه شده؟ آیا توی همه این شبکه ها از یه سبک و سیاق استفاده می کنید؟

در مورد تجربه ابزار های مختلف چکار کردید؟ با توجه به تحقیقی که گوگل انجام داده ، اغلب مردم برای انجام یه کار خاص، بیشتر از یک ابزار رو به کار می گیرن. شما همیشه باید انتظار افزایش تعداد کاربرایی که از تبلت و اسمارت فون استفاده می کنن رو داشته باشید. بعدش این مهمه که شما توی همه این ابزار ها یه تجربه یکپارچه رو ارائه کنید. به عنوان مثال اگه من با موبایلم یه چیزی رو به سبد خرید اضافه کنم، توی تبلت هم بتونم توی سبد خرید ببینمش.

در نهایت اینکه آیا تجربه های آنلاین با تعاملات آفلاین مطابقت دارن؟ مثلا اگه من یه بلیط رو آنلاین می خرم، می تونم با اطمینان از اینکه توی سیستم آفلاینشون ثبت شده برم و بهشون مراجعه کنم؟

تغییرات بزرگ، چالش بزرگ

همونطور که احتمالا دیدید، این یه سوال مهم واسه اکثر سازمان هاست. اونها باید تغییرات زیادی رو توی طرز عملکرد و حتی فکر کردنشون ایجاد کنن. اگر الان برای تغییر اقدام کنید، خروجی های بیشتری نصیبتون می شه. اما اگه خیلی طولش بدید، ممکنه مزایای رقابتی رو از دست بدید.

حالا از کجا شروع کنید؟ من چند تا نکته رو خدمتتون عرض می کنم.

طراحی دوره ایی رو کنار بزارید

بیشتر سازمان ها و بیزینس هایی که من باهاشون کار کردم، یه وب سایتی دارن که حاصل چند دوره طراحی مجدد بوده. وقتی به سایتشون نگاه می کنی،‌ می تونی برگشت زمان رو توش ببینی. هرچی هم عمیقتر دقت کنی، طرح های قدیمی تری پیدا می کنی. علتش اینه که وقتی ما یه طرح جدید ارائه می دیم، قسمت های اصلی به یه سطح بالاتر ارتقا پیدا می کنن، اما سایر قسمت بروز نمی شن.

سازمان هایی که توی چنین شرایطی قرار دارن، باید بجای اینکه مرتبط طراحی جدید انجام بدن، یه رویکرد تکاملی رو توی توسعه وب سایت و بهینه سازی قسمت های مختلفش پیش بگیرن.

تغییر نگاه ما نسبت به طراحان

برای بعضی دیگه از سازمان ها، تغییر توی نگاه اونها نسبت به طراحانیه که باهاشون کار می کنن. خیلی از این سازمان ها طراحان رو کسی می بینن که مثل یه نقاش یا استاد دکوراسیون داخلی ساختمون، قراره ظاهر کار رو زیباتر کنه.

در واقع طراحان چیزی بیشتر از این حرف ها هستند. اونها تجربه‌کاربر محصول شما رو خلق می کنن. اونها تلاش می کنن که تجربه به بهترین شکل ارائه بشه. ولی متاسفانه ما خیلی وقتها اونها رو به انجام کارای خیلی سطحی محدود می کنیم.

دیگه زمانش رسیده که ما به طراحانمون آزادی بیشتری بدیم. لازمه که طراحان رو بیاریم و در بالاترین رده های تصمیم گیری قرار بدیم و اجازه بدیم که در مورد کاربران ما قدرت مذاکره و دخالت داشته باشن. البته اغلب این طراح ها ابتدا به ساکن نیاز به یه کم حمایت و تشویق دارن،‌ اما من باور دارم که اگه یه کم زمان داشته باشن می تونن نظرات خیلی جالب و مهمی توی شکل ارائه تجربه کاربر داشته باشن.

ریسک پذیری بالاتر در مورد پروژه های پایلوت

بعضی دیگه از این سازمان ها باید ریسک پذیریشون رو بالا ببرن. این موضوع نسبتا در مورد سازمان های بزرگتر بیشتره و معمولا انگیزه کمتری برای تغییر دارن. خوب وقتی دارن کار فعلیشون رو بخوبی انجام می دن و نسبتا هم موفق بودن، پس دیگه چرا تغییر؟ مشکل اینه که دنیا در حال تغییره و کارهایی که امروز امن به نظر می رسن، فردا دیگه همین امنیت رو ندارن.

یکی از تغییرات بزرگ اینه که به جای فکر کردن به محصول و خدمات، به تجربه مشتری فکر کنید. این تغییر به یه روحیه مشتاق و ریسک پذیر نیاز داره. البته یه روش معقول اینه که با یه پروژه پایلوت شروع کنن، چون بهشون اعتماد به نفس و امنیت بالاتری می ده.

همکاری بین سازمانی

نهایتا، برای بعضی دیگه از سازمان ها مسئله اینه که تفکیک پذیری خیلی بالایی وجود داره. مثلا دو واحد کاملا جدا برای مدیریت شبکه های اجتماعی و وب سایتشون دارن. البته من قصد ندارم در مورد پشتیبانی تلفنی و سایر روش های متدوال دیگه هم صحبت کنم.

این روش از نظر اصولی هیچ مشکلی نداره، اما مسئله اینه که همه این بخش ها دارن به دنبال یه هدف مشخص حرکت می کنن. وقتی تا این سطح تفکیک پذیری وجود داشته باشه، خیلی سخته که بتونن یه تجربه یکپارچه رو ارائه کنن.

هرکاری که ازتون ساخته است رو انجام بدید

این امکان وجود داره که شما به عنوان خواننده این مطلب یه متخصص و طراح وب باشید. احتمالا اعمال بعضی از این تغییرات برای شما حتی نزدیک به غیر ممکن باشه. اما کاری که شما حتما می تونید انجام بدید، تلاش برای اینه که یه تجربه آنلاین پایدار ارائه بشه.

شما می تونید به این فکر کنید که کاربرا چطور بین ابزار های مختلف جابجا می شن. بعد می تونید با همکارانتون همفکری کنید و ببینید چطور می شه که توی تجربه مخاطبانتون، در زمان استفاده از ابزار های مختلف، پایداری ایجاد کنید.

تجربه کاربر

آیا شما طراح رابط‌کاربر هستید یا طراح تجربه‌کاربر؟

طراحی توی یه چشم به هم زدن اتفاق نمی افته. برای ایجاد یه تجربه موثر، باید وارد متن ماجرای کسب و کار بشید.

"به نظر من شما بهتره به کار طراحی سایتتون برسید. من نمی فهمم چرا شما اینقدر در مورد تحول کسب و کار حرف می زنید؟ مگه مشکل مشتری اینه؟" این سوالیه که توی این چند سال مرتبط از من و حالا وب ادوایس پرسیده شده.

به نظر می رسه برای مردم کمی عجیبه که یه طراح سایت بخواد یه وب سایتی مثل وب ادوایس داشته باشه و در مورد تحول در کسب و کار بنویسه. من فکر می کنم تقریبا علت این سوال رو می دونم. اغلب مردم نظرشون اینه که مشتری ها طراحان سایت رو استخدام می کنن که فقط براشون یه سایت طراحی کنن نه اینکه کسب و کار اونها رو متحول کنن. اما آیا واقعا همینطوره؟

مشتری ها یه وب سایت موفق می خوان

آیا مشتری ها ما رو استخدام نمی کنن که براشون یه سایت موفق طراحی کنیم؟ ممکنه این رو مستقیما به ما نگن، اما مفهوم کارشون در واقع همینه. از اونطرف طراحی یه وب سایت موفق یه چیزی بیش از یه طرح گرافیکی زیبا و استفاده از آخرین تکنیک های CSS هست. حتی گاهی بیشتر از اینم هست که بفهمید کاربرا چی می خوان.

اغلب وقتی یه وب سایت (یا یه استراتژی دیجیتالی) شکست می خوره، علتش اینه که سازمانی که پشت اون قرار گرفته، ظرفیت های لازم برای حمایتش رو نداره.

برای ارائه یه تجربه عالی، باید بیزینس رو اصلاح کنید

دلیل اینکه من مدام در مورد این نگرش های سازمانی و تحولاتش می نویسم همینه. برای طراحی تجربه عالی، گاهی باید کل یا قسمتی از بیزینسی که داره اون تجربه رو ارايه می کنه رو اصلاح کرد.

به عنوان مثال، اگه یه وب سایت هیچ برنامه بلند مدتی برای تکاملش نداشته باشه، خیلی زود شکست می خوره. به همین دلیله که ما به مشتری ها کمک می کنیم که یه استراتژی دیجیتالی تدوین کنن. وقتی مشتری می خواد اخبار کسب و کارش رو از طریق توییتر منتشر کنه، ما خودمون رو موظف می دونیم که برای شبکه های اجتماعی آموزشش بدیم و آمادش کنیم.

یکی از بزرگترین مثال هایی که می شه زد به موضوع محتوا مربوط می شه. یه رابط گرافیکی فوق العاده بدون محتوا هیچ کاری ازش ساخته نیست. به همین دلیله که ما با مشتری ها شروع به تدوین استراتژی محتوا می کنیم.

ممکنه بگید وظیفه ما اینه که رابط‌کاربر رو طراحی کنیم و بریم دنبال کارای دیگه مون. اما اگه خودتون رو یه طراح تجربه‌کاربر می دونید این اصلا کافی نیست.

ممکنه بگید وظیفه ما اینه که رابط‌کاربر رو طراحی کنیم و بریم دنبال کارای دیگه مون. اما اگه خودتون رو یه طراح تجربه‌کاربر می دونید این اصلا کافی نیست. در واقع باید بدونید که خیلی از مسائلی که در آینده باید حل بشن، مستقیما به رابط‌کاربر مربوط نمی شن.

تجربه کاربر

طراحی تجربه کاربر آسان اما پیچیده است

طراحی تجربه کاربر یه کار ساده است، اما همین کار ساده گاهی پیچیدگی هایی دارن که از چشم یه طراح حرفه ایی هم مخفی می مونن.

اخیرا به موضوع ساده و در عین حال پیچیده بودن طراحی تجربه کاربر ی و همینطور طراحی کاربر محور اشاره کردم که باعث شد سوالاتی توی فیس بوک ، توییتر و ایمیل پرسیده بشه که دقیقا منظورم چیه؟

ساده آسان نیست، پیچیده سخت نیست

این موضوع رو از دو جهت می شه بررسی کرد. اولیش اینه که پیچیده سازی کار خیلی ساده اییه. شما می تونید با اضافه کردن چند تا آیتم دیگه، وب سایتتون رو به پیچیده ترین وب سایت دنیا تبدیل کنید. در عوض ساده سازی کار سختیه. اینکه به ساده ترین شکل ممکن پیامتون رو به مخاطب برسونید و همینطور کمک کنید که اونم به هدفش برسه، کاری نیست که هر کسی از عهدش بر اومده باشه.

فوتبال یه بازی ساده است و به همین علته که هرکسی تقریبا یک بار این بازی رو انجام داده. اما همین بازی ساده واقعا پیچیده است.

موضوع بعدی اینه که لزوما هر چیز ساده ایی آسون و هر چیز پیچیده ایی سخت نیست. فوتبال یه بازی ساده است و فرقی نمی کنه که از یه بچه ۴−۵ ساله بپرسید یا یه مرد ۶۰ ساله، تقریبا همه اونها می دونن که پاس، شوت، سانتر و گل چیه و البته فوتبال هم چیزی بیشتر از اینها نیست. اما وقتی همین افراد وارد یه بازی حرفه ایی فوتبال می شن تازه می فهمن که پیچیده تر از اونیه که به نظر می رسه.

طراحی تجربه‌کاربر ساده اما پیچیده است

تقریبا شما هر گرافیستی رو ببینید که به جریان تجربه‌کاربر یه آشنایی مختصری داشته باشه، خودش رو طراح تجربه‌کاربر هم می دونه. علتش اینه که طراحی تجربه کاربر کار واقعا سادیه. چه درست چه غلط، شما همیشه می تونید یه تجربه ایی رو برای کاربر رقم بزنید. این درست مثل آشپزیه که چه شور چه بی نمک، به هر ترتیب همیشه می تونه یه غذایی رو بپزه. چون آشپزی هم کار واقعا سادیه.

طراحی تجربه کاربر یه کار ساده است. اما همین کار ساده در مواردی فوق العاده پیچیده است.

اما همین کار ساده گاهی پیچیدگی هایی دارن که از چشم یه طراح حرفه ایی هم مخفی می مونن. اگه بخوایید از بین تمام شاخه های تجربه‌کاربر، از بین تمام مقولات شاخه طراحی، تنها بعضی از پیچیدگی های مقوله انطباق پذیری رو بررسی کنید، بهتره مقاله ایی که علیرضا جهاندیده در خصوص توجه به شرایط کاربر نوشته رو مطالعه کنید.

تجربه کاربر

5 چیزی که اغلب افراد در مورد تجربه‌کاربر نمی دونن

بیشتر افراد بعضی از واقعیت‌های تجربه‌کاربر رو نمیدونن که توی این مطلب من به ۵ تا از اونها اشاره میکنم.

<span class="CmCaReT" style="display: none;"></span>خیلی از مردم ابهاماتی در مورد تجربه‌کاربر دارن که باعث شده نسبت به اهمیت اون بی‌تفاوت باشن. توی این مطلب ۵ تا از رایج‌ترین چیزهایی که خیلی ها در مورد تجریه‌کاربری نمیدونن رو بهتون معرفی می‌کنم.

طراح تجربه‌کاربر با گرافیست یا برنامه‌نویس فرق داره!

این مهمترین اشتباه و شاید هم رایج‌ترین اونها باشه که اغلب مردم طراح تجربه‌کاربر رو همون طراح گرافیست یا برنامه نویس همه‌کاره می‌بینن. برای اونها لزوم وجود یه همه‌کاره دیگه بین سایر اعضای تیم مشخص نیست و به همین دلیل احساس می‌کنن نیازی به حضور یه طراح تجربه‌کاری ندارن.

توجه یه طراح تجربه‌کاربر بیشتر متوجه جنبه‌های بیزینسی محصول شماست.

شاید در نگاه اول خیلی تفاوتی بین یه برنامه‌نویس یا گرافیست با طراح تجربه‌کاربر دیده نشه. ممکنه شما فکر کنید یه طراح تجربه‌کاربر لابد مهارت‌هایی مثل یه طراح وب سایت داره. مثلا HTML, CSS, PHP, jQuery, Photoshop. اما در واقع توجه یه طراح تجربه‌کاربر خیلی بیشتر متوجه جنبه‌های بیزینسی محصول شماست. بعضی از مهارت‌های یه طراح تجربه‌کاربر به اختصار اینها هستن:

  • تحقیقات بازار
  • استراتژی تولید و نگهداری محتوا (بازاریابی محتوا)
  • مصاحبه با کاربر
  • جمع آوری و سازمان دهی آمار‌ها
  • بهینه‌سازی نرخ تبدیل کسب و کار
  • ایجاد شخصیت برای برند و محصول
  • تولید ترمینولوژی و طبقه بندی
  • تعیین امکانات و پیش نیاز‌ها
  • وایرفریم، گرافیک و رابط‌کاربر
  • طراحی‌تعامل
  • معماری اطلاعات
  • کاربردپذیری
  • هماهنگی و پاسخ
  • و ...

اگه خوب به این مهارت‌ها توجه کنید می‌بینید که جز در یک مورد هیچ شباهتی بین یه طراح تجربه‌کاربر با برنامه نویس یا گرافیست نیست. تجربه‌کاربر بیشتر به جنبه‌های کارکردی و بیزینسی توجه داره. به عنوان مثال استراتژی محتوا به عنوان یکی از المنت‌های بسیار مهم در SEO (بهینه‌سازی برای موتور‌های جستجو) شناخته می‌شه. یا بهینه‌سازی نرخ تبدیل یکی از فاکتور‌های مهم و اثرگذار در سودهی کسب و کار شماست. یا اینکه تولید شخصیت برای محصول بخش مهمی از روند برندینگ و بازاریابی به حساب میاد.

من تلاش می‌کنم حتما در یه مطلب جداگانه لیست تمام مهارت های کلیدی یه طراح تجربه‌کاربر رو در اختیار شما قرار بدم.

تجربه‌کاربر نزدیک به ۷ دهه قدمت داره

خیلی‌ها فکر می‌کنن تجربه‌کاربر یه موضوع جدیده که طی چند سال اخیر روی زبون‌ها افتاده. من برای روشن تر شدن این موضوع، به توضیحی که به عنوان تاریخچه طراحی تجربه‌کاربر در ویکیپدیای انگلیسی نوشته شده اکتفا می‌کنم.

ریشه طراحی تجربه‌کاربر به علم آرگونومی و عوامل انسانی بر می‌گرده که تقریبا از ۱۹۴۰ میلادی (۱۳۱۹ شمسی)، یعنی بیش از ۷۰ سال پیش شروع شده و روی موضوع تعامل انسان با ماشین، محیط متنی و روش طراحی سیستم‌هایی که تجربه‌کاربر رو شکل میدن تمرکز داره. با شروع نفوذ کامپیوتر در اوایل ۱۹۹۰ میلادی به محیط کار، تجربه‌کاربر تبدیل به مهمترین دغدغه طراحان شد. از اون به بعد بود که Donald Norman واژه طراحی تجربه‌کاربر رو در سطح وسیع دانشی مطرح کرد و امروزه این رشته مشترکات زیادی با طراحی کاربر محور و همینطور تعامل انسان و رایانه داره.

بنابراین طراحی تجربه‌کاربر بیش از ۷ دهه مورد توجه همه طراحان سیستم‌ها، مخصوصا سیستم‌های تجاری بوده که قراره تجربه‌ایی رو برای کاربرانشون رقم بزنن. این به این معنیه که اگر ما امروز تازه متوجه چنین موضوعی شدیم، باید اون رو یکی از مهمترین دلایل عدم رشد کافی در صنعت نرم افزار و وب بدونیم. نه اینکه باهاش مقابله کنیم یا فکر کنیم خیلی هم مهم نیست.

تجربه‌کاربر فازی اتفاق می‌افته

بدترین ابهامی که در مورد تجربه‌کاربر وجود داره و اغلب منجر به مخدوش شدن فرایند طراحی می‌شه اینه که فکر کنید تجربه‌کاربر رو می‌شه در یک مرحله و با یک سری پیش فرض‌های ذهنی خود طراح به انجام رسوند. من خیلی زیاد می‌بینم که یه طراحی میشینه و با خودش تصمیم می‌گیره که چی درسته و چی غلط!

تجربه‌کاربر در طی فاز‌های مختلف و گام به گام با کاربر طراحی می‌شه.

همونطور که از اسم «طراحی تجربه‌کاربر» مشخصه، ما به دنبال طراحی بخشی از تجربه‌کاربر هستیم. هیچ ابزاری برای شناخت دقیق و ۱۰۰٪ کاربران وجود نداره. بنابر این برای روند طراحی تجربه‌کاربر در واقع بیشتر یه روند بهینه‌سازیه تا طراحی. بعبارتی طراحی تجربه‌کاربر، طی فاز‌های مختلف و گام به گام با کاربر طراحی می‌شه.

تجربه‌کاربر بر اساس بازخورد کاربران طراحی می‌شه

من خیلی با این موضوع برخورد می‌کنم که وقتی به عنوان متخصص تجربه‌کاربر با یه گروهی شروع به کار می‌کنم، ازم می‌خوان که بشینم و تجربه‌کاربر رو با تکیه به نظرات خودم روی یه کاغذ بهشون نشون بدم. واقعا کار سختیه که در اون لحظه بخوام بهشون بگم همچین چیزی ممکن نیست! چون اغلب باعث می‌شه به خودشون بگن: «پس اصلا چه نیازی به طراح تجربه‌کاربر دارن؟».

تجربه‌کاربر طراحی، سپس بر اساس بازخورد‌های خودش بهینه‌سازی می‌شه.

تجربه‌کاربر رو باید هر روز بهینه‌سازی کرد. این بهینه‌سازی هم اغلب با استفاده از بازخورد‌هایی که از خود کاربران گرفته شده انجام می‌شه. کاری که طراح انجام می‌ده آنالیز این بازخورد‌ها، کشف نیاز‌ها در دل بازخورد‌ها، و پیدا کردن راه حلی برای پاسخ دادن به این نیاز‌هاست.

اگر یه طراح تجربه‌کاربر بشینه و همه اون چیزی که به نظر خودش درسته رو اجرا کنه، در واقع این خودش مخالف اصول تجربه‌کاربره. چون نیاز‌های کاربران هر روز در حال تغییره و ما نمی‌تونیم ۱۰۰٪ به دانش قبلی خودمون متکی باشیم. این موضوع مثل نوشتن چند خط CSS نیست که بشه بدون داشتن دانش کافی از نسخه ۳، به هر ترتیب کار رو انجام داد و یا بدنبال یه ترفند جایگزین باشیم. همینطور نمی شه توی اینترنت سرچ کرد و راه حل رو پیدا کرد.

تجربه‌کاربر برای کسب و کارهای کوچک هم ضروریه

اینکه فکر کنیم اهمیت دادن به تجربه‌کاربر فقط خاص تجارت‌های کلان و یا شرکت‌های بزرگی مثل اپل و یا گوگل هست از اون ابهاماتیه که به رشد صنعت در کشور آسیب وارد می‌کنه.

در واقع من فکر می‌کنم موضوع عکس اینه. اگه شرکت‌های بزرگ امروزی در دوران شروع کار خودشون به تجربه‌کاربر توجه نداشتن، هیچ وقت اینقدر بزرگ نمی شدن. به عنوان مثال شاید بد نباشه به ۱۰ چیزی که گوگل فکر می‌کنه درسته نگاهی داشته باشید. احتمالا برای شما جالب خواهد بود اگر ببینید که توجه به تجربه‌کاربر، از همون ابتدای شروع به کار (حدود ۱۵ سال پیش)، اولین چیزی بوده که گوگل فکر می‌کرده درسته.

البته من می‌دونم که برای کسب و کارهای کوچیک، دغدغه دستمزد متخصصین تجربه‌کاربر مسئله مهمیه. اما همونطور که شما برای استخدام یه برنامه نویس لازم نیست حتما سراغ Scott Meyers برید، می‌تونید یه طراح تجربه‌کاربر در سطح کسب و کار خودتون استخدام کنید. هرچند برای استخدام طراح حرفه‌ایی تر هم راه‌های دیگه‌ایی مثل گرفتن مشاوره موردی، کار پروژه‌ایی و غیره وجود داره که به شما به عنوان یه کسب و کار کوچیک اجازه می‌ده از این متخصصین بهره مند باشید.

در نتیجه لزوم یه متخصص تجربه‌کاربر در کنار یه کسب و کار کوچیک، به مراتب و از جهاتی بسیار مهمتر از شرکت‌های بزرگه. چون رقابت بین شرکت‌های کوچیک و بزرگ به مراتب جدی تر به نظر میرسه و اینجاست که توجه به تجربه‌کاربر به کمک شما میاد.

تجربه کاربر